تبليغاتX
کاتب هزاره
فرهنگی اجتماعی

     سلطان علي کشتمند

متن سخنراني محترم سلطان علي کشتمند در کنفرانس اروپايي نهضت فراگير دموکراسي و ترقي افغانستان

رفقا و دوستان گرامی

برای من مایه خوشی و خوشبختی است که خود را یکباردیگر درمیان شما رفقای همرزم دیرین خویش، درمیان شما، ازبهترین شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم میهن مان، می یابم. از هیأت اجرائیه رهبری اروپایی نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان با سپاس یاد می نمایم که چنین همایشی را متشکل از نمایندگان سازمانهای اروپایی نهضت برپا کرده است و از من نیز خواسته است که در برابر شما رفقا و دوستان عزیزی که از سالهای پیشین یکجا و باهم پرچم مبارزه آزادیخواهی را بردوش کشیده ایم، سخن بگویم.

درآغاز سخن با تأسف و تأثر عمیق ابراز میدارم که اینبار زنده یاد محمود بریالی عزیز، یکتن از پیشگامان نهضت درمیان ما نیست. نبود اورا سوگوارانه همه ما احساس می نماییم. روانش را شاد میخواهم!از نهضت،اعضأ و هواداران آن با سپاس ياد مي نمايم که در امر سازماندهي و رهبری برپايي با وقار و با حيثيت مراسم سوگواری محمودبريالي گرامي ياد،صميمانه همکاری کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/03/24ساعت 23:16  توسط دولت  | 

 

     شرارت کو چیها، قتل عام  هزاره ها سکوت رادیو ها و روز نامها

           با هجوم ملخ وار، وحشتناک و ویران کننده کو چیهای متجاوز و شرور،  در سر زمین هزاره ها هر سا له  تخر یب مزارع، اتش زدن خا نه ها وقتل عامهای منظم و سیستماتیک هزاره ها راه اندا خته می شود. این درا مه نفرت بار نزدیک به سیصد سال است که با حمایه ای دو لتهای تبار گرا علیه هزاره ها  ادامه داشته و زندگی و حیات هزاران انسان مظلوم و بی دفاع را در خانه و کا شانه شان از دست شان می ربایند.

کو چیها که همان ما فیایی قدرت، قا چاق و قلدری منظم است، خصوص در زمانهای عبد الرحمن ،ترکی وامین، طالبان وامروزه در دوره به اصطلاح حکو مت دمو کراسی!! بعنوان چا قو کشان شرور حکو مت عمل می نمایند. یعنی حکو مت هر کی را بخواهد غیر مستقیم گوشمالی بدهد اشرار کو چی را که هیچ قانون و قانونمداری را نمیفهمند به میدان شان می فرستد.

امروز حکو مت افغان ملت، بجای اینکه سر ما یه های باز سازی ولایات هزاره را خصوص هز ینه و اعتبارات بین المللی سرک بزرگ وشا هراه هزراه را بکار اندازد، و به ایجاد و عمران ان بپردازد،  چاقو کشان شرور و ادم کشان کو چی را با پیش رفته ترین سلاحها و امکا نات مخا براتی به جنگ مردم صلح جو و ارامش خواه هزاره  و ویرانی بیشتر هزراستان بدان سو گسیل می نماید، کو چیها که دین و اخلاق جز جنگ و ادمکشی را باور نارند، بارسیدن به سر زمین هزاره به قتل و کشتارهای منظم مردم و اتش زدن خا نه های انها مشغول می شوند گگویا که وظیفه تاریخی انها ویرانی سر زمین بنام هزاره می باشد.

    کو چیها در پیش چشمان نا باور صد ها روز مانه و رادیو و تلویزیون ازا دانه به کشتار بی رحمانه هزاره ها ادا مه می دهند اما، خر ازادی در گیل دمو کراسی افغانها گیر امده و بجای گزارش از خو نریزیهای شبا نه روز کو چیها و قتل عام شدن هزاره ها در بهسود و جا غوری و نا ور، به نمایش فیلمهای مسخره هندی و امریکایی و گزارشهای موفقیت امیز از دیدار های عروسکان رقا صه می پردازند. مشغولند وبعد اد عای ازادی و دمو کراسی را هم دارند.

    کو چیها یا پیشقرا ولان ستم و حا کمیت انحصاری افغانستان که در تمامی شون اجتماعی از امتیازات فوق العاده ای برخوردار هستند، از پیچیده ترین مفهو مات و مجهو لات اقتدار، ریا و نیرنگ  می باشد  انها خو استه و نا خواسته سالا نه از پیشاور و پنجاب بنام پتان و پشتون مثل رمه های گر سنه و تشنه بخون خلق خدا راه می افتند و به هدایت حکام جا هل و لجوج افغان بسوی سر زمین هزاره  هجوم می برند. و هرانچه که علامت زندگی و حیات منطقه بیا فند می خورند و نا بو د می نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/03/20ساعت 23:16  توسط دولت  | 

                بیا نیه، بنیاد فر هنگی کاتب هزاره، نمایندگی ارو پایی.

         حادثه خو نین شبرغان ایجاد نفاق یا اغاز انتقام گیری از مردم ؟

        ما ضمن محکوم کردن فا جعه کشتار افراد ملکی و مردمان عادی شهر شبر غان  توسط افراد مسلح اقای جمعه خان  همدرد، با خا نواده های قر بانییان بیگناه ان حادثه خو نین  و مردمان شهر شبر غان و خا نواده های انها اعلام غم شریکی می نمایم. حادثه شوم شهر شبرغان  از طرف هر شبکه و دسته ای که سا زماند هی شده باشد. بعلاوه اینکه جان تعدا زیاد از وطن داران مظلوم و شهر وندان ملکی را بناحق و ستم باز گرفت.  نشانه ها و اغاز یک انتقام جویی شبهه ناک  و تهدید کننده را که تارهای نازک وفاق ملی و ثبات لرزان کشور طوفانی ما را  پاره  وریشه کن نماید نیز بنمایش می گزارد.

       انهای که با مسایل افغانستان صا دقانه و صریح نگاه می نمایند ، می دانند که او ضاع تب الود و ملتهب افغانستان تا چه حدی بسوی یک بحران دیگر و انفجار وحشت ناکی به پیش کشانده می شود؟ کسانی که افغانستان  وخصوص شمال کشور و اقای جمعه خان همدرد و عطا محمد نور را می شناسند. می دانند که  این حا دثه ها بیانگر ان استکه  دستهای پلید در کار است تا  در شمال  اتش شقاق و نفاق را  در میانن مردم ان منا طق بر افروزانند ؟

      جمعه خان همدرد که در طول سا لهای جهاد و دروره مقا ومت مردم افغانستان و حا کمیت طالبان ، از ترس تهدیدات همیشگی عطا محمد در زا ویه ها می زیست، فقط در سایه ای قامت دوستم و ازبیکها مجال تنفس و زندگی را می یافت.  جمعه خان همدرد حتی امروزه هم  از ترس عطا محمد نمی تواند در ولایت بلخ و خانه خود زند گی نماید. این مسله را همدرد و عطا هردو خوب می دانند.

       با ورق خوردن دفتر پاره رپاره افغانستان  اقای  همدرد به ولایت رسید  ولی بر اساس سابقه  نا موفق خود، در هر جایی با مخالفتهای شدید مردمی روبرو  گردد، او توسط مردم از ولایت بغلان اخراج گردید اما  اینک  در منصب والی  جوز جان تا انجا اسیر قدرت و سلطه محلی خود گردیده است که برای تحکیم مو   قعیت و باقی ماندن  در سریر  انچه را که او قدرت می داند حاضر است مردم را در خانه ای شان قتل عام نماید.

       حادثه شهر شبر غان بعلا وه اینکه بیان گر استبداد رای  یک تعداد  انسانهای جاه طلب  و تو طه انحصار گرایان جدید می باشد.  هشدار ی است به مردمان  محروم که برای اعاده حق، عدالت و برابری در افغانستان سخن گفته و یا مبارزه کرده اند.   حادثه شهر شبرغان بعلاوه اینکه سنگدلی حاکمان فعلی مارا روشن می گرداند  پرده از چهره شبکه ساز و مرموز   ضرار احمد مقبل  وزیر داخله و دستکهای فتنه اواز او نیز بر می دارد.

      حادثه شهر شبرغان  که  با ریختن خون بیگنا هان مردم ملکی  وگلوله های اتشین چند سر باز فریب خورده رقم خورد ، قبر سیاسی اقای همدرد را  کنده است. همدرد بعد از سالها مقا ومت در برابر رقیبان  خود  اینبار  بسختی فریب انها را خورده و برروی  مردم که سالها خانه های شان پنا هگاه  او بود، تیغ ستم کشیده و جواب نیکی را با گلوله داده  است، بدین سان مرک سیاسی خویش را با دست خود امضا و قبر فرا موشی ورنج اور  خودرا بادست خویش کنده  نمود است.

      و در این میان لشکر کشی عطا محمد نور به شهر شبر غان بر و خامت اوضاع  افزوده و اب را بیشتر گل الود می نماید،  مگر نه اینست که مردم شمال عطا محمد نور، را نیز از افراد مخل به وحدت ملی و ثبات منطقه می دانند. مردم شمال کشور بارها  ازاین وا لیان سبک مغز و بی تأ مل رنج دیده و ضربه خورده اند، لذا باید است که ضمن رسیدگی به خو استه های برحق مردم  شهر شبرغان، افراد مسلح  عطا محمد که تحت نام اردوی شا هین شهر  شبر غان را زیر گامهای حقارت بار شان لکد مال نموده اند نیز از ان شهر  خارج گردد، چون حضور سر بازان انتقام جوی عطا محمد، امکان دارد اتش دیگر را در شهر بر افروزانند. 

 از طرف دیگر انچه که مایه سر خوردگی و ننگ است، حرکات، ملوس کننده و مزورانه سخنگوی جبه ملی سید مصطفی کا ظمی است، کاظمی که چون همدرد و عطا دارای افکار شو نیستی شدید و ضد مردمی می باشد، او با شادی و شیطنت از کشته شدن ازبکها، با مصا حبه و گفتارش  می خواهد خود را مد افع ارمان مردم و شهر یان شبرغان جلوه دهد، و این تظاهر بینمک  سید کا ظمی، حرکت عادی وحق طلبا نه  مردم محروم شهر شبرغان را که حق طبیعی شان را از دولت  و حکومت خود می  خواهند  امکان دارد  الوده  نماید، چون سا بقه خا ینانه سید کاظمی به ارمان عدالت خوا هانه مردمان کشور ما چیزی نیست که قابل پو شیش و بخشش باشد، سید کاظمی مانند ویروس مضر می باشد که حضورش باعث گندیدگی  هر فضا و محوری  می گردد.

     اما سخنان چند با دولت مردان افغانستان!

    ایا ولایت همدرد و  با قی ماند  او در یک ولایت  ارزش خون این همه انسانها را دارد؟

       ایا والیهای منفور که مردم قبولشان ندارند، می توانند  ممثل حا کمیت دمو کرات  و قانون مند  ملی باشد  ومیتوانند برای دولت و ملت مفید  واقع گردند؟ 

     ایا در افغانستان وشبرغان کسی دیگری   که مورد قبول مردم انجا باشد  و برای  اداره یک ولایت  لایقت و توانمندی هم داشت باشد  پیدا نمیشود؟

    ایا با وضعیت فعلی افغانستان امکان دارد که شما یک نفر  تا جیک پنجشیری و یا ازبیک را بحیث والی در قند هار و خوست بفرستید؟

    ایا زمان ان نر سیده است که با درک وا قعیتهای ملی کشور مان  حرکات  سیاسی و اداری مان را باخرد مندی ، عقلا نیت و اقع بینی  و ضداقت  بیشتر تقویت نموده و هما هنگ سازیم؟ 

           بهر حال ما  همان گو نه که از پرو سه فعلی و دولت  قا نونی  افغا نستان حمایت می نمایم،  خوا هان ان هستیم که به خوا سته های مشروع و بر حق  مردم شهر شبرغان  مبنی بر تبدیلی والی ولایت شان رسیدگی فوری و جدی گردد، جای شکی نیست که  مطرح نمودن خواسته های مشروع  و قانونی انها طی یک گیرد همایی ، بیانگر حق شناسی ، بیداری، مسولیت پذیری  انها،  در قبال دولت و سر نوشت  شان  می باشد،  باور داریم که  انها بر خلاف تبلیغات بی اساس همدرد، و تو طه های عطا محمد نور و شیادی سید کاظمی  هیچگاهی عامل دست سیاست بازان داخلی و خارجی نبوده و نیستند. واز حق قا نونی تمامی شهر وندان افغانسان است که ریس جمهور و حا کمان و ومدیران  محلی شان را با رضایت و کمال خر سندی قبول و یا رد نمایند.و از حق شان  خواهد بود که از ریس جمهور شان بخواهند تا شخص مورد اطمینان مردم و متعهد به استقلال و وحدت ملی را بعنوان والی برای شان معرفی، نمایند تا بیشتر مورد حمایت مردم  و باعث تحکیم حا کمیت ملی  و قانون اساسی کشورگردد.

          مگر نه ایست که مشروعیت نظام و دولت جدید ما  بر خو استه از اراده و خواست مردم است. ما می دانیم که مردم شبرغان  و بلخ سالها است که از همدرد و عطا اظهار تنفر و انزجار نموده اند. واین خواست شان هیچگاهی به جبهه ملی و دیگران مر بوط نمی شود.

        ما امید واریم که دولت و خصوص ریس محترم جمهوری بادرک ظرافتهای اجتماعی و سیاسی کشور برای فتنه انگیزان چون جمعه خان همدرد و عطا محمد نور وامثال انها مجال ما نور و بازی کردن با حیثیت   دولت و جایگاه ملی ان وجان مردم را ندهند، و اجازه ندهند که بیشتر از این باعث بد نامی حکومت و دولت ملی وقانو نی افغا نستان گردد.

     و در اخر ضمن تجدید نگرانی مان از حادثه غم انگیز  شهر شبر غان و اظهار همدردی با قر بانیان جنایت همدرد،  بر وحدت و یکدلی مردمان ستمدید ه و بلا کشیده کشور  تأ کید می نمایم .

                        بنیاد فرهنگی کاتب هزاره  نما یند گی ارو پایی

                               لندن   ۱۰ جوزا ۱۳۸۶

                                 برا بر با اول جون ۲۰۰۷

+ نوشته شده در  86/03/10ساعت 16:11  توسط دولت  | 

باميان؛ قلمرو حكومت زنان
محمود حکیمی
        ديدار از باميان پس از جنگ لطفي خاصي دارد؛ ولايتي آرام كه حتا خبر يك دزدي هم از راديو تلويزيون آن به نشر نمي رسد. در بازار، محلات و جاي جاي اين ولايت باستاني، زندگي موج مي زند و مردم با نشاط تر و اميدوارتر ديده مي شوند. در بازار كه بيايي صداي دمبوره از راديوي محلي شنيده مي شود.

كاسبكاران مشغول كار اند و رفت و آمد وسايط مؤسسه هاي داخلي و خارجي كه معلوم نيست چه كار مي كنند هر از گاهي توجه‌ات را به خود جلب مي نمايد. پيش روي دو مجمسه فرو ريخته شده بودا را سازمان يونسكو و وزارت فرهنگ افغانستان ديوار سيمي كشيده است؛ به اين دليل كه ممكن است كدام قطعه سنگ فرو بريزد. اما هيچ بيننده اي نمي تواند به سادگي از برابر اين دو يادگار بزرگ فرهنگي بشريت عبور نمايد؛ مخصوصاً آناني كه شهمامه و صلصال را قبل از تخريب مي ديده اند. هيبت اين دو مجسمه كه اينك بر اثر باروت و بر اثر فرمان قرون وسطايي طالبان فروريخته است، انسان را به تفكر عميق نسبت به گذشته باميان واميدارد. دره ها سرسبز و خرم اند و كوه بابا همانند گذشته باسخاوت تمام زلال جاري رودهاي كوچكش را به كام مزرعه و جنگل مي ريزد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/03/07ساعت 22:39  توسط دولت  | 

  چشم انداز مختصر در باره اوضاع کنونی افغانستان

محمد عوض نبی زاده

   افغانستان سرزمينى است كه همواره بستر حوادث غم انگيز سياسى، نظامى و اجتماعى بوده است. خاطرات تلخ و تراژدى غمناكتقریبآ سى سال گذشته خود نمايشى از صحنه ها و قصه هاى غم انگيزى; چون قتل، غارت، اشغال كشور، ويرانيها، مهاجرت، ظلم و استبداد در آن ديار مى باشد. ساختار اجتماعى، سياسى و فرهنگى كشور در گذشته يكى از علل تكوين بحرانها بوده است. فقر شديد، جهل و نظام قبيلوى همواره از چالشهاى دولتهاى افغانستان بوده و مى باشد.با سرنگونى رژيم بنیاد گرای اسلامی طالبان جوانه هايى از اميد و نشاط نسبت به آينده در دلهاى مردم افغانستان شكوفا شد و مردم ما خيال مى كردند كه با تحولات جديد سياسى و همكارى جامعه جهانى، كشتى طوفان زده آنها به ساحل نجات نزديك شده و آرامش و ثبات به خانه آنها برخواهد گشت،

 لذا تعدادى از افغانهاى مهاجر از ديار غربت با اشك و شوق فراوان به وطن خويش بازگشتند به اميد اينكه ديگر سينه صاف آسمان وطن را غرش باد و طوفان خشونت، جهل، تعصب و تبعيض نشكافد.اما بايد گفت كه متأسفانه ملت ما براى رسيدن به آرزوها و آمال مطلوب خويش و نشستن بر سفره صلح كامل و ذوب شدن يخهاى دشمنى و شكستن پنجره هاى سياه و تاريك جهل و رفاه اقتصادى و آبادى كشور راهى بس طولانى و پرپيچ و خمى را در پيش رو دارند; زيرا دامنه و حجم مشكلات و رسوبات و لايه هاى متعفن به جا مانده از دوران گذشته بسيار كلان و پرهزينه و سنگين مى باشد. يقيناً ايثار و تلاش، گذشت و فداكارى زيادى را مى طلبد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/03/06ساعت 21:50  توسط دولت  |