|
|
|
|
|
چکیده : بتاریخ بیست وچهارم جوزای سال جاری رخداد نفرت زای کتاب شوی در رود خانه هرمند جهانیان ومردم کشور را با بهت بزرگ رو برو نموده، مشروعیت و قانون مداری حکومت افغانی را نیز به ازمون دیگری کشانده است. دراین فاجعه هزارن جلد کتاب دینی تاریخی وادبی، هزاره ها به اب انداخته شد. این نوشته تلاش دارد به ره اورد این جنایت وپی امدهای اجتماعی ان حادثه ی غم انگیز نگاهی انداخته و تاریخ تقابل افغانها،با اندیشه و کتاب را نیز به بررسی کوتاه بنشیند. بررسی های تاریخی در افغانستان نشان می دهد که، حکومتها ونظامهای سیاسی حاکم در این کشور بهرنام و عنوان که بوده و سلطه رانده اند درکل با اندیشه وتفکر، اندیشمندان ونویسندگان روشنگر،کتاب ونو شته های بارنگ و بوی ازادی خواهانه وعدالت محورانه بطور جدی مشکل ودشمنی داشته و در تقابل عطش ناک با هرانچه از مفاهم متعالی خرد وعقلانیت بوده سنگر داشته ومبارزه کرده اند، انها حتی با خواندن و نوشتن یک بیت شعر از جنس بیدرا گرانه وانسانی به شدت بر خورد می نموده وکار گویندگان و نویسندگان ان را به جا های خطر ناک، تبعید، زندان وحتی دار واعدام می کشانده اند، مرحوم غبار در جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ نمو نه های از این روندرا در بخش مطبوعات کتابش اورده اند که برای هر محقق و ازاده مایه عبرت و هم اموزنده می باشد. دولتها وحاکمان افغان بخاطر ساختار استبد ادی ، روحیه قبیلوی وافکار توسعه نیافته که داشته اند نسبت به بروز هر پدیده جدید فکری واندیشه های راه کشا ونوین احساس کمبود وعقده مندی می نموده اند، انها با هر انچه که خود ها نمی دانستند و نمی بینند احساس ترس و دشمنی نموده وانگاه با وسیله قرار داند دین و دفاع از وحدت و همبستگی ملی، با هر وسیله که بدست دارند به نا بودی وامحای ان اقدام می نموده اند، حاکمان مستبد و انحصار گر افغانی مطلقا از اندیشه واندیشه سازان در هراس و ترس بوده اند لذا با افکار انتقام جویانه و توهمات واهی که زندگی انان را در حصار گرفته است با هر نوع روزنه و تابش روشنایی از در مقابله و غضب وارد گردیده وبه خاموشی ان می پردا خته اند. دشمنی وتقابل اشتی نا پذیر دولت وسیاستگران افغان بامظاهرتمدنی،نماد های بیدار گری چیزی نیست که از جانب یک محقق و فرهنگی با انصاف انکار گردد وهمچنین سوزاندن سراج التواریخ، منفجر نمودن و نابود کردن پیکره های زیبا و هنری بودا از مسایلی نیست که قابل انکار باشد، اقدام اخیر و ضد فرهنگی دولت اقای کرزی مبنی بر کتاب شویی در هرمند ضمن اینکه یک سند زنده و گویای جدید می باشد حلقه وصل است از سلسه ی شوم وبهم پیوسته روند فرهنگ ستیزی در افغانستان. فاجعه اخیر فرهنگی وشگرد نوین به اب انداختن کتا بها گرچه یک ابتکار حکومت دموکراسی افغانها ودولت فعلی ان است، اما در تاریخ کتاب سوزان کشور یک خلاف جدید و روش تازه به حساب نمی اید، بلکه این عمل تداوم یک جریان سیاه و مخرب است که مجریان وسیاستگران افغان در مجموع خود ها را به ادامه دادن ان پروسه ملزم ومتعهد می دانند. گویا که،حکومتهای استبدای افغانی به توان و هنر روشنگرانه کتاب پی برده ولذا در برابر ان احساس حقارت و در نهایت دشمنی داشته اند،از یاد نبریم که روشنفکر ترین شا هان این سر زمین( امان الله خان) به خاطر اوردن وثبت لقب افتخاری که از جانب انگیلس برای جدش عبد الرحمن خان داده شده بود، صد ها جلد کتاب سراج التواریخ را به اتش کشانده است ، مرحوم غبار می نویسند:چون امان الله خان فهمید لقب جدش (رییس دلاور اعظم احترامی طبقه اعلای ستاره هند) که از طرف ملکه بر تانیا اهدا گردیده بود، در سراج التواریخ مفصل وعریان بیان گردیده است امر به حریق ان کتاب نمود.، ترکی و حفیظ الله امین کتابها را مانند انسانها به قعر زمین دفن می نمودند وطلبان با کتابها همیشه غذا می پخته اند وامروز حکومت نام نهاد اقای کرزی برای اینکه از قافله کتاب ستیزان عقب نما نده باشد دوازده تن کتاب را به اب می ریزد وبعد به همان بها نه های کهنه و ننگ الود به دفاع از عمل کرد خود می پردازد. بیجا نیست که در زندانها،اعدامگاه وتبعیدگاه های مر بوط به دولتهای معاصر افغانستان جز، نخبگان فکری، خرد مندان وازادی خوا هان کسی دیگر دیده نمی شود واین خود دلیل است بر مو جودیت مشکل میان انها و اندیشه ورزان و نشانه ی است از عطش سوزناک وملتهبانه انها در تقابل خشن با کتاب ، ودیگر ایات روشنگری و نمادهای خرد پروری. به همین خاطر می بینیم که بیشترین دغدغه حکومت هفت ساله ی اقای کرزی نیز وجود روشنفکران،نویسندگان، نو اوران ونویسندگان و در کل،گستره وفضای فرهنگی و فکری جا معه، کتاب واندیشه سازان ودیگر اندیشان ما بوده است. واز جانب دیگر وبه همان مقیاس که نسبت به مفاهم و نماد های یاد شده دشمنی و ضدیت روا داشته شده است با بیسوادان، چاپلوسان، سودا گران سیاسی و قاچاق بران ومر بوطین گروهای متهم به دهشت افکنی و تروریستی همکاری ونظر لطف لحاظ شده است. هیچ متفکر افغا نی وهیچ نویسنده وهنر مند اینسر زمین از زبان کرزی نشنیدند که، فرهنگیان برادران من هستند واما رییس جمهور ما با رها از برادری خود وتروریستان طالبان سخن گفته و برای زندیک وهمکاری با انها عمل نموده است. لذا مسله به اب انداختن کتاب انهم کتابهای که با اندیشه و کلک هزاره مردم، متهم به هر اتهامی، اندیشیده ، افریده ونوشته شده است یک عمل بسیار افتخار امیز برای حکومت و عمال ان به حساب می اید، مصا حبه وزیر اطلا عات حکومت با بی بی سی در رابطه با این خبر فاجعه انگیز بیانگر ان است که گوی اقای وزیر جهاد بزرگ را به انجام رسانده و از دین و وحدت ملی جا نانه دفاع و درانتظار دریافت نشان قهرمانی غازی امان الله خان نشسته است. ودر این مرحله به علاوه انچه گفته امد ،کتا بهای معدوم شده بیشتر در برگیرنده قصه های نا گفته رنج ومحرومیت هزاره ی قتل عام شده و به بردگی کشانده شده بوده است،کتا بهای که بیانگر ستم تارخی و مدعی موجودیت تبعیض ونفرت در میان مردمان ساکن در افغانستان می باشد،کتابهای که شاهان ستمگر و روندگان راه انها را به یاغی گری،کشتار وقتل عام اقوام محروم کشور وغارت اموال ملی وداراییهای قتل عام شدگان متهم نموده وخوا هان ایجاد دنیای برابر و با محبت در افغانستان نوین هستند. این کتابها تاریخ واقعی و حقیقی ملت افغانستان را از نو باز خوانده و منعکس می نمو دند این کتابها مردم جهان و انسان زجر دیده افغانی را به تجدید نگاه ونگرش به تاریخ، زندگی و روابط اجتماعی مبتنی براصل مساوات و عدالت فرا می خواندند.این کتابها اسناد زنده جنایات ستمگران و روایت محرومیت زجر دیدگان سر زمین بحران زده ما بوده اند، و روایان صادق قصه های پدران وماداران زنده بگور شده و به اسارت و بردگی گرفته شده ی ما بودند . ایا با به اب انداختن این کتابها جنایت سفاکان تاریخی از دامن تاریخ این کشور پاک خواهد شد؟ بهر حال این مسله یعنی اینکه کتابها مر بوط به تاریخ هزاره ها و نویسندگان و متفکران ملت هزاره بوده مزید بر علت گردیده وسبب شد تا هر چه سریعتر به دریای غضب وجهالت انداخته شوند، که هزاره ستیزی نظامهای افغانی یک عمل مقرون به اجر وصواب اهخروی و برد دنیایی شمرده می گردد.و تداوم و نهادینه نمودن این سنت تبعیض امیز در ارکان حکومتهای افغانی برای ان است که، هزاره ها در مسیروطول تاریخ، جانب عدالت وبرابری را داشته وهر ازگاهی که فرصت تنفس نمودن را یافته اند پیش از انکه از خود سخن بگویند از عدالت وبرابری دفاع نموده اند، جامعه هزاره هم اکنون با تحولات که در نفس، دید و بینش زندگی سیاسی خود ایجاد نموده است به اردوگاه وستاد عدالت و ببرابر طلبی تبدیل گردیده است .از جانب حاکمیت که بر اساس سنتهای قبیله بنا شده وبه افسانهای تبعیض امیز بر تری گری بنا شده است، دشمن طبیعی ان مجموعه خواهد بود که از ازادی و عدالت سخن در میان اورد،اگر چنین گردد و بر خوردو تقابل حتمی خواهد بود همانگونه که هم اکنون شاهد ان هستیم. هزاره ها با احساس تکلیف انسانی و تعهد فرهنگی شان نسبت به ازادی، بیداری واینده مردم در این کتابها و اندیشه های علمی و خردمندانه شان مطالبات انسانی چون، عدالت،ازادی، مشارکت سیاسی ومساویانه شهر وندان کشور را مطرح وبراجرایی نمودن ان به مبارزات مدنی و مسالمت امیزتأ کید نموده وخوا هان تغییرات اساسی در معادلات زندگی و امورات اجتماعی مردم افغانستان شده اند واین حرکت خردمندانه بوده است که حاکمیت را عصبی و نا راحت نمود تا برای خفه نمودن صدای عدالت و فریاد هزاره به جنایت جنون امیز جدید دست زدند. خلاصه اینکه به اب انداختن کتابهای تاریخی وادبی هزاره در همین راستا وبرای تعمیل اهداف شرک الود تحقیر وتو هین به انسان هزاره وراندن انها به زاویه و حاشیه رنج وبی نامی وبی نانی انجام یا فته است حکومت اقای کرزی خصوص وزیر متعصب اطلاعات ان بدون حفظ کوچکترین نزاکت ملی وفرهنگی کشور ، عملی را مر تکب گردید ه است که از نگاه هیچ دین وایین قابل بخشش نمی باشد،چون در فرهنگ دینی وملی ما کتاب، مظهر اندیشه، معبر نور وروشنای، وسیله هدایت و اگاهی است، شأن روحانی و فکری کتاب ومنزلت روانی که در میان جوامع بشری دارد، همیشه از احترام وکرامت خاص بر خوردار و از جانب مایه اعتماد انسانها نیز بوده است. قلم وکتاب در فرهنگ مردم افغانستان خصوص اندیشمندان رنجدیده ما،از ارزشها و مقدسات می باشد که هیچ چیزی دیگر نمی تواندجایگاه بلند و ممتازانرا اشغال نماید وتمامی بشریت به قداست،ارجناکی وحرمت خاص کتاب نگاه مشترک و قابل احترام دارند،جایگاه رفیع وسازنده کتاب ونقش رهنمونی ونجات بخشی ان برگهای فیض و رستگاری باور پایدار وهمسان است که بشریت از اول تا به امروز برای حفظ، گسترش ودر نهایت قضاوت کتاب قربانیها داده اند. به باورما بشریت جز نسخه های کتاب هیچ برگی برنده و افتخار در زندگی شان نداشته وندارندکه، کتاب وقلم،گذشته از انکه هدیه مقدس اسمانی و دلیل روشن پیامبران الهی می باشد،نماینگر اندیشه های انسانی وتفکرات بشری و همچنین سنگ بنای هر نوع تمدن و ترقی، توسعه وشکو فای و در نتیجه تعالی و سبب اسایش جاودان جان وروان انسا نها به حساب می اید. حکومت فعلی افغانستان که در ظاهر امر واز نگاه شعارها و ساختار صوری با نظامهای شاهی واستبدادی گذشته مدعی تفاوت می باشد اما می بینیم که در عمل از نظامهای یاد شده به شکل بسیار عریانش میراث داری وحمایت می نماید، به اب انداختن هزاران جلد کتاب تاریخی ،دینی وادبیاتی گوا روشن وزنده است بر مد عای ما. با اینهمه باید در نظر داشته باشیم که دولت و عامل اعدام کتابها نیز از انفجار عقده مندی خود در امان نخواهد ماند، همان گونه که گفته شد، گرچه نابودی کتا بها در رود خانه هرمند تو هین وتحقیر بزرگ به حیثیت ملی ما بوده است ولی اما از جانب دیگر، برای همه معلوم شد که، هزاره های تحقیر شده و به زا ویه رانده شده ی افغانستان امروزه قطب بزرگ قدرت فکری وتوان سیاسی اینده در این کشور را تشکیل می دهند،شکوه وهیبت این جریان بیدار کننده و اگاهی بخش در چنان اوج رسیده است که، کرزی و حکومتش عاجزانه و هراس ناک از تابیدن و نتیجه بخش شدن انها به مقا بله خشن با اثار قلمی وفکری هزاره ها می پر دازد، این مسله در حد برای دولت مشکل و مهم می گردد که بنا چار دست به دامن قاضیان و ملا یان دین پرور شنا خته شده افغانی می شوند وبرای جنایت یاد شده دلیل شرعی می سازند.. ولی با این همه وعیرغم توطه و نیرنگهای حکومت، حادثه و فاجعه کتاب شوی در میان مردم خصوص فرهنگیان و اصحاب اندیشه وقلم، دوست دا ران کتاب واگاهی به گونه دیگر و کا ملا متفات تعبیر و قرأت شده است، حقیقت این است که،خبر کتاب شوی و به اب انداختن مشعلهای نور و روشنای در افغا نستان و اب دریای هرمند، جهانیان وهم میهنان ما خصوص فرهنگیان و دانشمندان را به گونه منزجر کننده ی شو که وبهت زده نموده است ! با اینکه چندر وزی از زمان وقوع این فاجعه شنیع فرهنگی فاصله گرفته ایم اما هنوز هم پس لرزه های این زلزله جنای، در صدر خبر ها و تحلیلهای دا خلی و فرهنگی کشور ما قرار داشته و قلب ازادگان و خردمندان جا معه را همچنان می ازارد واین جنایت تنها ما را زجر نداده بلکه به زودی گلوی ستم سیاه را نیز به سختی فشار خواهد داد. اعتراضات از جانب تحصیل کردگان،اندیشمندان و روشنفکران ، مراکز قانونی و مراجع علمی چون پارلمان ،دانشگاه ها ، مراکز فرهنگی غیر حکومتی، بر عمل کتاب شوی، دولت کرزی و وزیر اطلاعات وفرهنگ اورا تحت سوال جدی قرار داده، مشروعیت ملی واسلامی بودن حکومت را نیز به چالش تاریخی کشانده است، گرچه دولت کرزی عادت به مسولیت ناپذیری، مجمل کاری و زمان کشی دارد ولی اما این بار این تحقیر و دهن کجی به ایمان استوار، هویت،دینی، تاریخ وادبیات یک مردم با و قار از مسایل نیست که به اسانی مورد چشم پوشی قرار گیرد،انها با این کار شان وحدت ملی مردمرا خدشه دار نموده و اسلام و مسلمانان را در جهان به عنوان ملت ضد فرهنگ و داشتن روحیه عدم سازگاری و تساهل جلوه داده اند لذا اعتراضات وفشاره های مدنی وسیاسی بر حکومت هم چنانکه لازم می باشد، مهم و سازنده نیز خواهد بود. حکومت کرزی گرچه صاحب قدرت سر مایه و دستگاه های تبلیغی دولتی است وفرماندهی ستاد شقاق و نفاق ملی را نیزبر دست دارد وبا غرور جاهلانه که دارد سخت اغوا گردیده وبه دام شیطان و لجاجت افتاده است اما، توان وقدرت حقیقی از ان مردم و اندیشه های ناب است که امروزه حکومت کرزی و دولت نام نهاد او را به ضعیف ترین عکس العمل بزدلانه وادار نموده است.همان اندیشه ها نجات بخش وضد استبدادی در کیمن فرهنگ ستیزان و دشمنان اگاهی نشسته و پاسخ این تحقیر ها را خواهند دادند. بنظر ما اگر کسی از اطرافیان کرزی با عقل سلیم رابطه جزی می داشت برای حکومت مشوره می داد که به این عمل ننگین دست نزند چون کتاب سوزی، و کتاب شویی اگر نتیجه بخش می بود امروز باید سراج التواریخ در خانه خانه هر افغا نی متفرک و دانشمند و مراکز تحقیقی وتاریخی افغانستان وجهان وجود نمی داشت و به عنوان ذخیره تاریخی وفرهنگی افغانستان شنا خته نمی شد و به کتاب خانه های معتبر دنیا جایگاه برای خود پیدا نمی کرد و به زبانهای زنده دنیا ترجمه نمی گردید. اما گذ شته از این مسایل انچه مهم بنظر می رسد، روشن نمودن دلیل و انگیزه های اصلی حکومت در ارتکاب این جرم می باشد، به این تعبیر که ما باید بطور دوام دار از مو جودیت بستر وریشه های پندارها ورو حیات کتاب ستیزی وکتاب سوزی وامروز از کتاب شوی بیشتر بنویسیم و به اگاهی و اطلاع مردم برسانیم واین پرونده ودوسیه را نباید بگزاریم که به این سادگی وزودی بسته شود.باید روشن سازیم که این مشکل چرا و چگونه می تواند در یک کشور اسلامی و با مو جو دیت نظام به اصطلاح دموکراتیک و مردمی به وقوع بپیوندد ؟ مشکل اصلی افغانها با کتاب واندیشه در چیست چرا کتاب و اندیشه ها اینگونه به یک معظل تاریخی وهمیشگی این حکومتها تبدیل گردیده است؟ وانگاه کتا بهای که در باره مسایلی مذهبی یک مذهب به رسمیت شنا خته شده نوشته شده است چرا برای ما و وطن داران ما مشکل ساز و ممنوعه اعلام گردد ایا این مسله ممثل سیاست یک بام ودو هوا ویا به زبان ساده منافقت سیاسی نمی باشد؟ کتابهای که معمولا در باره تاریخ قوم بزرگ از این کشور ( هزاره ها) ویکی از مردمان بو می وبه رسمیت شنا خته شده در این سر زمین می باشند می شود به این اسانی ورسوایی به دریا ریخته شود ایا این عمل تحقیر بزرگ به ان ملت نیست ایا این عمل دروغگویی وریا کاری دولت را به نمایش نمی گزارد، چگونه است که هزاره بعنوان بخش از پیکره ملت افغانستان خوانده شود اما نام ،هویت، ادبیات وتاریخ ان در کشور ممنوعه پنداشته و به دریا اندا خته شود؟ به علاوه انچه انجام یافته است این بار همانند دورانهای گزشته هزاره ها انهم نخبگان فرهنگی، اندیشمندان وعالمان دینی شان بطور مستقیم به بی دینی و تخریب وحدت ملی متهم گریده اند این چیزی است که، وزیر، والی وبا قی عاملین فاجعه به گونه تمسخر امیز بدان اشاره کرده و گفته اند به این دلیل کتا بهارا به دریا انداخته اند که :( شماری از این کتابها "اختلاف برانگیز بود و در این کتاب ها به مسائل قومی و مذهبی دامن زده شده بود." ) اگر دولت افغانستان باور دارد که هزاره ها خصوص اندیشمندان ودانشمندان انها ضد دین و ضد وحدت ملی هستند چرا رییس جمهور این کشور،و وزیر اطلاعت ان که معاونین شان هزاره هستند با انها معاشرت نموده وچگونه است که به انها اعتماد می کنند اگر هزاره ها بی دین وخاین به وحدت ملی باشند نگهداشتن انها در کنار رییس و وزیر خیانت بزرگتر به افغانستان ودین رسمی و وحدت ملی نمی باشد؟بنأ سکوت در مقابل این تهمت ناروا پی امد های خطر نا ک را متوجهه ما خواهد نمود لذا پاسخ دادن به یاوه های مزورانه دولتی ورفع تهمت تاریخی از هزاره ها ونویسندگان و متفکران ان ملت از وظایف و تکالیف دینی وملی همه ما می باشد. باتأسف در کشور ما درمحافل رسمی و تبلیغی، از فرهنگ پروری ودین مداری گپ می زنند ولی در عمل بر خلاف انچه می گویند ظاهر شده اند، انها از خدا و انسانیت وتمدن وفرهنگ گپ سخن می گویند اما از طرف مظاهر تمدن، تفکر و ارزشهای بالنده انسانی را همانند خس وخاشاک به دریا ویا به اتشش می اندازند. وبد بختی دیگر حا کمان افغان در این است که اعمال جا هلانه خود را به دین و رهبران الهی نسبت می دهند بدون اینکه به مردم بگویند و که کدام پیامبر اسمانی یک کتاب را ولو مخالف اموزه و رهنمود هایش به اب واتش انداخته باشد .درد اورتر اینکه، هزینه و جزای این اعمال جنون امیز سیاست گران متعصب وبی مایه را ملت افغانستان پرداخت نموده و در هر گوشه وکنار دنیا به عنوان مردم درنده ، وحشی و ضد فرهنگ از جانب دیگر ملتها توهین وتحقیر می شوند!مای که هنوز ننگ تولید وقاچاق مواد مخدر انجام عملیاتهای تروریست و انتحاری را از دامان خود پاک نتوانیسته ایم و از جانب تمامی مردم دنیا با دیده شک و تردید مورد تعقیب قرار داریم اکنون لکه سیاه دیگری بر پیشانی هر افغانی افزوده شده وبه عنوان کتاب شویان ودشمنان اندیشه وقلم نیز یاد وتحقیر شویم. اری روز چهارم جوزا ۱۳۸۸ در تاریخ سیاه جاهلان وحاکمان این سر زمین برگ دیگر ی براوراق جرمی شان افزوده می شود و از جانب دیگر، هزاره ها یکبار دیگر به یاد قتل عامها و کوچهای اجباری شان می افتند و احساس می نمایند که ما هنوز هم در این سر زمین متهم وبیگانه هستیم.اندیشه،قلم وکتاب ما هنوز هم در این کشور ممنوع و در پرونده سیاه قرار دارد، انها بودا را به خاک افکندند وامروز هم بدون کدام هراسی از قانون و یا خد شه دار شدن دوستی مردمان ساکن در این کشور کتابها را به دریا می ریزند.ا عکس العملی غیر منطقی به اتش واب انداخته شود. ولی در مقابل این جبهه کور ومتعصب اراده و خرد ملی ملت افغانستان وفرزندان فرزانه ودانشمند ان قرار دارد که با ایستادگی قابل ستایش از حق و عدالت تفکر واندیشه انسانی با مردانگی دفاع می نمایند. افکار عامه و سروران اندیشه وخرد مندان کشور با این رخداد با اگاهی ومسولیت شناسی تمام بر خورد نموده وبا صدای رسا و هما هنگ عمل ضد فرهنگی وضد قا نونی حکومت را محکوم نموده اند. جامعه خرد مند و اندیشمند کشور ما از پشتون،تاجیک،ازبک و دیگر د اندیشمندان، با نوشتن مقالات مستدل و علمی انزجار و تنفر شان را از اعمال عملای جاهل دولتی اعلام نموده و بر غیر قا نونی بودن اقدامات انها تأ کید کرده اند، موضع گیریهای صریح و مسولانه که در این مدت از جانب اگا هان و خرد مندان جا معه افغانی در رابطه با کتاب شوی دولت کرزی بیان شده است، به روشنی جانب حق، عدالت و بطور طبیعی جانب هزاره ای،محروم،خرد مند وقلم بدست مورد تأید قرار گرفته است همچنین نمایندگان شرعی وقانونی مردم افغانستان در پارلمان نیز برخورد غیر قانونی، خشن مقا مات افغان!! با ذخایر، افتخار اندیشه و افکار انسانی( کتاب) را یک عمل ضد قانونی و فرهنگ ستیزانه خوانده اند.واین نهضت مردمی واندیشمندانه خود گویای پیروزی اندیشه وکتاب در تقابل با ستم و انحصار گرایی وتمامیت خواهی می باشد. همچنین این موضع گیری ها مایه امید واری و دلخوشی ازادگان و عدالت طلبان است که در فصل سر مای ستم و جریان شقاق افکن دولتی روزنه تابناک وتابش نوری را می ماند که به جان ما ولو اندک گرما می بخشد و امید واری .به امید ان روز که در جا معه ما به جای تقابل روش ومنش تعامل با کتاب جای گزین گردد. رویکردها: *افغانستان در مسیر تاریخ * مجله سراج *رادیو بی بی سی * سایت نشانه *اریا نا نت *اسمایی *اژانس پژواک |
||