|
|
|
|
|
![]()
کمسیون فرهنگی پارلمان افغانستان می گوید وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور را در اعتراض به 'اقداماتش علیه زبان فارسی' استجواب می کند.وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، یکشنبه گذشته (21 دلو / بهمن)، یک گزارشگر تلویزیون این کشور در ولایت بلخ و دو کارمند ارشد این رسانه را، به دلیل کاربرد واژه های فارسی، مجازات کرد. --محمد محقق رئیس کمیسیون فرهنگی و دینی مجلس نمایندگان افغانستان می گوید این مسئله، در جلسه هفتگی کمیسیون بررسی شد و اعضای کمیسیون امورفرهنگی و دینی مجلس، تصمیم گرفتند عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان را، هفته آینده (سه شنبه 30 دلو)، برای استجواب (توضیح) به کمیسیون فراخوانند. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
مجازات براي بكار گیری واژه های فارسی -- هارون خبر نگار بي بي سي -- مزار مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان یک خبرنگار و دو مدیر مسئول خبر را به علت "استفاده از واژه های فارسی" در بلخ مجازات کرده اند. مقامات ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
والى بلخ :به کسى اجازه نمى دهم باسخنان خود حکومت را تهديد نمايد!! کسی نیست از این مست شمشیر بدست، بپرسد تو چکاره ای این سر زمین هستی؟ توی که نانت را از راه چاپلوسی وپیشکشهای رنگارنگ.. . و زیبا بدست می اوری! وریاستت را مدیون قاچاق تر یاکهای، حمید وقیوم خان هستی ! تویی که مثل عروسک چینی با یک پیچاندن، هرزگاهی بصدا در می ایی و توطی وار سخنان ارباب نعمتت را تکرار ونیات ضد مردمی ات را برملا می سازی! تومی توانی فرزندان ترکستان را از زندگی در خانه ای شان منع نمایی و از سخن،تصمیم وعزم انها جلو گیری نمایی؟ زمستان می گزرد اما سیا هیی ان بروی ذغال وگروپ قاچاق بر عطا باقی حواهد ماند! روزگار شعار مبارزه با ستم و مطالم ملی را سر می دادید و حال برای تضمین ولایت کردن وجدان تاریخی خود وارمان ملی مردم را زیر پا می گزارید.اظهارات عطا را بخوانید که چه راحت برای مردم قهرمان ما خط ونشان می کشد. باید به عطا یاد اوری نمایم که هزار بار از ترس شیر بچه های ازبک وهزاره، ازترکستان ومزار فرار کرده وگم شده ایی! عطا! سعی نکن که این بار باز هم فراری شوی چون باید بدانی که فرار اخرینت خواهد بود، اگر چنین شود ابروی برای بر گشتن به ترکستان را هم نداری! روزت چنان سیاه خواهد شد که حمید وقیوم هم تنها یک لکد، حواله ات خواهد کرد.این چند سطر به ادبیات مخصوص عطا نوشته شد، چون او زبان دیگر را نمی فهمد. او خونخوار مستی است که، ادبیات یاد شده را اسان تر می فهمد خبر را بخوانید وبر بچا رگی و چاپلوسی عطا بنگرید. عطا: هر کسى که با حکومت مرکزى مشکل دارد، اگر هر يک شخص، تنظيم ، رهبر و يا سخنگو باشد، هيچگاهى به سطح تمام ولايات شمال تصميم گرفته نمى تواند.عطا محمد نور والى بلخ در اجتماعى که به تاريخ ١٦ دلو با شرکت مسؤولين و صد ها تن از مردم در شهر مزار شريف داير شد، با ابراز مطلب فوق گفت که شمال خانۀ اقوام مختلف است و باشنده هاى آن حق دارند که در مورد آيندۀ خود، تصميم بگيرند.وى افزود که اين سخنان را بحيث يک مامورحکومت ميگويد اما به کسى در شمال اجازه نمى دهد که با سخنان خود، حکومت مرکزى را تهديد نمايد که از آن بوى تجزيه و حکومت فدرال به مشام برسد.والى بلخ اظهار داشت: اينگونه حرفها جنايت و خيانت ملى است!اگر چه والى بلخ ، از کدام شخص و تنظيم نام نبرد، اما سيد نور الله نورى سرپرست جنبش ملى طى کنفرانس خبرى دو روز قبل در مزار شريف زمانى که منزل جنرال عبدالرشيد دوستم در کابل تحت محاصرۀ پوليس قرار داشت، هشدار به ختم فورى محاصره داده، گفته بود که تمام مردم شمال، از جنرال دوستم حمايت ميکنند.به گفتۀ وى، در صورتى که اينگونه عمل ( محاصرۀ منزل دوستم) تکرار شود، ساحات آرام کشور نيز نا آرام خواهد شد.(اشاره وى به ولايات شمال بود.)والى بلخ در پاسخ به پرسش خبرنگاران که اگر جنرال دوستم در شمال تحريک ايجاد نمايد، موضيع وى چه خواهد بود؟ گفت: من با دوستم مخالفت ندارم ،اما اگر وى و هرکسى ديگرى که بخواهد برضد منافع ملى و درمقابل حکومت مرکزى در شمال تحريک ايجاد کند، مخالفت خواهم کرد.وى افزود که ولايات شمال، شمال ديروزى نيست که هرکه به نفع شخصى خود در آنجا معامله نمايد.عطا محمد نور در پاسخ به پرسش ديگرى که جبهه ملى از جنرال دوستم حمايت کرده و اکثر اعضاى جمعيت اسلامى در جبهه عضويت دارند و وى هم عضو مهم جمعيت بوده ،ولى حالا بر خلاف موضعگيرى جبهۀ ملى، از حکومت حمايت مى کند؟گفت که وى عضو جبهۀ ملى نيست و سوالى در اين زمينه ايجاد نمى شود.والى بلخ علاوه کرد که فکر نمى کند که رهبران جمعيت مانند برهان الدين ربانى و مارشال قسيم فهيم از دوستم حمايت کنند و اگر حمايت هم نمايند، نظر شخصى شان خواهد بود،اما وى منافع ملى را قربان منافع حزبى نخواهد کرد! فرهاد عظيمى رئيس شوراى ولايتى بلخ نيز با اظهارات مسوولين جنبش مخالفت کرده، گفت که هيچ رهبر و تنظيمى، بخاطر منافع شخصى و سياسى خود نمى تواند که از نام ولايات شمال به نفع خود استفاده نمايد. والى بلخ، در گذشته يکى از قوماندانهاى جهادى جمعيت اسلامى بود که بعداً به حيث قوماندان فرقۀ ٧ در شمال تعيين شد. جنرال عبدالرشيد دوستم در آنوقت قوماندان فرقۀ ٨ در شمال بود.به اثر درگيرى هاى که درزمان حکومت مجاهدين، بين طرفداران اين دو شخص در ولايات شمال رُخ داد، شمار زياد مردم کشته ،مجروح و خساره مند گرديدند.
|
||
|
|
|
|
|
بيگانگان: هزاره های افغانستان نويسنده: پيل زابرسکی/ منبع: نشنال جيوگرافيک-۶۶-۲-۲۰۰۸
هزاره ها مردمی سخت کوش در کار و تحصیل دانش هستند اماچهره آسیایی و ایمان و اعتقادشان به عنوان یک شیعه مسلمان, دیر زمانی است که باعث شده مورد آماج و حمله قرار گیرند. آیا هزاره ها موفق به یافتن زندگی بهتری در عصر بعد از طالبان خواهند شد؟ در قلب افغانستان فضایی خالی به چشم میخورد, غیبتی بهت آور, آنجا که مجسمه های عظیم بودا روزگاری قد برافراشته بودند. درماه مارس 2001, آخرین روزهای اقتدار طالبان در افغانستان, طالبان راکت هایی را به سوی بوداها آتش کرده , مواد منفجره ای در درون آنها منفجر نمودند. این مجسمه های عظیم در حدود 1500 سال بود که از بلندای بامیان بر این سرزمین می نگریستند. تاجران و مبلغان جاده ابریشم با باورها و اعتقاداتی متفاوت از این سرزمین عبور کردند. مامورین امپراطوری های بسیاری همچون مغول, صفویه, بریتانا و اتحادیه شوروی جاپای خونینی از خود بر جای گذاشتند. کشوری به نام افغانستان شکل گرفت. رژیم های بسیاری سربرآوردند, سقوط کردند و یا سرنگون شدند. و مجسمه های بودا همچنان نظاره گر بودند. اما طالبان مجسمه های بودا را فقط بت هایی غیر اسلامی پنداشتند, ارتدادی حک شده بر روی سنگ. آنها هرگز اهمیت ندادند که وحشی خوانده شوند, از انزوا نترسیدند. نابود کردن مجسمه ها به نوعی مارک باورها و اعتقاداتشان بر فرهنگ و تاریخ بود. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
از مدتها بدین طرف دررسانه های بیرون مرزی و داخلی بحث هایی در موردمردم هزاره ء مهاجر برگشته از ایران و مسکن گزین شدن آنان در هرات ودیگر تهمت زنی های سیاسی علیه مردم هزاره مقالاتی را بطور غرض الود و دشمنانه از نام های مستعار عارف ذره بین – ج. بامی وبنام ها ی اصلی انجینر معروفی ونوراحمد رجاء بطور پیوسته به نشررسا نیده ومیرسا نند. و از طرف دیگر نویسندگان محترم تیمور آفتابی – کنیشکا قلندری – داکتر همت فاریابی - سخی ارزگانی- پامیر پار شهری – رضا ضیایی- بومانعلی قاسمی. ومیر احمد لومانی جواب های مستدل به آن ها ارایه و نشر شده است . نشخواراین تبلیغات افتراق برانگیز توسط چهره های روشنفکرتاجک که دهل و نقاره، دموکرات بودن شان رااذعان میکنند وسنگ عدالت ملی را بر سینه میکوبند ، که آنهادر تمام این ادعاهای بلند بالا بدون به قوم خود اصلاَ اعتقادی به حل مساله ملی و قومی در کشور ندارند انجام میدهند. زیر تأثیر این جو سازی های سیاسی و تبلیغاتی، هزاره ستیزی و ترک ستیزی،به مداخله مستقیم نمایندگی های سیاسی تاجکستان ، ایران - روسیه - پاکستان در داخل و بیرون تشدید یافته است . همه این روشنفکران تاجکو بخصوص روشنفکران دارای نظریات چپ در کنار قوم خود لمیده تا در تعمیق بحران افتراق وانقطابات خونین ملی و قومی نقش مخرب شان را ایفاکنند.درین روزهای نزدیک مقاله نفاق افگنانه وبرتری خواهانه قومی از طرف نویسندهء بنام عالم به نشر رسیده است که مختصرآ به پاسخ آن پرداخته میشود ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ایا هرات فلسطین اینده افغانستان است؟ اشاره ویاد اوری! تفکر اتش افروزان ونفرت افکنان درافغانستان، همیشه تحت نقاب میهن دوستی،عشق به سر زمین ومردم به ظهوررسیده، نژاد پرستی وستم گری، بنام مردم اصیل ومتمدن تبلیغ می گردیده است.، تفکرنفاق ونفرت همان اندیشه شیطانی است که جهان وفرزندان ادم را، درسراسر دنیا خصوص درافغانستان، بخاک وخون کشانده، هستی وحیات شان را خاگستر نموده است. واینک در ادامه هجوم منظم هزاره ستیزان و نژاد پرستان هتلری علیه هویت وشخصیت انسانی هزاره، سایت اریایی طبق سیاست برتری قوم اریایی، نمونه دیگری ازاین تفکرشیطانی را تحت عنوان هرات فلسطین اینده افغانستان نوشته نور احمد رجا منتشر وبه نفاق وشقاق ملی دامن زده است.نشر وتبلیغ نوشته های نفرت انگیز قومی در یک نشریه ای سیاسی جز نکوهش وتحقیر انسانها وایجاد اختلاف ودر نهایت بر افروختن اتش جنگ وتبهای چه هدفی دیگری می تواند داشته باشد؟ اما این بارتفکر تبعیض وامتیاز خواهی حلقه (هتلری) درپرده، ناز وکرشمه هرات دوستی ودفاع از هراتی اصیل ابرازگردیده وخواهان پاک شدن هرات از وجود هزاره گردیده است. درنوشته یاد شده همان روشهای مزورانه جنگ افروزان دیروزی،عقده مند ادامه یافته ودرامه ای تکراری برتری نژادی با شکل زشت تری خود بنمایش در امده است.، در این درامه مزخرف وحقارت امیز،رجا وجراتروی صحنه امده وبه نقش افرینی می پردازند،و با شعارهرات دوستی وهراتی اصیل می خواهند راه های جدید ازتنفر وانزجار ملی را میان باشندگان میهن بزرک ما رواج دهند، تا زمینه جنگ و خونریزیهای دوباره را میان توده های با هم برادر کشور اماده ومیها نمایند. اقای رجا درنوشته جدید خود می خواهد ایده شوم و شیطانی به اصطلاح نژاد نجیب زادگان !!ویا خیال خام چون: هراتی اصیل را بعنوان یک اصل واساس انسانی وملی برای مردم افغانسستان خصوص برای هراتیها به قبولاند و در ضمن می خواهد مردم هرات راعلیه هزاره ها بسیج وچون عبد الرحمن نسل بر اندازی دیگری راعلیه انها براه بیندازد!!! رجامی خواهد، با تزویر وریا، دروغ ونیرنگ، شعله های سوزان نفاق وشقاق ملی را درکشورمجروح و میان مردم رنج کشیده افغانستان،دوباره برافرو خته وروشن گرداند، تا از سوختن ادمی زادگان ولو یک لحظه ای لذت ببرد، اری انسانهای چون رجا وجرات که ایجاد نفاق را وظیفه ملی ومتمدنانه ای شان دانسته اند در تاریخ کم نبوده ونیستند. رجا، بر خلاف ایین خلقت وشریعت معتقد به نجابت خود وپست بودن دیگران است، به عقیده اوهرات مانند فلسطین اشغال خواهد شد اما توسط کدام یهود ویهودیی ؟ اقای رجا، ناجی قوم وسز زمین هرات در نوشته ونجات نامه اش این مسله را کشف کرده وبعنوان معجزه قرن اعلام وتوضیح می دهد. اوازدیدن تانکها وعساکر خارجی حاکم برهرات عاجز است، ویا اینکه غیرت سخن گفتن در باره انها را ندارد، اما از حضور مشروع وطبیعی هزاره که در سر زمین و خانه خود زندگی یعنی هرات زندگی می نمایند،به مغزش مرچ خانه کرده است،لذا یخن پاره کرده ونا له می نماید واز سوز گداز ان رنج می برد، ویا اینکه ریا کارانه می خواهد تمثیل هرات دوستی را به نمایش بگزارد وبس!! شما خواننده عزیز! تا هنوزدردنیا روشنفکر وقلم زنی مانند رجا ویا همان زره بین را دیده و شنیده اید که، درسطح جهانی به فحش دادن، متهم کردن بخش از مردم کشور خود پرداخته باشد؟ ایا دیوانگی از این بزرگتر در تاریخ ثبت گردیده است که یک انسان به اصطلاح روشنفکر وواصیل یک کشور مردمان همان وطن را به خیانت متهم سازد؟ اری اقای کرزی باید یک مدال قهرمان ملی ومدافع استقلال افغانستان را برای رجا عطا فرماید حیف است همچون یک انسان دلسوز به هرات گکنام بیمیرد و فراموش گردد! اری اقای رجا بفکرازادی هرات از دست هزاره است اما انچه که در این میان جالب می باشد این است که،رجا چرا نسبت به دیگر مناطق افغانستان احساس دلگرمی وتعهد نمی نماید وبه فکراخراج هزاره از ان نواحی نمی باشد، چون امروزه هزاره در سراسر افغانستان حضور دارد،وطبیعی امر نیز چنین است هزاره اهل این دیار وفرزند این خانه است،هزاره قندهار ،هزاره فراه،هزارهبدخشان، هزاره بادغیس، هزاره غور، هزاره کابل قلب ومرکز افغانستان .. گوی که رجا جز هرات دیگر شهر ها ومناطق وطن را مقدس نمی داند وبقصه ان نمی باشد.این از نمونه ها وعجایب دنیا است.اصیل بودن یعنی همین!
در دیدگاه رجا، باقی مناطق این سر زمین ارزش دفاع ودوست داشتن را ندارد هر کسی ولو هزاره هم اگر اشغالش نماید مهم نیست! رجا هرات رادوست دارد وبس چون اوهراتی اصیل است! ودراین میان انچه که درد اور است ان می باشد که هیچ کسی، خصوص ازمیان روشنفکران این وطن حاضر نیست که رجا را از اظهار وابراز چنین یا وه های متعفن بازداشته واین تفنگ بدست مست را به تعقل وتفکر وادارد! ما چه میدانیم شاید حلقات مشخصی که در سراشیبی سقوط سیاسی قرار گرفته اند خود، افراد عاقبت نیندیش چون رجا را وادار به این هذ یان گوی ها کرده باشند، که از طبیعت افراد وگروهای در حال مرک همین هذیان گفتن وغوغا براه انداختن است. بعضی از گروه های سیاسی ویکه تازه افغانی هستند که در عرصه سیاسی و اجتماعی، چوب را از جای دیگر می خورند اما عقده دلشان را بر سر هزاره خالی می نمایند،گوی که در افغانستان دیوار کوتاه تر ازدیوار هزاره وازبیک پیدا نمی شود! بهر حال در نوشته اخیر رجا انچه که مهم وبر جسته خود نمای می نماید انست که به پندار او وهمپیاله های توطه گرش هزاره انسان نیست، لذا ریختاندن خونش برای هر مسلمان مباح می باشد. والا اوهیچگا هی نمی توانیست اینگونه عریان وبی شرمانه، گلوله های خود را از طریق سایت اریایی و رفیقش جرات!! برای تهدید هزاره بنمایش گزشته وعلیه هزاره اعلامیه جنگی وجهاد بنشر برساند. اما رجا باید بداندکه، ما از این اعلامیه های جنگی و فتوی های جهاد زیاد دیده وتجربه کرده ایم، هرروز تکفیر وتحقیر شده ایم، دیروز عبد الرحمن ودیشب ربانی وامروز جناب مولا نا رجا مفتی مفت خوار ونکتای دار! برای مرک ما فتوی صادر می نماید، اقای رجا باید بداندکه هزاره وازبیک ازاین تهدید ها از بس دیده وتجربه کرده اند برای شان عادی گردیده است. بهتر است رجا ورفقای همکاسه اش برای رهای از هزاره وازبیک چاره دیگر بیندیشند. دیروز استاد تان ربانی با مشورتهای نا بجا و شیطنت امیز شما حلقات موهوم پرست علیه ازبیک وهزاره اعلامیه جهاد صار نمود وامروز پشمان گردیده ودست بوس سردار ازبیک ومیر هزاره گردیده است، خوب است، از گزشته های نچندان دور تان درس عبرت بگیرید! هزاره چگونه میندیشد؟ گرچه ملت شریف افغانستان خصوص فرهنگیان ودانشمندان دیار خسته ما از دیر زمان با افکار واندیشه سیاسی واجتماعی هزاره در کل اشنا بوده ونیاز به طرح واعلام مکرر ان نمی باشد، اما بغرض روشن شدن موضوع در این بره خاث باید بگویم که: ما باور داریم انسانها همه از یک جوهرند ودارای حقوق برابر، انسانهای وطن ما نیز همه فرزندان یک پدرواهل یک خانه هستند وبی حرمتی به یک قبیله و تبارش توهین به همه انها می باشد،لذا در شان هیچ انسان عاقل وخردمندی نیست که با قلم یعنی مقدس ترین وسیله رهای ونجات بشری به توهین وتحقیرنمودن همنوعان ووطن داران خود بپردازند،ما این تفکر وعمل را ننگ وجرم می دانیم. هزاره محبت و همزیستی را تنها راه زندگی شرافتمندانه برای ملت عزیز افغانستان می داند بدین لحاظ، دست دوستی وبرادری هزاره با گرمای چون افتاب دست همه وطن دارانش را می فشارد و به ان افتخار می کند. ما معتقد هستیم که انسانها هیچ برتری برهمنوعان خود ندارند ولو انسان هراتی اصیل باشد! نه ازنگاه خلقت وشریعت ونه هم از نگاه قانون وعقلانیت! ودراین میان حساب افراد ستم گری که برای حفظ منافع شخصی وریاست فامیلی خود به اختلاف اندازی میان ملت بزرگ مادست زده و مرتکب جرم و جنایات ضد بشری گردیده اند ازمجموعه وبدنه اصلی ملت ما جدا است. وطن یکپارچه وتجزیه ناپذیر! در ارطبات با سر زمین و میهن مشترک وخانه همگانی ما افغانستان، عقدیه ما انست که این وطن ازهیچ نگاه تجزیه ناپذیر است. هماز جهت قداست خود وهم از جهت ارزش وسیادت خود، یک زره خاک ویک وجب از جغرافیای این میهن برای هزاره دارای ارزش است، هزاره نسبت به کلیت این سر زمین عشق بی پایان دارد. ما هیچ اختلاف میان ویلا یتها واعضای سر زمینخود قایل نیستم واین کار را یک عمل غیرعاقلانه وریاکارانه می دانیم. بعقیده ما، هیچ نقطه از این سر زمین بر منطقه ای دیگرش بر تری نداشته ومردمان ان نیز همه برابرند وهیچ کدامی اصیل تر از دیگری نیست.پکتیا به همان اندازه برای هزاره مقدس است که بامیان ودایکندی عزیزمی باشد، وننگرهار به همان مقیاس برای ما محترم است که غزنه وارزگان احترام دارد. وهرات نیز ازهیچ نقطه ای سر زمین من مقدس تر نبوده وبرتری ندارد. ازطرف دیگر هرات مربوط به کشور پهناور بنام افغانستان ومتعلق به ملت شریف ان می باشد، هرات مهرمادر کسی وشخصی مشخصی نیست بلکه عضویی است از سر زمین بزرگ و پیکرمقدس بنام افغانستان! اخر اینکه ،هرات فقط وفقط در قالب افغانستان تعریف گردیده است وشناخته می شود، وارزش هرات دران است که گهواره فرزندان افغانستان و کانون گرم همزیستی انها می باشد، هرات بخش جدای نا پذیر،سر زمین من هزاره ،ایماق ،ترکمن، پشتون، ازبیک، تاجیک وبلوچ است. همانگونه که بامیان،قندهار،بلخ، بدخشان وغور خانه انها می باشد. برای هزاره همه جای وطنش مقدس است و هر کوی برزنش خانه او می باشد،واز طرف دیگر هیچ ستم گر ونژاد پرستی هم نمیتواند، ما را ازسکونت وزندگی کردن در منطقه مشخصی از کشور ما منع نموده واز دیگر برادران مان جدا سازد، دیگراینکه بعلاوه انچه که ادیان الهی واسمانی گفته وتاکید نموده است، در نزد بشر کوتاه بین نیززمان وعصر جدا سازی اقوام وتبارها ورنگها گزشته، وانسان حاضر وعصر نوین روی تفکرات گندیده وعقاید مزخرف بر تری نژادی خط بطلان کشیده است واز داشتن معتقدات عقب گرایانه،به اصطلاح برتری نژادی ،اصیل وغیر اصیل بودن انسانها ننگ دارند! بهر حال جای تعجب است که هنوز هم در این دنیا کسانی یافت می شوند که از درک مسایل بسیارروشن وطبیعی عاجزاند،جای خجالت است که هنوز هم هستند کسانی که ازهمزیستی وبرادری ملت افغانستان دق کرده ورنج می برند،این مسله یکی از فرایندهای مهم جامعه نوین ما است. اهنگ جدید وهمزیستی اگاهانه ملت افغانستان بعنوان نقطه امید وترقی کشور ما که درتداوم مبارزات عادلانه انها اغازمبارک یا فته است، نتنها رقبای خارجی مارا حسود ودلتنگ کرده که، پندارمندان به خرافه های نژادی وانحصار جویان وبد اندیشان داخلی را نیز شوکه وعقده مند ساخته است،اما این راه واین اهنگ نیک که با اگاهی ومسولیت شناسی ملت بزرگ افغانستان اغاز گردیده بنظر برگشت نا پذیر می باشدو با متانت به پیش می رود. بنفع منافع ملی ،استقلال وسیادت ملی ما است که با ایجاد تعدیل درافکار وخواستهای شخصی خود، خویشتن ملی مان را با شرایط جدید وفق داده باعث درد ورنج خود ومزاحم کاروان زندگی مردم افغانستا نشوند. ملت افغانستان به گزشته های تاریک ودود الود، ومیدانهای جنگ وبرادرکشی که بر خواسته از افکار برتری خواهانه وامتیاز طلبانه افراد چون رجا است پشت نموده، وتصمیم دارند که ان پندارهای جا هلی رابرای همیشه دفن نمایند. ملت افغانستان می داند که راه زندگی از طریق تسامح وگزشت،محبت و دوستی امکان دارد نه از راه تهدید ونفاق افکنی، ما همه یک ملت و یک مردم هستیم واین سر زمین متعلق به همه ما است ودر این میان هرکسی ولو با هر شعار فریبنده نمیتواند، برادری ملت ما را خدشه دار ساخته وبرای بود وباش روزه مره مردم افغانستان جایی مخصوصی را تعین نماید. قانون اساسی ما بعنوان یک میثاق رهایی بخش و پیمان مقدس ملی همه ای راه ها و چهار چو به های روابط اجتماعی ملت بزرگ افغانستان را روشن وتعیین نموده و حق وحقوق برابر همه مردم افغانستان را در تمامی موارد وزمینه ها بخوبی روشن نموده وبه رسمیت شنا خته است. لذا هرنوع مخالفت با قانون اساسی کشور جنگ با اراده ملی مردم افغانستان است. و گزشته از همه هرکسی بر خلاف قانون اساسی ما و وحدت ملی مردم شریف افغانستان می نویسد وبر ضد وفاق و پیمان ملی ما نشرات مسوم کننده می نماید، روزی خواهد رسید که همانند دیگرجنگ افروزان به محکمه ملی ومردمی حاضر گردیده و نسبت به اعمال ننگ اور وجرایم شان پاسخ خواهند گفت. نفاق افکنان هنوز هم به انارشی وبی بندباری فکر می نمایند وبعقیده انها هرکسی می تواند، هرچه را ازهرجای که خواست، بگوید و با بی حیایی بخش بزرگی از یک ملت سر افراز را به خیانت وابستگی به بیگانگان متهم کرده وانگاه به گلوله وقتل تهدید نماید وچون خونخوران گزشته علیه شهر وندان یک کشور ازاد ومستقل اعلا م جهاد نمایند بی خبر از اینکه ملت بزرگ افغانستان بر گزشته ناروا وسرارسر نا برابری خط بطلان کشیده اند! بهر حال انچه که دراین زمان برای ما مهم است،گسترش اگاهی ملی، حفظ بیداری، همیاری وانسجام بیشترهزاره ها و مسولیت شناسی ملی انها می باشد، همان اگاهی وبیداری که افراد مانند رجا ویا زره بین را عقده مند ودیوانه کرده است. هزاره باید بداند که رجا گلوله های اتشینش را اماده فیر نموده است، وبا راحتی چون یک قصاب مارا به مرک وقتل عام تهدید می نماید، وبه هیچ قانون واداره وحکومتی هم اظهار پای بندی نمی نماید. او از موضع بالا ی، برتری واصالت نژادی خود گپ می زند.او معتقد است که خداوند اورا برای سیادت واقای مطلق خلق کرده او می پندارد که امر ونهیی او اسمانی ولازم الجرا است. حرف اخر اینکه ما هزاره ها نه بنای جنگ با مردم خودرا داریم ونه هم به گلوله وتفنگ معتقدیم، باورما اینستکه انسانها را می شود با روشهای علمی وانسانی اهلی ومتمد نش نمود، یعنی ما به منطق وخرد بشری وپیروزی تفکر ودانش ان بیشترایمان داریم،ومایلم که دیگر همنوعان ما نیز برای حل مشکل شان از عقل وخرد وزبان محبت ومسالمت استفاده نمایند. ما معتقدیم که امثال اقای رجا نیاز به محبت و رهنمای بیشتر دارند تا بتوانند زبان منطق وگفتگوی انسانی را بیا موزند، واز پندارخرافی، اصیل بودن یک قوم ومردمی خاصی دست بردارند. باید به انها بفهمانیم که هم بحکم عقل وهم به اموزه های دین هیچ شهری ازیک کشور و هیچ مردمی از یک وطن برشهرها و یا اقوام دیگرشان برتری ندارند. باید به انها بگویم که، بهتر است ازخواب خرگوشی بیدارگردند والا دردریایی غرور وجهالیت جدید غرق خواهند شد. اقای رجا شعارها وپندارهای شما از قدیم کهنه بود، وامروزه جز خرافه های گندیده است که بشریت از بردن نام ان عقاید مزخرف ننگ دارد.من اصیل هستم ومن قدیمی هستم درد هیچ کسی را دوا نکرده وبر سردردی ودرد معده شما می افزاید وبس. شما از مرک هزاره خوشحال نشوید،چون با قتل عام هزاره اگر زندگی کسی تامین میشد امروزه عبد الرحمن وملا عمر وربانی ازمقدس ترین افراد بشریت می بودند.وزندگی شان بهبود می یافت!! وشما می بینید که جهانیان ازاعمال زیشت انها متنفرند.ودراخر باید بگویم که هزاره بنای بسیار جدی دارد تا زنده بیماند و اما سر افراز وعزت مند. ازطرف ما باور داریم که زندگی وعزتمندی هزاره بدون زندگی وعزت دیگر هموطنانش امکان ندارد، وما هم زندگی بدون براردرانمان را نمی خواهییم. نوشته دیگر این منجی هرات تحت عنوان، پاسخي به نوشته : (درويش علي خان هزاره اولين حاکم هرات افغانستان) نیز در ادامه این نوشته امده استبخوانید وقضاوت نماید. ادامه مطلب |
||