|
|
|
|
|
کوچی وکوچی گری یکی از نشانه های جوامع غیر متمدن وبیابان گردان گزشته است، اما کوچی گری در افغانستان ضمن دارا بودن صفت یاد شده،یک پدیده شوم سیاسی واز عوامل خوفناک ترور ها،طغیانها وچپاولهای تاریخی در افغانستان نیز بحساب می اید. شا هان ستم گرگزشته برای مبارزه با رقیبان ملی ومقاومان مردمی در کشور همیشه، از عصبیت و نظامی گری کوچی استفاده می نموده اند، نظامهای ستم باره هرازگاهی که، در مقابله با خواستهای بر حق مردم وطن احساس ضعف می نمودند،کو چیان مسلح بعنوان عوامل و بلدوزر اهداف شان به میادین نبرد می کشاندند. بدین خاطر کوچی گری بحیث یک راه در امد وچپاول،وکو چیان بعنوان نیروهای ذخیره وسر کوبگر شاهان شیاد افغانی مورد استفاده قرار می گر فته است، کو چیان در برابر خد مات شان به شاه هان ستم گر،در سراسر کشور از ازادی عمل وامتیازات گسترده بر تری خواهانه وغیر عادلانه بر خور دار بودند،بگونه که تا هنوز یعنی در زمانیکه استخوانهای ستم وتبار گرایی در حال شکستن و خاگستر شدن می باشد،باز هم شاهد برسمیت شناختن زمینه های این نا برابری وبیداد گریها نا پسند هستیم،اما اینکه چرا وچگونه درکشور و سایه دولتیکه،بنام دموکراسی نان می خورد ظالمانه ترین حکم وفیصله را بالای یک ملت رشید وازادی خواه تحمیل نموده و خواهان رسمیت یا فتن امتیازات بر تری خوا هانه وظالمانه، برای کسانی است که، از داشتن تابعیت وتذ کره افغانی نیز ابا می ورزیده اند.
اما انچه که مسلم است دوره یاغی گری،بر تری خواهی وسیادت طلبیهای قومی در جهان و افغانستان به پا یان رسیده است،امتیاز طلبان باید بدانند زمانیکه، خون یک شتر شان بالا تر از خون ده ها انسان ازبک و هزاره محاسبه می شد گزشته است! بگونه که دیگر هیچ قدرتی قادر به بر گرداندن وضعیت ظالمانه گز شته نیست. لجا جت در برابر اراده اگاه هانه، وخواسته های برحق توده های محروم و قبلا به حاشیه رانده شده امکان پذیر نمی باشد، اصرار مردم هزاره بر اسکان کوچیها و درخواستهای مکرر انها برای جلو گیری از ورود کوچیها به سر زمین هزاره ها ودر اخیر تظاهرات ارام ومتمدنانه هزاره های کابل، بتاریخ یازده حمل ۱۳۸۷- ضمن در خواست صریح وصادقانه( از دولت و سازمان ملل خواستند از ورود کوچیها در مناطق آنان جلوگیری کنند)تظا هرات کنندگان با اعلان اختار وپشنهاد های روشن ومنطقی برای شخص اقای رییس جمهور در جهت حل بحران کوچیها،( در خواست نمودند که بر اساس ماده ۱۴قانون اساسی محلات مشخصی را برای اسکان دایمی کوچی ها تعیین کند.)اما دولت با برخورد غیر مسولانه ونیشخند زهر اگین، با خواستهای قانونی وعاقلانه هزاره ها کمترین بهای به فریاد های دلسوزانه انهانداده وبا نمی دانم کاریها در انتظار حوادث نشستند. هزاره ها که از کمیسیون سازیهای اقای رییس جمهور به تنگ امده بودند واز طرف دیگر از تهدیدات خشما گین کوچیان وطالبان اطلاع دقیق داشتند،طبیعی بودکه، نمی توانستند در برابر مها جمان ونسبت به هستی و اینده فرزندان شان ساکت ودست بسته نشسته و سر نوشت شان را بدست تقدیر بسپارند. هزاره ها با اگاهی وفرازمندی اجتماعی که داشتند، به اختار دادن به ریس جمهور ودولت اکتفا نکرده،ودر جانب دیگر، نمایندگان وبزرگان سیاسی جامعه خود را نیز مورد عطاب قرار داده و خواهان جدیت و همبستگی انها در مواضع کلان وسر نوشت ساز چون مسایل کو چیها گردیدند. عزم وهمت تاریخی مردم هزاره در جهت محو وذایل نمودن نمادهای واثار ستم حامی وبانی اقدام هما هنگ واستواری نما یندگان هزاره در پارلمان افغانستان گردید،بعد همنوایی مسولانه دیگر وکیلان ونمایندگان برای ابطال قوانین ظالمانه ای که برای کوچی ها امتیازات خاصی را قایل می شد در همین راستا قابل تعبیر وتعریف می باشد.اگر از ارمانگرایی محض واسمانهای خیال کمی پاین تر بیایم و زمینی تر بیندیشیم روشن خواهد شد که: ایستادگی نمایندگان مردم در پارلمان ازاندسته مقاومتهای مناسب و سازنده بود است که نه با تفنگ وزور بلکه با توانمندی،اگاهی ملی و تفکرات ازادی خواهانه وعدالت طلبانه مردمی سامان یا فته وبه انجام رسید، اما اینکه این اقدام چه دست اورد داشته، زیاد مهم نیست. انچه دارای اهمیت می باشد شکل گیری یک حرکت مردمی، اگاه هانه واهنگ شفاف ملی در باره رفع ودفع بلای، پندار های برتری خواها نه قبیله گرایان حاکم است. یاوه گویی نماینده کوچیها وتوهین وتحقیر او به ملت اگاه افغانستان، وبعد استواری نمایندگان، هزاره ها و همرزمانشان در پارلمان روی هم رفته مانند سنگ اسمانی بود که بر فرق فرعونی ستم ملی فرود امده وتفکر بر تری خواهانه را به چالش جدی کشانید، رو در رویی دو تفکر ودو اندیشه در پارلمان اولین ازمایش جدی وهمانهگ دو طیف و دو جبهه امتیاز طلبی، و صفوف اصلاح طلبی وعدالت خواهی در پارلمان افغانستان بود، این حرکت صریح وسالم ملی، از جانب نمایندگان مردم، کوچی ها وحامیان ارک نشین انها را شدیدا تکان داد، بدین خاطر انها در پی ترمیم شکست سیاسی شان بر امده و تصمیم گرفتند که با سا زماندهی،حمله نظامی در هزارستان به مردم ونمایندگان هزاره پاسخ بدهند.اما ایستادگی وهمیاری سیاسی نمایند گان ملت، همانگونه که عامل همیاری اگا هانه اکثریت نمایندگان پارلمان شده بود، از جانب سبب شد که مردم وتوده های فقیر ومحروم هزاره نیز برای رفع ستم تاریخی و ابطال قوانین بر تری خواهانه کو چیان، قبول مسولیت نموده وتصمیم مقتضی اتخاذ نماید. لذا انها برای دفاع از حقوق ضایع شده شان اقدام نموده حمله وتها جم که بتاریخ ۲۶ جوزا سال روان، بالای مناطق بهسود و ناور هزاره اغاز گردید، یک ازمون سر نوشت ساز برای دو طرفه منازعه تاریخی بود. کو چیان به این پندار بودند که هزاره بعد از قتل عامهای که توسط تروریستها ی طالبان وکو چیان دیده ومتحمل شده اند توان مقاومت وایستادگی را از دست داده اند، انها فکر می نمودند که هزاره برای استقبال از انها قربانی خواهند نمودند! اما مردم هزاره گرچند با دست خالی وبدون تفنگ وسلاح گرم، اما با استواری ستایش مندانه و مقاومت فدا کارانه ضمن اخراج کو چیها از مناطق شان،خوا هان جلو گیری تجا وزات کوچیها از مناطق هزاره ها،خلع سلاح واسکان انها گردیدند، این ایستادگیها واستواریها در زمان به انجام رسد که گردانندگان وتصمیم گیران اصلی حاکمیت با کار های اپراتفی ونفاق افکنانه ای که قبلا درمیان اقوام دیگر خصوص هزاره ها انجام داده بودند،هرگیز به ایستادگی عدالت خوا هانه مردم باور نداشتند،چون انها با شیطنت ومکارگی : یکپارچگی، همیاری ملی وغروربا هم بودن هزاره ها را نشانه گرفته کوشیده بودند تا در میان صفوف فشرده ومتحد ما ایجاد اختلاف نمایند، انها می خوا ستند که از جامعه متحد هزاره،گروه های،سنی وشیعی، شیعه جعفری وشیعه اسماعیلی،راستی وچپی، میانه رو وتند رو، روشنفکر ومرتجع بسازند. گردانندگان قصر خون بنا وتوطه افشان کابل،با مدریت اشخاص وافراد معلوم الحال امید وار بودند که : با کار های انجام شده در جامعه هزاره، به خواست شیطانی وضد ملی شان رسیده اند ومی توانند از هر گونه اقدام هما هنگی و سر نوشت ساز در میان هزاره ها جلو گیری کنند، اما اگاهی ومسولیت شناسی هزاره ها همه پندارها وپنداشتهای نفاق افکنانه را بر باد داد، و یکبار دیگر ثابت نمودند که هزاره برای بدست اوردن حقوق انسانی،مشروع وقانونی شان جز راه وحدت وانسجام اگا هانه راهی ندارند، هزاره ها می دانند که اگر چون گزشته در برار تجاوزات کو چیها بالای بهسود وناور ساکت ودست بسته بنشینند، فردا نوبت بامیان وپنجاب وبعد زمان درهم کو بیدن دای کندی، وهزاره های پروان،غزنی، غور، بلخ،سمنگان،سر پل قندوز،و اخر کار به هزاره کابل فرا خواهد رسید.لذا هزاره ها متحدانه با همیاری دوستان وهمرزمانشان برای حل یک بحران تاریخی بنام کوچی به مقاومت معقول وایستادگی اگا هانه سیاسی ومردمی پرداختند، انچه که تا هنوزبدست امده است بنطر نتایج خوبی به بار امده واز جمله ایجاد همبستگی قابل ستایش میان هزاره ها ودیگر عدالت خواهان افغانستان است.سخن اخر اینکه هزاهر همانگونه که در گزشته خصوص در شش سال اخیر با صداقت ثابت نموده اند که به،ثبات،استقلال، وحدت ملی، دمکراسی ودیگرارزشهای انسانی که برای یک جامعه مترقی ومتمدن لازم است،باور عمیق وایمان راسخ داشته وبهیچ وجهی بر سر انها معامله نکرده وازان دست بردار نیستند. هزاره ها به حقوق مسا ویانه همه شهر وندان کشور وحیثیت اجتماعی همه اقوام این سر زمین احترام برابر داشته و بادیده دوستانه وانسانی نگاه می نماید. ما برای همه ملت خود سعادت،اسایش،ترقی وشادی را می خواهیم واین همه را در سایه عدالت اجتماعی،مشارکت سیاسی وتحمل پذیری همدیگر میسر می دانیم.نتیجه دیگر ایستادگی: در حالیکه مشغول نوشتن اخرین پرا گراف این نوشته هستم ازطریق تلویزیون ملی فیصله وفرمان رییس جمهور کشور اقای حامد کرزی را که در ارتباط به موضوع واسکان کو چیها صادر شده است را می شنوم. ودر دل احساس خوشی ورضایت می نمایم که بعد از اسکان کوچیها هم هزاره ها راحت می شوند وهم تعداد زیاد از وطنداران ما از غم ورنج بیا بانگردی بی سوادی ..رها می گردند، و از این راه می توانند به اجتماع مدنی و نظام مدرن شهر وندی بپیوندند.واین اقدام در نهایت بنفع همه ما خواهد بود. نقل قولها از بی بی سی- وتلویزیون ملی |
||