|
|
|
|
|
رباعی (عسکر اباد) سروده ی سرور رجایی است که از روزهای مهاجرین هم وطن در اردوگاه عسکر اباد تهران سخن می گوید. شاعر چون از همه جا نا امید بوده است، دست به دعا برداشته و خدا را به یاری فرامی خواند. شاعر با این شعر کوتا درد ورنج دراز و بی پایان انسانهای بی پناه هموطن خود را روایت می نماید. به درخواست تعداد از یاران و هم میهنان این سروده، با این یاد اوری همچنان در معرض دید شما خواهد بود. هم چنین، شعر زیبایی استاد تابش، که در همین ارتباط سروده شده و توسط یکی ازخوانند گان (وبلاگ کاتب) فر ستاده شده است. نیز در خدمت عزیزان خو اننده قرار می گیرد. به امید پا یان یافتن رنج انسانهای مها جر الهی عسکر آباد در بگیره بسوزه دود و خاکستر بگیره بریزه سیم های خار دارش پرستو های بندی پر بگیره ------------------------------------------------------------------------------------------- شعرجد ید از قنبر علی تا بش خداوندا عجب روزی رسیده -------------- *غیر مجاز برای مها جرین بی مدرک گفته می شود |
||
|
|
|
|
|
طالبان ونسل کشی در مزار شریف به بهانه نهمین سال روز قتل عام هزراه ها در مزار انجنیر سخی ارزگانی به قول معروف که « گذشته، چراغ آینده است.»اگر یک برنامه غرض رسیدن به یک هدف طرح می شود، باید بر مبنای یک اساس باشد . روی این اصل است که باید از گذشته به صورت همه جانبه «شناخت» لازم را بدست آورد و با زیر بنای آن از حال دقیقا آگاهی حاصل نمود. یعنی آگاهی از «گذشته» به شناخت «حال» کمک نموده و آنگاه انسان با پشتوانه شناخت از گذشته و حال به فکر آینده و تحقق «هدف» مورد نظر خود می گردد.ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
مردم هزاره قربانی تفا سیرعوامانه ونا همگون وحدت ملی در کشور محمد عوض نبی زا ده افغانستان , وطن عزیز ما پیش از اسلام بنام آریانا ودر دوره اسلامی به اسم خراسان کبیر شناخته میشد .و از نيمه قرن هژدهم تا به امروز اقوام وقبایل مختلف زیر نام واحد و غير مشترك در جمع ناموزون و ناهمگون در يك ساختار اداري و دولتي بنام ( افغانستان ) جمع شده اند. بعد از آنكه در اين سرزمين يك حكومت سياسي بشكل ابتدائي درسال 1747 ميلادي برهبری احمد شاه دراني تشکیل شد، دولت های مستبد خاندانسالاري ، و قبيلوي چون زخم ناسور در بدنه جامعه چندين مليتي و بخصوص جامعه هزاره جا گرفت به اينترتيب ، وحدت ملي و منافع ملي مردم کشور ما نثار و قرباني برتري جوئي هاي خانداني ، قبيلوي و قومي گرديد. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
کوریا یی جنوبی اقدام بجا اما دیر وقت
تاریخی که با خون اغاز گردیده و ساختاری که با قساوت وستم تهداب گزاری شد ه باشد، ناگزیر با جریان یافتن خون و ارتکاب جرم و جنایت، رنج و تعذیب، تجاوز به ازادیها و کرامت انسانها،جنگ و بیدادگری و به اسارت دراوردن وبرده ساختن انسانها ادامه می یابد. تاریخ کشور بنام افغانستان، با همین مصالح و ابزارشکل وشمایل گرفته است. یعنی هرا نچه که در ادیان اسمانی، فرهنگ وتمدن انسانیت زشت و ممنوع بوده اند، در قلمر و بنام افغانستان جایز و ثواب حساب گردیده و شیره ساختار حا کمیتها، وتار و پود تاریخ تاریک این اب وخاک را می سازد. اما انچه مهم می باشد این است که با اعمال نفرت امیز طالبان در افغانستان، دنیا هم دارد از رنج و محنت که ملت رنج دیده این جزیره اتشفشان در مدت نزدیک به سیصد سال دیده و تجربه کرده اند اگاه می شوند. مو جودیت طالبان فعلی اگر چه باعث ویرانی، اساسات زندگی و نهاد های اجتماعی افغانستان وازدیاد مصیبتهای دردناک مردم، و خرابیهای جبران نا پزیر در این کشور گردیده است،اما از طرف دیگر اعمال مکرر این جریان مستبد و قرون وسطایی توانیسته است که چهره اصلی وبی نقاب حاکمان و جریان اقتدار طلب و انحصار گر که، زندگی مردم بی پناه این وطن را در دراز نای تاریخ سیصد ساله به گروگان گرفته است، برای جها نیان معرفی و تمثیل نماید. ستم،تجاوز به حقوق شهروندان،مخالفت با علم و پدیده های فکری بشری،ستیزه جوی باصلح و مسالمت جوی، همزیستی و برابری انسانها، جنگ همیشگی،خونریزی، سربریدن انسانها،کشتن زنان و مردان بیگناه،اتش زدن شهرها و خا نه ها تخریب مدارس ومکاتب، به اسارت در اوردن زنان و کودکان، تجاوز به نوامیس انها، ودر مجموع لذت بردن از رنج و عذاب انسانها.از جمله ارزوها و اعمال نا پسند وروز مره طالبان تاریخی بوده است که، تا چند سال پیش از این تنها مردم افغانستان بار سنگین، جنایات انها را تحمل می نمودند. اما بعد از حادثه ۱۱ سپتمبر در امریکا جهانیان نیز به نوبت در تقبل رنج و عذاب ایجاد شده و تجاوزات سازمان یافته ازجانب طالبان با مردم در قفس مانده افغانستان شریک شده اند. گرچه طالبان بنا بر هویت ساختاری وسیاسی که دارند، تا هنوز انچه که از عقده حقارت، کینه و دشمنیی که نسبت به کودکان بیگناه پشتون و معلمان و ریش، سفیدان جنوب و توده های ستمدیده شمال و مرکز، شرق وغرب افغانستان داشته و از خود نشان داده اند،به خارجیها کمتر احساس دشمنی می نموده اند، ازادی خبرنگار اتالیایی وبعد همزمان با ان سر بریدن خبرنگار افغانستانی خود گواه براین ادعا می باشد. کشتن قاضیان افغانستانی و زنده نگهداشتن مهندس المانی دقیقا تفسیر دینی طالبان از دین و اسلام و عنعنات افغانی است، که انها به بدان معتقد است و بیان می نماید. اما جنایت و جرم، جانی و مجرم هیجگاهی هویت جغرافیایی و فرهنگی شکار خود را به رسمیت نمی شناسد و بدان توجه نمی نماید که جنایت یک مرض و جانی یک متجاوز است. بدین دلیل، اینک بیشتر از دوهفته است که طالبان تعداد از انسانهای ملکی کریایی جنوبی را با کمک تفنگ و سر نیزه به نام اسلام و امارت اسلامی، به اسارت خود در اورده اند. وبا بیشرمی تمام بعنوان مسلمان و مجریان دین حنیف الهی می خواهند با استفاده از کرامت و زندگی انها به مطالبات سیاسی خود برسند.و از رنج و عذاب که برای انسانها افریده اند لذت می برند. ما از امدن و اهداف کوریایی ها در افغانستان، چیزی نمیدانیم اما انچه که تا هنوز گفته می شود انها برای کمک رساندن به زنان و مردان نیاز مند افغانستان و مریضان و درماندگان که از دست طالب زندگی شان سو خته است به کشور ما امده اند. طالبان هم تا هنوز کدام ادعای غیر از این را مطرح نکرده اند. با این هم، طالبان با پیروی از سنت دیرینه و عنعنه تاریخی ستم بارگی شان انها را بر خلاف دستورات اکید اسلام که مسلمانان را، حتی در شرایطی جنگی هم از ازار رساندن به زنان و کودکان منع می نماید. به یک عمل تروریستی وضد بشری دست یازیده و زنان بیگناه و مسافران عادی را به اسارت در اورده اند. گرچه مردم افغانستان می دانند که ارتکاب همچون یک عمل شنیع از جانب طالبان فعلی چیزی جدید نبوده ونیست، چون مردم افغانستان، فریاد و نا له های زنان که بحیث کنیز وبرده توسط طالبان تاریخی، به خا رجیان فروخته شده اند را بخاطر دارند.و صدای گریه و زاری زنان و دختران شمالی کابل را که به بدست طالبان اسیر و تعذیب می گردیدند از یاد نبرده اند. مردم افغانستان هر روز وشب با چشم سر می بینند که زنان و کودکان مظلوم جنوب و دختران شرافتمند پشتون از هلمند تا جلال اباد با فتوی ملا عمر و کارد ملا داد الله ها، وبجرم مکتب رفتن سر بریده می شوند. مردم ما می دانند که طالبان، نه برای یک معا مله رسوای سیاسی بلکه برای لذت بردن از رنج انسانها انها را هراز گاهی به اسارت در می اورند و اعدام شان می نمایند.چون انها کشتن و رنج انسانهارا تنها راه زندگی خود و وسیله، به بهشت رسیدن شان می دانند. طالبان افغانستان که گاهی در سیمای امیران خونریز چون عبد الرحمان وزمان به شکل ترکی وامین و روزگار به چهره مخوف ملا عمر و دادالله به تاخت و تاز و کشتار و تخریب می پردازند. باور دارند که تنها انها لیاقت و شایستگی زندگی در روی زمین افغانستان را دارند وبس. این تفکر شیطانی سبب تمامی فجایع تاریخی در این سر زمین رنج وبلا کشیده گشته است. اما گزشته از این طالبان فعلی بخاطر اشنایی با جهان بیرون توانیسته اند که در بیرون از مرزهای کشور نیز یاران و مددکارانی برای شان پیدا نمایند و انها موفق شده اند که تعداد زیاد از ادمهای مثل خود شان را شریک جرم و جنایات ضد بشری شان نمایند. که این مسأله مو جودیت انها را،برای همه و کل جهان خطر ناک ساخته است. به اسارت در اوردن، زنان و مردان کوریایی در حقیقت اعلام جنگی ست که طالبان با دنیا اغاز نموده است . واین جنگ تنها در محدوده جغرا فیای افغانستان منحصر نمی گردد، از جانب دیگر اقدام اخیرکوریایی جنوبی که برای ازادی شهروندانش به جانب پا کستان روی اورده است، تصویر روشن از گفته های ما و ادعا های ملت افغانستان می باشد. مردم افغانستان به دفعات گفته اند که کلید استارت نمودن ماشین جنگی طالبان از اسلام اباد بچرخش می اید، اما دنیا کم می شنوند. اما رویکرد، اخیر کوریایی جنوبی که بدون شک بدون مشورت دوستان جهانی شان نمیتواند باشد، این مسأ له را بخوبی روشن ساخت که طالب فعلی یعنی استخبارات پاکستان. از طرف دیگر گفته های بی پرده و صریح اقای معراج الدین پتان، والی ولایت غزنی نیز این واقعیت دردناک را روشن می سازد که، مردم افغانستان در این جنگ خانمان سوز و بیرحامانه فعلی تنها، مورد تجاوز تروریستان افغانی نه بلکه، طراحان خارجی و همسایگان سیه چرده ما نیز در اتش زدن خانه و کشتن معلم و متعلم بیگناه ما دست دارند. اقای پتان در مصاحبه با خبرنگار گفت: که اتباع کوريايي دراختيار آي،اس،آي وعمال پاکستان قرارگرفته و استخبارات پاکستان بعد از مواصلت به محل واقعه ميخواهد اين مسئله را دوامدار و به مشکل مواجه سازد. به این خاطر و در ارتباط با گروگانهای کوریایی باید بگو ییم که اگر راه برای ازادی انها باشد بدون شک ان راه را باید دراسلام اباد جستجو نمود. کاری را که کو ریا یی ها انجام داد اند اما کمی دیر تر! |
||
|
|
|
|
|
جوانان هزاره قربانیان اصلی بحرانها و تبعیضات قومی در افغنستان محمد عوض نبی زاده زندگی انسانها همواره در حال تغیر و دگرگونی است. ودر هر عصر و زمانی شاهد انقلابات و تحولات جدیدی در عرصه ای زندگی شان می باشند و تغییر اعصار و قرون بر اساس تغییر در زندگی انسانها می باشد. روزی انسان زندگی بسیار ابتدائی داشت و از گوشت حیوانات بدون پخته نمودن در آتش استفاده می نمود. ولی امروز زندگی انسانها چنان پیشرفت و انکشاف نموده است که اگر به انسانهای هزار سال قبل گفته میشد که روزی انسان به این مرحله ای از تکامل و تمدن خواهد رسید، آنها شاید هرگز باور نمی کردند. و این تحول و دگر گونی در زندگی انسانها همیشه مثبت نبوده است. گاهی مسیر انحرافی را در پیش گرفته و گاهی هم جنبه سازندگی را داشته است. افغانستان در گذشته بحرانهای متعددی را گذشتانده است که از اثر آن جوانان کشور وبخصوص جوانان هزاره که بخش عمده منابع انسانی را تشکیل می دهند و قربانیان اصلی بحران ها و برعلاوه آن متحمل استبداد وتبعیض ملی وقومی نیزبوده اند. تقریبا شش سال قبل همزمان با تاسیس دولت کنونی فصل جدیدی در تاریخ سیاسی کشور گشوده شد به امید اینکه جامعه ما بکمک وحمایت جامعه جهانی بتواند گامهای تدریجی خویش را جهت رفع و کاهش مشکلات کوه مانند آن بردارد. ولی این حکومت بنظر میرسد که کمتر بر مشکلات موفق بوده است. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
استاد خليلي: دولت مکلف است تا به مشکلات مردم رسيدگي نمايد.
به تجليل از شهدايي که درحادثه هجوم مسلحانه کوچيها، در بهسود به شهادت رسيده اند، محفل بزرگ گراميداشت اين شهدا، بعد ازظهر امروز در حسينيه خاتم الانبيا با حضور مقامات بلندپايه دولتي، رهبران جهادي، علما و روشنفکران و عامه شهروندان کابل داير گرديد. |
||
|
|
|
|
|
فروپاشيِ ايدئال قهرمانگري؛ فرضیهای در بابِ توحشِ پشتونها
اسدالله احمدي(بودا) ــــــــ۱ـــــــ ادامه مطلب |
||