تبليغاتX
کاتب هزاره
فرهنگی اجتماعی

 

محصلين پوهنتون باميان اولين دور فراغت خود را جشن گرفتند

محصلين پوهنتون باميان اولين دور فراغت خود را به تاريخ ٢٠ جدى در حالى جشن گرفتند که مشکلات زيادى را در دوران تحصيل سپرى کرده بودند. پوهندوى محمد عارف يوسفى رئيس پوهنتون باميان در مراسم فراغت محصلين گفت که   ٩٦ محصل به شمول دو دختر، از پوهنځى هاى زراعت و تعليم و تربيه فارغ  شده اند.وى  به آژانس خبرى پژواک اظهار داشت  که پوهنتون در سال ١٣٧٥ در وقت جهاد تاسيس شد اما به علت حاکميت طالبان، از  کار افتيد  و تحصيل محصلين ناتمام ماند.يوسفى علاوه کرد که پوهنتون دو باره در سال ١٣٨٢ توسط وزير تحصيلات عالى و محمد کريم خليلى معاون دوم رياست جمهورى رسماً افتتاح شد و پس از چهار سال، اين اولين دور فراغت محصلين است.ما محصلين با وجودى که فراغت شانرا جشن گرفتند، از خاطرات تلخ خود  نيز ياد آور شدند.عبدالرحمن احمدى که از پوهنځى زراعت فارغ شده ، به نماينده گى از ديگران به آژانس خبرى  پژواک گفت: (( در چهار سال تحصيل خود، ليليه نداشتيم و در  پس کوچه هاى بازار باميان که دکانداران کثافات خود را مى انداختند در اتاقهاى کرايى زنده گى ميکرديم .))وى علاوه کرد که اعاشه و اباطۀ محصلين هم خوب نبود اما در دو سال اخير، بهتر شده بود.احمدى ميگويد که شمارى از فارغين را  باشنده هاى کابل، ننگرهار و ميدان- وردک تشکيل ميدهند.شيرين همتى  که از پوهنځىتعليم و تربيه فارغ شده، از دولت خواست که براى فارغين زمينۀ کار را فراهم نمايد تا براى وطن و مردم خود، خدمت نمايند.داکتر حبيبه سرابى والى باميان  پيام تبريکى معاون دوم رياست جمهورى را که از طريق مکالمۀ تيلفونى دريافت کرده بود، به محصلين تقديم کرد و گفت که سفر معاون دوم و وزير تحصيلات عالى نظر به نامساعد بودن اوضاع جوى، صورت نگرفت.قرار بود که فراغت محصلين با شرکت اين دو عضو بلند رتبه دولتى،  تجليل شود.والى باميان از امريکا، فرانسه و تيم بازسازى ولايتى نيوزيلاند قدردانى کرد که پوهنتون باميان را از لحاظ مالى و بورسيه ها کمک نموده اند.وى افزود که در اين جمله ميتوان از اعزام ١٦ استاد پوهنتون باميان به امريکا براى سپرى کردن دورۀ ماسترى ياد کرد. پوهنتون باميان ،داراى حدود ٨٠٠ محصل به شمول ٥٠ دختر  بوده که توسط ٤٨ استاد  در پوهنځى هاى زراعت و تعليم و تربيه تدريس ميشوند.

گزارشگر هادى غفارى  باميان ..آژانس خبری پژواک، ٢٠ جدى۱۳۸۶

+ نوشته شده در  86/10/22ساعت 21:20  توسط دولت  | 

اهميت وضرورت سرشماري

رياست احصائيه مرکزي در اين اواخر از سرشماري نفوس کشور در سالي که پيش روي است خبر داده است، در تابستان امسال نيز بطور آزمايشي در چندين ولايت کشور سرشماري صورت گرفت. خبر سرشماري از اين جهت حايز اهميت است که در گذشته هيچگاهي سرشماري دقيق در کشور ما صورت نگرفته و اندازه واقعي نفوس کشور در هاله اي از ابهام است. گاهي هم اگر در زمينه، ابراز نظري صورت گرفته، حدس و گمان هاي بيش نبوده است. هميشه روي آماري تکيه شده که سازمان ملل متحد، آن هم به طور تخميني از نفوس کشور انتشار داده است و چندين بار هم که از طرف حکومت هاي افغانستان در اين راستا اقدام هايي صورت گرفته مانند زمان مرحوم داود خان، عاري از عيب و نقص جدي نبوده است. اينبار که حکومت افغانستان تصميم گرفته تا سرشماري کاملي از نفوس انجام دهد کار شايسته اي است و براي مردم افغانستان خبر خوشي. بدون شک هيچ طرحي ملي بدون معلومات دقيق از ميزان نفوس کشور بصورت عادلانه قابل تطبيق نيست عدالت اجتماعي نيز در فقدان يک آمار دقيق هرگز پياده نخواهد شد. سياست هاي کلان حکومت در زمينه هاي تحصيلات، صحت، آموزش و پرورش، کاريابي جوانان، اقتصاد و ... وقتي عينيت به خود مي گيرد و همه جانبه جنبه عملي پيدا مي کند که مبتني بر معلومات دقيق از نفوس کشور بوده باشد. جمعيت شناسي (رموگرافي) در يک کشور از اين جهت حايز اهميت است که ارگان هاي حکومتي و مسوولين مملکتي را قادر مي سازد تا به شکل واقعبينانه اي طرح خدماتي و انکشافي خود را در عرصه هاي مختلف حيات ملي سنجش و طراحي نموده عملي سازند. در کشوري مانند افغانستان که در آن اقوام زياد زندگي مي نمايند اين اهميت چندين برابر مي شود؛ چون اندازه واقعي نفوس هميشه به عنوان يک امر متنازع فيه بين دانشمندان متعلق به هر قوم بوده است. اين تنازع در هر فرايند ملي همواره طرح و مباحثات و بگو مگوها را دامن مي زده است. از ترکيب ساختار ادارات دولتي گرفته تا ترکيب پارلمان و انتخابات و ... تعدادي از اقوام، نسبت به تقسيم بندي ساختار تشکيلات اداري کشور معترض بوده و آن را ناعادلانه دانسته اند؛ چون مواردي وجود داردکه براي هشت هزار نفر يک ولسوالي در نظر گرفته شده و براي دو صد هزار نفر هم يک ولسوالي در نظر گرفته شده است.
گرچه در مرحله جديد از حيات ملي، تا حدودي اين مسئله به سمت حل شدن پيش مي رود و اصلاحاتي در خور توجهي در اين عرصه به عمل آمده است.
حال که تغييرات بنيادين در تفکر اهل سياست کشور ما به وجود آمده و ما ارزش هاي جديدي را به تجربه نشسته ايم و همه شواهد و نشانه ها از ديگرگوني در همه فرايندها حکايت دارند، بايسته مي نمايد تا برنامه هاي کلان ملي طوري طراحي شود که در نهايت همه فرايند ها به تحکيم مردمسالاري منجر گردد و دموکراسي به معني واقعي کلمه نهادينه شود.
اذعان بايد نمود که با توجه به رويکرد جديد سياست و اداره در سطح بين المللي و با توجه به حاکميت مناسبات جديد در بين جوامع مختلف، اينک معني سياست و اعمال قدرت به کلي ديگرگون شده و مردم از رعيت و اتباع سر به زير و مطاع به شهروندان و اعضاي فعال اجتماع تبديل شده اند که به اساس فورمول حق و تکليف ذهنيت اعطاء حق براي هر شهروندي که تکاليف ملي را به انجام مي رسانند شکل گرفته و به يک واقعيت بدل گرديده است.
فرايندها در عرصه هاي مختلف حيات ملي طي ساليان بعد از سقوط طالبان حکايت از آن دارد که در افغانستان معاصر اراده ملي اساس هر حرکت به سوي آينده درخشان را مي سازد و همه چيز به اراده مردم وابسته است. مقامات دولتي نيز برعکس گذشته ها، به اين واقعيت انکارناپذير گردن نهاده اند.
از آنچه گفته آمديم و نيز با توجه به اين نکته که زمان اندکي تا انتخابات بعدي رياست جمهوري و پارلماني در اختيار داري، ضرورت سرشماري و تثبيت دقيق نفوس، آن هم با تفکيک اقوام، شهر، ده و ... بطور جدي مطرح مي گردد و ناگفته نبايد گذاشت که اين پروسه چالش ها و مشکلات خود را دارد. موضوع امنيت و همکاري مردم علاوه بر تنظيم درست يک ميکانيزم براي عملي شدن اين مأمول و بودجه کافي و تربيه افراد مسلکي براي تحقق آن، امر حتمي مي باشد. بناءً قبل بر هر امري بايد به مردم افغانستان اين باور را ايجاد نماييم که سرشماري يک ضرورت ملي و گامي مهم در راستاي تحقق مردمسالاري و نهادينه شدن دموکراسي و اساس انکشاف سياست و حکومت داري و سنگ تهداب تأمين عدالت در کشور است.
بنا بر اين رسانه ها مي توانند در زمينه آماده کردن بستر مناسب و موثر براي سرشماري واقعي نفوس کشور تلاش نمايند؛ چون قبل از هر چيزي بايد مردم باورمند شوند که سرشماري، اساس ترقي و پيشرفت و انکشاف در همه عرصه هاي حيات ملي است. طرح هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي وقتي درست سنجش و عملي شده مي تواند که ما بستر اجتماعي آن را از طريق تثبيت نفوس آماده نموده و تعداد مردمي را که از آن ها مستفيد شده مي توانند، به صورت دقيق بدانيم. و اما فراموش نبايد کرد که دستيابي به اين اهداف، هماهنگي و همگامي تمامي ارگان ها، نهادهاي حکومتي، اقشار مختلف جامعه، به خصوص روشنفکران، علما و ارباب رسانه ها را مي طلبد.
دادمحمد عنابي

+ نوشته شده در  86/10/20ساعت 20:5  توسط دولت  | 

 

عصر بی نوایی  علی امیری

 

 

عصر ما، عصر سختي و بي­نوايي است. سال­ها كين و خشونت، اخلاق، عاطفه، شعور و وجدان ما را نابود كرده است. اينك، ما چيزي نيستيم جز اجسادِ متحرکِ تهي از مهر و نيك­خواهي و كالبدي آكنده از كينه و نفرت. جز نگاهِ باريك­بينِ يك جامعه­شناس با هنر يك رمان­نويس و اراده­ي سرشار يك فيلسوف، كسي را ياراي آن نيست كه داستانِ تباهي روح، تاريكي قلب، فرسودگي جسم، خشكيدگي سرچشمه­هاي خلاقيت و فهم، نابودي حس دانايي­طلبي و در مجموع زوال و پوسيدگي فرهنگ يك ملت را بنويسد و بازگويد. من فقط با اشاره­هايي گذرا به سياست و فرهنگ امروز، مي­كوشم نيمرخي نه چندان روشن از سيماي اين بي­نوايي و تهي­دستي فراهم كنم.

(2)

دستگاه سياسي كنوني ما تركيبي از پلوتوكراسي (حكومت اغنياء)، تيموكراسي (جاه­طلبي)، اتنوكراسي (نژادسالاري) و موبوكراسي (رجاله­سالاري) است كه در پوشش دموكراسي (مردم­سالاري) به ما عرضه مي‌گردد. رداي دموكراسي هرچند بر قامت ناساز و بي­اندام اين حاكميت نمود چندان چشم‌گيري ندارد، اما تا حد زيادي توانسته است ماهيت رجالگي آن را کتمان کند. بن­بستِ دهشتناك و ناكارآمدي گسترده و عميقي كه دستگاه سياسي كنوني بدان دچار است و به تعقيب آن، سرخوردگي و يأس جانكاهي كه تا مغز استخوان توده­هاي مردم نفوذ كرده است، تنها نمونه­هاي كوچكي اند كه مي­توانند اندكي از ماهيت موبوكراتيك اين حكومت پرده بردارد. آخر جز حكومت رجاله­گان بي­سرـ­وـ­پا ديگر كدام دستگاه سياسي است كه بتواند اين همه رنج، اين همه نااميدي، اين همه بن­بست، اين همه سرخوردگي و اين همه ابتذال به وجود آورد، و آن­گاه اين گونه مست و مغرور و سرخوش و بي‌باك در كوچه­هاي بن­بست و ابتذال پرسه بزند و حتا براي لحظه­اي هم از لاف­زني و گزافه­گويي و ياوه­سرايي و دروغ­پردازي خسته نشود؟

دستگاه سياسي كنوني ما نه از قعر قرون وسطا برخاسته است و نه به قلب دنياي جديد راه دارد. اين دولت نه دموكراتيك و توسعه­گرا است، و نه آريستوكراتيك و معطوف به فرهنگ، و نه اقتدارگرا و معطوف به قدرت. دولت كنوني نه بازتاب اراده­ي مردم است، نه برآيند آرمان آن­ها، و نه هم حافظ منافع اجتماعي و ملي، و حتا تجلي روحيه­ي عمومي نيز نمي­تواند باشد. دستگاه سياسي كنوني نه چپ است نه راست و نه ميانه؛ بلكه مجموعه­اي ناهمجنس است متشكل از پا برهنه­گان و حاشيه­نشينان و خيال­پردازان و فرصت­طلبان و عقده­اي­ها كه در نهايت جز باز كردن عقده­هاي شخصي و اشباع هوس­هاي نفساني، ديگر هيچ انديشه­يي در سر و آرزويي در دل ندارند. اينان نه با فرهنگ افغانستان آشنا استند و نه از رخوت و پوسيدگي فرهنگي اين كشور باخبر اند؛ نه درك روشني از مشكلات پيچيده­ي تاريخي اين جامعه دارند و نه از دانش، توانايي، مهارت و اراده­ي لازم براي حل اين مشكلات برخوردار اند.

ظرافت­ها و نازكي­هاي سياست خارجي امروز افغانستان و ايجاد توازن ميان سياست منطقه‌اي و سياست بين­المللي و داشتن يك طرح راهبردي براي صيانت از منافع ملي گره كوري است كه نه تيم بر سر اقتدار كنوني و نه هيچ يك از حلقه­هاي بيرون از قدرت رسمي توانِ گشودن آن را دارد. و اين، پيش از آن­كه نوعي بحران يا معضل سياسي باشد، نشاني است از فقر سياست در كشور ما.

(3)

در كنار اين كودك­منشي و بي­نوايي سياسي، بازار كساد ايدئولوژي­هاي سياسي را داريم. امروز نه تنها ايدئولوژي­هاي سياسي بي­روح و بي­رونق است، بلكه در واقع ما با يك خلأ ايدئولوژيك مواجه هستيم. گروه­هاي سياسي بيشتر سعي دارند كه از رهگذر سبوتاژ و تخريب خود را به بدنه­ي قدرت سياسي نزديك كنند تا از طريق يك برنامه و غايت سياسي مشخص. و اينك، اين بدان معني است كه بازار گرم ايدئولوژي­ها در دهه­هاي 60 و70 قرن گذشته اينک چيزي جز يك خاطره­ي غبار گرفته­اي بيش نيست. اكنون جادو و جاذبه­ي ايدئولوگ­هايي كه روزگاري چونان پيامبران كذاب اما جذاب، توده­ها را به حركت درمي­آورد، دود شده و به هوا رفته است. ماركس در مانيفست گفته بود: «هر آن­چه سخت و استوار است، دود مي­شود و به هوا مي­رود؛ و هر آن­چه مقدس است، دنيوي مي­شود». ايدئولوژي نيز از حكم اين پيش­گويي پيامبرانه مستثنا نشد. امروز ديگر چپ و راست، روشنفكر و تاريك­انديش و مدرن و مرتجع معنايي ندارد. راست­گويي و محافظه­كاري فاسد شده و چپ­گرايي و انقلابي­گري دچار رخوت و ركود و ستروني و سكوت گشته است. سوسياليزم به كاپيتاليسم استحاله يافته است، ليبراليسم به ابتذال، و دموكراسي به تكنوكراسي منحل گشته است. اينك، نه شرار انديشه­هاي ماركس شعله­ي الهامي در قلب كسي مي­افروزد و نه دست نامرئي آدام اسميت مي­تواند گره گرفتاري­هاي اقتصادي و معيشتي آدميان را بگشايد و حتا خود شرق و غرب و شمال و جنوب هم، انتزاعيات پوچ و بي­معنايي بيش نيست.

تا آن­جا كه به افغانستان مربوط مي­شود، اين خلأ ايدئولوژيك از رهگذر تمسك به امر محال جبران مي­گردد: امر محال يا حقيقت ممتنعي كه به همه­ي كنش­هاي سياسي تا حدي مشروعيت صوري مي­بخشد اما در عين حال زمينه را براي جنگ همه بر ضد همه و در نتيجه تخريب و سبوتاژ فراهم مي­سازد، دموكراسي است. دموكراسي تا كنون نتوانسته است كه خود را چونان خواست تاريخي و طلب و تمناي روحي جامعه­ي افغاني متبارز سازد؛ و در نتيجه، حقيقتي است كه تحقق آن در شرايط تاريخي، اقتصادي و فرهنگي كنوني افغانستان به يك امر ممتنع تبديل شده است. اما اين حقيقت محال در عين حال منبع مشروعيت كنش­هاي تمامي گروه­هاي سياسي نيز هست. اگر شعارهاي سياسي معيار است، كيست كه در افغانستان دموكرات نيست؛ و اگر عمل و كنش دموكراتيك معيار است، كيست كه بتواند در افغانستان دموكرات باشد؟

جز طالبان كه اپوزيسيون مسلح نظام سياسي كنوني است، دموكراسي افغاني مخالف ديگري ندارد. و اين دقيقاً بدان معنا است كه اين دموكراسي در عرصه­ي اجتماعي و تنظيم مناسبات قدرت از هيچ گونه واقعيتي برخوردار نيست. جذابيت اين دموكراسي براي تمام گروه­هاي سياسي، حتا آنتي­دموكراتيك­ترين آن­ها، ناشي از همين محال بودن است. اين وضعيت مي­تواند تا حدي راه حل و علاج مقطعي براي بن­بست و بحران ايدئولوژيك كنوني باشد، به­خصوص كه ورشكستگي اخلاقي دهشتناكي كه اينك بر ما حاكم است ايجاب مي­كند كه جنس بدل هيپوكراسي و موبوكراسي به جاي دموكراسي در بازار سياست افغانستان به خريداران عرضه گردد.

(4)

دهشت و ابتذال حوزه­ي فرهنگ هيچ دست كمي از ساير حوزه­ها ندارد. خباثت و ابتذال فرهنگ پيش از همه به شكل ستروني و ركود و ميل به ناداني جلوه يافته است. دهه­ي چهل اگر آغاز يك خيزش ايدئولوژيك است، به لحاظ فرهنگي نيز شاهد نوعي جنب­ـ­وـ­جوش است. پاره­اي از حاملان و نمايندگان فرهنگ كلاسيك ما (اسماعيل مبلّغ و صلاح­الدين سلجوقي) در تلاشِ گفت­وگو و ايجاد ارتباط با فرهنگ جديد بودند. دل­بستگان به ايدئولوژي­هاي جديد، هرچند سر در آستان قدرت مي­سائيدند، اما مي­كوشيدند كه جغرافياي فرهنگي ويژه­اي براي ايدئولوژي­هاي دلخواه خويش دست­ـ­وـ­پا كنند. بدين­رو، در آن روزگاران مي­توان دو جريان فرهنگي هرچند سطحي را مشخص كرد كه يكي به صورت گسست از گذشته و پيوستن به دنياي جديد (عمدتاً از مجراي ماركسيسم) چهره مي­نمايد و ديگري در تلاش پيوند دادن جهان قديم به دنياي مدرن و پل بستن از اين به آن است. اينك اما، ما نه بهره­اي از فرهنگ قديم خود داريم و نه سهمي در فرهنگ مدرن، و نه درصدد فهم هيچ يك از اين دو هستيم. سهم ما از فرهنگ ـ خواه جديد و خواه قديم ـ يك غفلت مضاعف و جهل چندجانبه است. فرهنگ به مثابه­ي مجموعه­اي از ارزش­هاي بشري كه شناخت و كوشش براي شناخت چونان عنصر هميشگي در بنياد آن قرار دارد، و انسان بر مبناي آن خود را در نسبت با هستي و جهان و تاريخ تعريف كند، در ميان ما وجود ندارد؛ اما محصولات گوناگون فرهنگي، از عرفان و تصوف و فقه و حديث ـ از فرهنگ قديم خود ما ـ گرفته تا كالاي مدرن و پست­مدرن، از ساختارشكني گرفته تا هرمنوتيك را مصرف مي­كنيم. اين ملغمه­ي عجيب و غريب و خوراك­هاي هزار رنگ فرهنگي كه همگي را هضم ناشده قورت مي­دهيم، ما را به زخمِ­معده­ي فرهنگي مبتلا كرده است.

نادان­پروري ذاتي اين فرهنگ كمتر به ما مجال داده است تا به غفلت و جهل چندجانبه كه بر ما مستولي است بيانديشيم و براي بيداري از اين خواب ديرپاي فرهنگي و تاريخي تلاش كنيم. خواب­آلودگي فرهنگي، بن­بست سياسي و خلأ ايدئولوژيك عناصرِ هماهنگ و همخوانِ تاريخ نوخواه و نادان­پرور ما است. فرهنگ ما جسارت انديشيدن در اركان و ريشه­هايش را ندارد و از اين رو، جهل و ناداني را به نام آگاهي چونان كرمي در درون خويش مي­پروراند و رشد مي‌دهد.

(5)

ديگر لازم نيست از اقتصاد چيزي بگويم. از سوسياليزم به كاپيتاليسم چرخش كرده ايم. از حاكميت عدل اسلامي تا دولت دموكراتيك را تجربه كرده ايم. ايدئولوژي­هاي چپ و راست را آزموديم. ماركسيست شديم؛ اسلام­گرا شديم؛ و از آن­جا سرخورده شده به قانون مقدس بازار گردن گذاشتيم. اين همه اما، براي فرار از فقر ـ اين آشناي خانه­زاد ما ـ بوده است. ما در خلال اين نيم قرن اخير اگر شعار اسلامي سرداديم، اگر مشروطه­طلب شديم، اگر در پوست ماركس جا زديم، اگر از قانون و ترقي دم زديم، در همه حال در تب توسعه مي­سوختيم. اما كلاف سردرگم توسعه را براي ما نه ماركسيسم گشود، نه اسلاميزم، و نه دموكراسي قلابي و ليبراليسم بازاري امروزي مي­تواند بگشايد.

بدين ترتيب، ما در نكبت جهل مي­سوزيم، در غرقاب فلاكت­بار اقتصادي و سياسي سرگردان ايم، اما هيچ تئوري نجاتي نداريم. بن­بست سياسي، فقر و سردرگمي اقتصادي، خلأ ايدئولوژيك، فروپاشي آرايش سياسي و هرج­ـ­وـ­مرج ناشي از آن، به­علاوه­ي سرخوردگي‌ها و نااميدي‌هاي گسترده­ي اجتماعي، واقعيت حيات اجتماعي، سياسي و اقتصادي امروز ما را تشكيل مي­دهد. لذا، بي­جهت نيست كه بگوييم اين عصر، «عصر بي­نوايي» است؛ عصر فقر مادي و معنوي و تهي­دستي فرهنگي است. ما بي­نوايان تاريخ هستيم. ما از همه جا رانده و از هر چيز مانده‌ها هستيم. چشم ما به هر چيز دوخته است، اما دست ما به دهن ما هم نمي­رسد. آيا راه نجاتي وجود دارد؟

زمين گنديد، آيا بر فراز آسمان كس نيست؟!

علي اميري - قريه سيد احمد شهرستان ۲۵-۵- ۱۳۸۶

 

بسوی عدالت

+ نوشته شده در  86/10/20ساعت 15:30  توسط دولت  | 

 

 

 

تلف شدن يك نفر در برف باري هاي اخير ولايت دايكندي

 

در پي ريزش برف سنگين در ولايت دايكندي ، راه هاي مواصلاتي ولسوالي ها  و قريه جات با مركز ولايت مسدود گرديد و شدت برف باري تردد را غير ممكن ساخته است ، در بعضي از ساحات ولايت دايكندي ارتفاع برف تا يك متر و نيم رسيد ، همچنين بر اساس گزارش هاي دريافتي از ولسوالي اشترلي سه نفر در اثر برف كوچ زير برف شدند كه متاسفانه يك نفر آنها جان باخت و دو نفر ديگر با تلاش مردم محل زنده از زير برف كوچ بيرون كشيده شدند. و حادثه اي ديگر  يك  خانه در ولسوالي اشترلي بر اثر برف كوچ تخريب گريده است كه ساكنين آن  موفق به فرار شدند . همچنين بر اساس گزارش هاي دريافتي از ولسوالي كيتي بر اثر ريزش باران در اين ولسوالي بيش از ده خانه و دكان تخريب گرديد اما خوشبختانه به كسي آسيب نرسيد گفتني است با ريزش برف در ولايت دايكندي و مسدود شدن راه هاي مواصلاتي قيمت مواد خوراكه به شدت افزايش يافت است ، قابل ذكر است چنانچه راه هاي مواصلاتي اين ولايت به زودي باز نگردد مردم اين ولايت با مشكلات جدي روبرو خواهند شد .

+ نوشته شده در  86/10/19ساعت 15:50  توسط دولت  | 

تلفات ناشی از بارش برف در هرات افغانستان  ۱۹ جدی ۱۳۸۶

 صبح هرات: بارش برف شدید که از حوالی نیمه های شب دوشنبه در هرات آغاز گردیده است حداقل هشت تن از اعضای یک خانواده را در ولسوالی زنده جان ولایت هرات به کام مرگ فرستاد.

 این هشت نفر زمانی کشته شدند که منز ل مسکونی آنان بر اثر بارش شدید برف تخریب گردید. همزمان دوازده منزل مسکونی دیگر در مناطق مختلف این ولایت تخریب شده است .

------------------------

 در حاشیه این خبر: بارش برف در کشور های دیگر بعنوان یک برکت ورحمت تلقی می گردد،اما در افغانستان گویا همه چیز وهمه کس پی امد جز مرک ندارد.مردم گرسنه  و بیخانمان کشور ما که نه خانه وسر پناه دارند ونه هم اهی در بساط باسفر های خالی وخانه های بی سقف وسوخته، با امدن برفهای طوفان زا مصیبت دیگر را تجربه می نمایند.

واینک قصر نیشنان کابل ومعامله گران طالب وتریاک از هر طالب پانزده هزار دالر واز هر کیلو تریاک  یک هزار دالر گرفته و به جیب یغما می زنند، باارامش واسایش پهلو به پهلو می لولندو می غورند واز دست اوردهای شان مست وسر خوشند. اما مردم بی پناه افغانستان۷مجبورند جمعی به اتش طالب شرور جمعی زیر بمبهای رقیبان طالب۷ وگروهی هم از بی عدالتی حکومت اریایی ایین کابل با مرک های گونانگون وسخت ازار دهنده دست وپنجه نرم نمایند.

ما این مصیبتها وغمهای سیل اسا را به مردم ستم کشیده افغانستان تسلیت می گویم

+ نوشته شده در  86/10/19ساعت 8:22  توسط دولت  | 

یاد اوری فقط برای جلو گیری از تحریف تاریخ است نه  چیزی دیگر!

فاطمه حمیدی دختر قهرمان وافتخار افرین هزاره که، در بعض از سایتها به اشتباه افغان نوشته ومعرفی گردیده است،ازجمله پیش اهنگان وطلایه دارن ورزشهای رزمی جهان واز افتخار اوران  ملت سر بلند هزاره وکشور ماست.

شما با مراجعه به این ادرس می توانید به مصاحبه فاطمه حیدری گوش فرا دهید.

با تشکر واجازه از مدریت محترم سایت ادبستان

http://www.adabistan.com/content-111.html

+ نوشته شده در  86/10/15ساعت 23:28  توسط دولت  | 

                     

                     به امار ذیل توجهه نماید،جالب وخواندنی است.

مرحله سوم ‌آمايش يا اخراج افغان ها از ايران آغاز مي شود

           آدرس صحیح سایت آمایش http://www.amaiesh.com میباشد

مدیر اتباع خارجی ایران: تعداد اتباع مجازدر كشور كه ‌داراي كارت هستند‪ ۹۲۵‬هزارنفر است و حدود‪ ۱/۵‬ميليون نفراتباع خارجي نيز به‌صورت غيرمجاز دركشور بسر مي‌برند ومدت سه‌ دهه است كه جمهوري ‌اسلامي‌ايران باوجود مشكلات زياد ازاتباع افغانستان پذيرايي مي‌كند..
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور بااعلام اين كه در زمان حاضر دوصد دوهزار‬ دانش آموز و چهارهزار و ‪ ۷۰۰‬ دانشجوي‌ افغان در ايران مشغول تحصيل هستند، گفت: وقتي در مرحله دوم آمايش از اتباع خارجي مجاز آمار گرفتيم تنها‪ ۷‬ درصد از آنها باسواد بودند ولي درآمار اخير مشخص شده كه ‪۵۷‬ درصد از اين اتباع در ايران باسواد شده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/15ساعت 19:41  توسط دولت  | 

 

View Full Size Image

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  86/10/11ساعت 18:14  توسط دولت  | 

      طبق گزارش اژانس باختر مورخ ۱۱ جدی ۱۳۸۶
   دوصدخانواده در مغاره های اطراف بتهای تخریب شده
       ولایت بامیان به زنده گی رقت بار به سر میبرند.

به اساس  گزارش خبر نگار آژانس باختر از بامیان. خانواده های بی سرپناه وبی بضاعت که توانائی خریداری  چوب و ذغال را هم  ندارند، دراین زمستان سرد در مغاره های بدون دروازه زندگی مینمایند.زنده گی این خانواد ه ها را سردی  زمستان  درجه  تحت صفرو بلند بودن نرخ مواد اولیه  از جمله مواد سوخت تهدید مینماید.به گفته داکتر حبیبه سرابی والی بامیان، خانواده های که در مغاره  ها زنده گی مینمایند . هیچ نوع امکاناتی بدسترس نداشته و در عرصه هاي صحت، معارف و سایر امور مشکلات فراوان دارند. اکثرا" اطفال شان در فصل سرماه از سردی تلف میشوند .وی  گفت: نماینده گی های موسسات خارجی در آنولایت هیچ تدابیر را در فصل زمستان روید ست ندارند. تنها تیم بازسازی ولایتی مقداری ذغال را جهت توزیع به آنان آمده ساخته است.وی همچنان گفت: ده ماه قبل بنیاد بیات و جمعیت هلال احمر مقداری  موا د سوخت را به آنان مساعدت نموده بود محمد احسان  یکتن از مغاره  نیشنان میگوید:از چندین سال ماهمراه خانواده های خود در این مغاره ها زنده گی مینمائیم.  ولی از سوی  دولت و موسسات خارجی هیچ تصمیمی در مورد مشکلات ماگرفته  نشده است.والی بامیان گفت: ماتلاش داریم تا برای خانواده های که در مغاره ها بسر میبرند جای مناسب  تری را همراه با مهاجرین  عودت کننده در یابیم تا آنها بتوانند زیر سقفی به زند ه گی شان ادامه بدهند.این فامیل ها در مغاره های  کوچکی زنده گی شان را ادامه میدهند که چند هزار سال قبل توسط پیروان بودیزم بنا یافته است.ولایت بامیان از جمله ولایتهای مرکزی وسردسير کشور است که کمترین توجه در عرصه بازسازی در آن صورت گرفته است.این ولایت اگرچه با داشتن ساحات تاریخی مخصوصا" ساحات مربوط به دره بودیزم  در افغانستان از شهرت جهانی برخورداراست اما مردم این سرزمین ازنگاه مشکلات اقتصادی و سایر سهولتهای زنده گی شاکی اند.در حال حاضر در اثر برفباری ها راه های مواصلاتی ولسوالی های پنجاب ، ورث ویکاولنگ به مرکز این ولایت مسدود گردیده است.
+ نوشته شده در  86/10/11ساعت 14:27  توسط دولت  | 

خانم سرابی والی ولایت بامیان: 

ازبودجه انکشافی ۴۵  میلیون دالری ولایت بامیان،  صرف ۱۹ میلیون آن در این ولایت به مصرف میرسد وهزینه متباقى آن در ساحات ديگر به مصرف میرسد که مربوط ولایت بامیان نمی باشد. پژواک

سخن سمنگان: در پیوند با سخنان خانم سرابی

 اریایی گرای،برتریخواهی و ثبات افغانستان

شعار حمایت از زنان وحقو ق کاری، لایقتها و برازندگیهای انها در افغانستان هما نندی دیگر زمینه ها بستگی به ان دارد که، ان زن ازکدام قوم واز چگونه رنگی باید باشد.

 یعنی در افغانستان و دمکراسی (افغانی اریا یی) زنی مورد حمایت است که، هزاره نباشد والا سر نوشت حبیبه سرابی والی ولایت بامیان در انتظار ان خواهد بود. 

در بامیان ولایت بزرگ هزاره که توسط لشکر های ربانی وملا عمر، بارها به اتش کینه خاگستر و ویران شده است، اینک در دوره جدید وبعد از شش سال روی کار امدن شعار دموکراسی  هنوز هم طعمه اتش نژاد پرستی وبی مروتی حکومت ایتلافی ( اریایی های) کابل است. درانجا هیچ کار واقدام اساسی برای سازندگی وباز سازی صورت نگرفته است . حکومت برای فریب مردم وملتهای مساعدت کننده،کلوخی را می گزارد واز گنداب اعمال می گزرد وبس.

ودرد اور اینکه در انجا یعنی بامیان ویران ودرفقر نگهداشته شده، حکومت بی انصاف وتبار گرا، که با اعمال برتری خوا هانه  خود،سبب بی عدالتی ونفاق ملی گردیده ملامت نمی گردد، بلکه این زن مظلوم  می باشد که به بی لایقتی وبی کاری متهم  می شود.

 در ولایات که مردان از نژاد نجیب اریا یی! والی هستند،با غارت حقوق دیگران ابادی وعمران بازسازی ونوسازی امده است، اما در ولایت که زن اما زن  ودختر، هزاره والی انجا است ، بخاطر اینکه حق وامتیازات ملی وشهر وندی شان توسط غاصبان به یغما برده می شود فقر، وویرانی همچنان مردم ان  مناطق رارنج داده ودر برزخ مادی وروانی قرار شان داده اند.  

بنظر کار شناسان  هزاره این سیاست اجرا نمی گردد مگر برای بد نام  کردن هزاره به بی استعدادی  ونداشتن  توان مدیریت ورهبری کردن!.

  وهمچنین متهم کردن وبد نام نمودن زن به بی لایقتی اداری نیز مورد نظر توطه گران اریایی می باشد .

این سیاست نفرت انگیز هتلری  قرنها است که افغانستان را به بروهوت بی ثباتی وعرصه های حوادث وبستر بحرانهای گوناگون قرار داده است، ومردم این کشور رازار می دهد. بدون شک این وضع مصیبت بار ادامه پیدا خواهد نمود تا ان زمانیکه تفکر بر تری خواهی و مرض مزمن اریایی گرای از پیکر ملت افغانستان ریشه کن گردد سمنگان

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 19:20  توسط دولت  | 

             / نگاهی به مجموعه شعر «نامه‌ای از لاله‌ كوهی»

زهرا حسينزاده

كمندها يله می‌چرخند، چه می‌دوی نگران در مه

شكارچی تله هم دارد، نشين غزال جوان در مه

چه می‌كنی غم بودا را؟ ببين! دو پنجره می‌لرزند

دوباره صاعقه می‌افتد به جان دهكده‌مان در مه

 

 

زهرا حسین زاده شاعر وفیلسوف جوان

با تشکر از شاعر فرهیخته وحید طلعت که این نوشته را برای ما فرستاده اند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 15:33  توسط دولت  | 

مادر،خواهر وبرادر من

 به رو سیا هیی ستم وپیروزی حتمی خود، می خندند.

 خانواده هزاره یعنی کانونی گرم وپر محبت زندگی، فرزند فراز مند هزاره در  همچون یک خانواده پاک وامید وار پرورش یافته وچون کوه استوار، چون اب ساف، چون چشمه ها جوشان،همانند گلها خندان وچون ستاره ها نور بخش می شوند.وراستی که تربیت اساسی یک انسان از حانواده اغاز می گردد.

هزاره اگر نانش به یغما برده می شود وحقوق انسانی واجتماعی اش غصب می گردد، اما عشق به زندگی ومحبت به همنوعان، گرامی داشتن فرزندان شان مایه زندگی پر مهر وصمیمی انها است.

واین باور وامید واری در هنگامه مصیبت وسختی نشانه یک ملت متمدن وباریشه خوشبین وبا فرهنگ می تواند باشد.

سلامت روان بی الایشی زندگی اجتماعی را به ارمغان می اورد،بدین خاطر هزاره یعنی ملت پاک از اولدگیهای چون ترور وتریاک.هزاره یعنی شادمانی وفرخندگی.

عکس بالا،نمونه بارز از یک زندگی امید وار است. بیان گر ان است که ستم تاریخ ومصیبتهای دوامدار با همه بی رحمی خود نتوانسته است قامت غرور وبلندای عشق ومحبت هزاره را در هم بشکند.

مرکز فرهنگی وخبر گزاری نوبنیاد بودا این عکس را بعنوان بهترین عکس سال انتخاب نموده وکاتب هم افتخار دارد که به نشر وتکثیر ان می پردازد.

 

+ نوشته شده در  86/10/09ساعت 22:52  توسط دولت  | 

        مردم از تطبيق پروژه شاهراه کابل-باميان ناراضند.. پژواک.

     به بهانه نشر خبر تطبیق پروژه سرک کابل وبامیان، نوشته ذیل به یاد اوری دردهای ازار دهنده گزشته وبازیهای جاری، پرداخته و بگونه بسیار کوتاه حقیقت واقعیتی را مطرح می نماید،با این عنوان:

       سال نو ازبهارش پیدا است.

هزاره ها چهل وچهار سال است که، به امید سرک قیر و پخته زندگی بسر برده وبه وعده های دروغین و شعارهای تحقیر امیز،حکومتها دل خوش مینمایند، حکومتها  خصوص بعد از اغاز به اصطلاح دوره جدید وفصل نوین، یک روزی از جانب وردک وروزی ازجانب پروان، یک وقتی هم از راه اسمان برای فریب هزاره  بسوی ولایات وملک هزاره، نقشه سرک پخته را می کشند، این بازی چنان مسخره وگیج کننده است که هم اکنون هیچ هزاره درست نمیداند این سرک از کجا به بامیان قلب هزاره حواهد رسید!!

  اما درکل ودر نهایت هزاره،بعد ازسالها رهیافت سیاسی ودریافت تجربه های تلخ ونا مناسب ازبرخورد واعمال دولت مردان وحکومت گران به این باور رسیده اندکه، هزاره سرک قیر را نخواهد دید، نه از طریق پروان، نه از راه میدان مگر اینکه، یک تحول اساسی، فرهنگ وروابط اجتماعی میان مردم وحاکمیت را از اساس وریشه بسوی برابری وعدالت اجتماعی بنفع عامه مردم،استقلال و استقرار افغانستان تفییر بدهد، ونظام روی کاراید که انسان غیراریایی نیز ادم،وصاحب حق دانسته و همه بعنوان شهر وندان مساوی الحقوق کشور شنا خته شود.

 اما بنظررسیدن به این ارزو برای فعلا ازمحالات روزگار می باشد. بنا هزاره همچنان زیر اسیا ب بیرحم  تبعیض وسم اسپان چموش ومدرن روشنفکران، برتری خواه ونژاد پرست، وتفکرات امتیاز طلبانه اریایی گرای، ارد ودراتش شعله ورستم وتبعیض کباب خواهد شد.

واینک اصل خبر .. مردم از تطبيق پروژه شاهراه کابل-باميان ناراض اند .

   با وجوديکه مردم در مجموع از قير شدن شاهراه کابل- باميان که ازمسيردرۀ غوربند ولايت پروان ميگذرد رضايت دارند،اما از نحوه کار وتطبيق اين پروژه ناراض اند.کاراين پروژه که از ُپل متک ولايت پروان آغازوبه کوتل شیبر ولايت باميان ختم می شود، از حدود سه ماه قبل، توسط ده شرکت ساختمانى داخلى آغاز شده است.جمعه گل مدیرعواید ولسوالی شیخ علی ولايت پروان به آژانس خبرى پژواک گفت که  طول اين سرک ١٢٥ کيلو متر وعرض آن ١٢ متر بوده و از طرف موسسه الکترونیکی جامعه اروپا تمویل می گردد.وى افزود که بودجه اين پروژه  به ميليونها دالر ميرسد، اما درمورد رقم دقيق آن معلومات ندارد.قسمتى از سرک خامه که از پُل متک به سوى ولسوالى شيخ على ولايت پروان امتداد يافته ،عريض گرديده و يک قسمت ديگر در منطقۀ باغ افغان براى قير ريزى آماده شده است.با عريض شدن سرک درختها ،زمینهاى زراعتى و منازل مردم که در دو طرف قرار داشت تخريب گرديده اند.اما مدیرعواید ولسوالی شیخ علی ادعا ميکند که شرکت های که مسوول تطبیق پروژه هستند ، اگربه موانع مانند کوه ویا صخره برمی خورند،از ادامه کاردر آن محل، عاجز مانده و سرک را از زمین های زراعتى مردم ميگذرانند.وى اين کار را خلاف نقشۀ که براى شرکت ها تعيين شده، خوانده و خواستار تطبيق درست اين پروژه گرديد.یکتن ازساکنین محل که از تذکر اسمش خود داری کرد ، مدعى شد که کارکنان شرکت های که این پروژه را قراردادنموده اند ، با بعضی از صاحبان زمین معامله کرده ونقشه سرک را به صورت درست واساسی تطبیق نمی کنند.همچنین محمد انورڅارنوال ولسوالی شیخ علی ،عدم تطبیق نقشه را یکی از چالش ها درروند ادامه کاردانسته،ميگويد: "ولواینکه نقشه ازسر زمین های زراعتی ویاخانه های ماهم بگذرد، مشکلى نداریم "وی تاکید بیشتر روی تطبیق نقشه اساسی سرک وسرعت عمل درجریان کار از سوى شرکتهاى ساختمانى گرديد.اما عبدالحمید رئیس شرکت ساختمانی وسرکسازی که دراین پروژه فعالیت دارد، می گوید که درراستای تطبیق این پروژه با مردم مشکل ندارند ومردم نیز،ازروند کارآنها راضی اند .وى در مورد اینکه بعضی افراد ازروند کار پروژه رضایت ندارند،  گفت که علت نارضايتى آنها منازعات ارضى و شخصی، بین خودمردم منطقه است.موصوف ادعا کرد: (( ما برای مردم محل وقت کافی دادیم که خانه های را که درمسیر سرک قرارگر فته اند درفرصت مناسب تخلیه نمایند و ما طبق نقشه، کاراین پروژه را ادامه می دهیم .))با وصف اين مشکلات، مردم محل واهالى باميان که از اين مسير عبور ميکنند، قير ريزى اين شاهراه را در بخش تسهيلات ترانسپورتى از قبيل رفت و آمد و انتقال مواد اوليه مهم دانسته و خواستار تکميل و به بهره بردارى هر چه زودتر آن ميباشند.هادی غفاری --باميان آژانس خبرى پژواک، ٤ جدى ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  86/10/05ساعت 16:32  توسط دولت  | 

 ولایت دایکندی و چالشهای مضاعف قسمت سوم واخرین بخش.  تحقیق ونگارش ازغرجستانی

مشکلات راههای ارتباطی و مواصلاتی دایکندی

از نقطه نظر اقتصادی و استفاده بهینه از امکانات و عوامل تولید، راههای مواصلاتی و ارتباطی نقش بسیار تعیین کننده و مهم در اقتصاد و شکل گیری آن دارند. لذا مناطق و کشورهای که دارای ساختار کوهستانی اند در برابر حمل و نقل و انتقال کالاهای تجاری بسیار آسیب پذیر هستند. مناطق هزاره‌جات عموما و دایکندی خصوصا از این بُعد رنج می‌برد که از هر طرف با کوهها و کوتل های صعب العبور احاطه شده است. لذا انتقال اجناس و کالاهای ضروری و اساسی مورد نیاز مردم بسیار به سختی و کندی صورت می‌گیرد؛ چنانکه: در بسیاری از سالها بیش از چهار ماه راههای ارتباطی و مواصلاتی این ولایت با سایر ولایت از جمله با مرکز به روی ترافیک قطع می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/04ساعت 12:30  توسط دولت  | 

ادعاى قاچاق دالر و الماس توسط قانونى واحمد ضيا مسعود، رد شد

 

کابل --آژانس خبرى پژواک   ،٢ جدى ۱۳۸۶

 

رئيس ولسى جرگه ادعاى برخى از رسانه ها را درمورد قاچاق  دالر و الماس ودستگيرى وى واحمد ضيا مسعود درميدان هوايى ايالات متحده عربى،  رد نموده و آنرا  يک دروغ محض خواند .اين مطلب را محمد يونس قانونى رئيس ولسى جرگه که به تاريخ دوم جدى، بعد از برگشت سفر پنج  روزه اش از کشور انگلستان که بنابر دعوت مجلس عوام آن کشور  در آنجا رفته بود،  درميدان هوايى کابل به خبرنگاران ابراز داشت   .رئيس ولسى جرگه در حاليکه از کدام رسانه مشخص نام نگرفت اما  اخيراً  درصفحه  انترنتى بينوا ،بر علاوه اين خبر ، يک مقاله نيز به نشر رسيده است که گويا معاو ن اول رئيس دولت  و رئيس ولسى جرگه در قاچاق دالر و الماس دست دارند  .

 اما  حسيب نورى مسوول مطبوعاتى دفتر ولسى جرگه گفت که ،  قانونى شايعه پخش اين خبر را درمورد خودش ومعاون اول از طريق بعضى از رسانه ها رد نمود و به خبرنگاران ضمن رد اين ادعا گفت که  با پخش همچو اخبار، ميخواهند که ذهنيت مردم را نسبت به سياستمداران شان، مغشوش بسازند .وى افزودکه مردم با هوشيارى از تمام موضوعات آگاه اند وباور نميکنند .در اين سفر که چهار تن از وکلا نيز با وى  همراه بود با رئيس مجلس عوام ،وزير خارجه ومعين وزارت داخله انگلستان، ملاقات هاى داشتند  .موصوف اين سفر را ارزنده ودست آورد هاى آنرا مثبت خواند وگفت که در اين ملاقات ها درقسمت انکشاف روابط بين الپارلمانى ، تشکيل وايجاد گروپ هاى دوستى ميان دوپارلمان بحث وتبادل نظر صورت گرفت .به گفته قانونى ،مقامات عالى رتبه انگليس، حمايت دراز مدت شانرا درقسمت ثبات وبازسازى  افغانستان ابراز داشتند .موصوف همچنان  گفت که دراجنداى اجلاس بعدى،  ولسى جرگه ،پاليسى اقتصادى وبين المللى دولت ، رفع مشکلات مردم ،تصويب قوانين ،امنيت وثبات رادراولويت قرار خواهد داد .  مکيه منير

 

+ نوشته شده در  86/10/02ساعت 21:31  توسط دولت  |