|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
|
|
|
|
محمد رضا ضیایی این مقاله توسط نویسنده در همایش هالند قرأت گردیده است در دوازده همین، سا لياد و همایش گرا می داشت، افکار و خا طرات رهبر شهید استاد مزاری، ضمن ادأ احترام به روح بلند و جاویدانه ای او ، از اشتراک کنندگان و دوستان برگزار کننده، صمیمانه تشکر نموده برای شان ارزوی موفقیت وسر بلندی می نمایم. به همین مناسبت، نوشته ای ر ا با استفاده ازگفته ها واندیشه های بالنده و بارور رهبر شهید تدوین نموده و به حضور دوستان و مهمانان عزیز تقدیم مینمایم. در این مقاله، سه مورد مهم و سه حوزه موثر در امور اجتماعی از دیدگاه بابه مزاری مورد بررسی وتحلیل قرار گر فته است. 1- جایگاه و نقش، برازنده مردم در دیدگاه و تفکر سیاسی بابه مزاری 2- جایگاه بنیادی، فرهنگ و امور فر هنگی در اندیشه ورفتار سیاسی بابه مزاری 3- قرأت وتجلی، عدالت در تفکر و زندگی سیاسی بابه مزاری سه حوزه و عر صه ای یاد شده، از مواضع مهمی میباشد که استاد مزاری با ، گفتار و رفتار خود روی انها تکیه نموده اند ، بگو نه ای که می توانیم بگویم ، این سه مورد از جمله مواضع، استرا تیژیک و اموزه های اساسیی می باشد که، در مکتب فکری و سیاسی او بر جستگی خاص داشته و در سخنان اموزنده ورفتار اجتماعی شان انعکاس یافته است. اولین ومهمترین مورد، از موضوعات انتخابی ما جایگاه مردم در باور سیاسی واجتماعی بابه مزاری است، که بدین شکل اغاز می گردد. ۱- مردم، منبع مشرو عیت و اقتدار قا نونی مزاری، بعنوان یک رهبر اگاه ، نسبت به مقام و حقوق انسانی مردم جایگاه خاص و بلندی را قایل بوده و در مقام عمل نیز، واقعیت و حقیقت، افکار وارمان ، مردم را با جدیت و اخلاص احترام می نمودند. او ضمن اینکه مردم، یعنی مجمو عه اقشار ، طبقات و اصناف جا معه را منبع ایجاد، مشرو عیت و قانو نی بودن دولتها می دانند، عقیده دارند که مردم بحیث یک حقیقت موثر و ماندگار در تحولات سیاسی وفر هنگی ملتها، دو لتها و تمد نها، نقش اول و اساسی را دا رد لذا ، مردم و خواست انها همیشه در محور اندیشه و تلا شهای استاد مزاری، قرار گرفته و نسبت به نقش و جایگاه موثر انها، باور ورفتار شفاف داشته اند. استاد مزاری، در یکی از سخنرا نیها ا ی مهم خود با اشاره به این مورد چنین می گویند. ( باور من اینست که، مردم کار ساز است. احزاب به هر اندازه که مسلط باشند و سلاح و قدرت داشته با شند، در برابر قدرت مردم موثیر نیست). تأ کید چنین روشن وقاطع، بر اهمیت و نقش سازنده مردم در مسایل اجتماعی و سیاسی که با کلمه، باورمن اینست ادا می گردد بیانگر چند مسله مهم، می باشد. اولین مسله که، دراین گفتار جلوه خاص می یابد اینست که مزاری، مردم را مسول وقادر به سامان دهی امور زندگی شان می دا نند. دوم اینکه، مزاری بعنوان یک عالم متعهد وبارز درعلوم انسانی، حقوقی و قضایی از نگاه حقوقی مردم را، دارای اختیار و تصمیم اصلی دانسته وقدرت و اقتدار را نیز در دست انها میدانند. او به ارای، مردم اهمیت داده و مشروعیت هر رهبری و نظام سیاسی را نیز منوط به، ارأ مستقیم و ازادا نه مردم می دانند. استاد مزاری وقتیکه، در جهت قانونی بودن حکو مت و دولت سخن می گویند، اینچنین شفاف و مشخص از حق اراده ونقش اساسی مردم برای مشرو عیت دادن ان یاد می نمایند. ( دولت مردمی، وقتی به و جود می اید که، انتخا بات بر گزار شود و این انتخابات ازاد باشد و مردم ازادانه رای بدهند که، در این صورت دولت پایه ی مردمی پیدا می کند). نکته جالبتر اینکه، استاد مزاری ضمن اینکه، روی ا رأ و انتخاب مردم تأ کید می نمایند به، قو انین و مرا جع معتبر بین المللی بعنوان حا می و پشتبان عزم مردم، نیز اهمیت خاص قایلند، یعنی اینکه خواست و نقش اساسی مردم را یک مسله جهان قبول و بین المللی دانسته وباعث ثبات و مشروعیت دولتها می شمارد و می گویند. ( ما معتقدیم که، حکو مت اینده نباید روی مذهب و نژاد بوجود اید. باید در حکو مت اینده همه به حقوق خود برسند و ما معیار نفوس را که یک معیار بین المللی می دانیم و بر همان اساس نفوس ، از دولت و حکو مت اینده خو استار حق خود می باشییم و ما نمی خو اهیم روی کسی ظلم کنیم و نخواهیم، گزاشت کسی دیگری بر ما ظلم کند). و اخر اینکه، بنا بر گفته ای خودشان، مبنای همه ا ی تصمیم گیریهای بابه مزاری بعنوان یک رهبر ومصلح ملی، مصالح و منافع مردم بوده است و روی ان تکیه نموده و میفر مایند. ( ما بر اساس مصالح ومنافع مردم خود تصمیم می گیریم).
۲ - حوزه دوم، فرهنگ و امور فرهنگی در نگاه بابه مزاری . فرهنگ و امور فر هنگی، در زندگی و دیدگاه انسانی و سیاسی مزاری انچنان اهمیت می یابد که اساس همه ای پیشر فتها و تمدنهای بشری را بر مایه های فنا نا پذیر فرهنگ و امورات فر هنگی استوار می دانند،حتی تأ مین استقلال و اقعی کشور را نیز منوط به تلا شها و شکو فا یی فرهنگی یک ملت میدانند ومیفرمایند ( مبارزه باید در شکلهای سیاسی،فرهنگی و اقتصادی صورت بگیرد تا زمینه ای استقلال فرا هم شود). استاد مزاری، از اولین ر وزهای که در مسایل اجتماعی و سیاسی قدم گزاشته اند ، بالا ترین سر مایه گزاری و توجه عمیق شان معطوف، توسعه و همگانی کردن مسایل فرهنگی، اموز شی و تحصیلی مردم وفرزندان ان بوده است. تأ سیس مکاتب، نشریات و رسانه ها و مراکز فرهنگی،مهم جامعه ای ما، بدون تردید از برکات اقدا مات و بستر سازیهای حساب شده و تو جهات بی شایبه استاد مزاری به، اهمیت استرا تیژیک و سر نوشت ساز بودن این حوزه تمدن ساز می باشد.
نمو نه های چون، انتشار پیام مستضعفین، مجله وزین حبل الله، تأ سیس وفعال نمودن مرکز نویسندگان افغانستان، تأسیس مجتمع اموزشی حقوق درسطح دانشکده، طرح تأسیس دانشگاه با میان، طرح تأسیس رادیوی با میان، احیا یی، تاریخ نویسی در میان هزاره ها، تصحیح، چاپ وانتشار کتب تاریخی از جمله کتاب مهم سراج التواریخ راه اندازی هفته نا مه وحدت، تأسیس جریده امروز ما و دها نشریه مهم و پر تیراژ دیگر که، امروزه جزء منابع فر هنگی و زخایر غنی و سود مند ، ملی محسوب می گردد، از نمو نه ها و موارد، می باشد که توسط شخص او طرح وبعضا به فر جام رسیده اند. بروز فراز مندانه ای فر زندان هزاره در عر صه های فر هنگی و هنری ، اداره و رهبری ده ها روزنامه و مجله چاپی و ساختن ده ها فیلم زیبا و ماندگار ومدیریت صد ها رسانه یی انتیر نیتی وصد ها تشکل فرهنگی توسط انها، ضمن اینکه، بیانگر توانمندی ، تلاش و اقتدار فکری هزاره ها می باشد، نشانه ای از منبع نوری است که این اندیشه های ابشار گو نه از ان سر چشمه گر فته اند، وان چشمه سار جوشان و پاک و جود مزاری است. مسأله دیگر که، در این راستا یادش زیبا کننده این بحث می گردد، حضور بهارین وساختار شکن زنان ودختران هزاره در مسایل اجتماعی ، فرهنگی وهنری می باشد. ایجاد چنین تحول در کشور بسته و سنتی، چون افغانستان از زمینه های حساس و قابل تأملی است که باید، بطور شایسته ای توسط روشنفکران جامعه ما، شکا فته و بررسی گردد،تا راز رشد و شکو فا یی سریع استعداد های سر کوب شده ای انها یشتر روشن گردد؟ و چگونه شد که با ظهور مزاری در جامعه ای ما بعلاه، بو جود امدن تحولات شگرف دیگر ، زنان و دختر ان هزاره ، از کنج خا نه های گیلین برون امده و میدان دار واقعی حمایت از مزاری و ارمانهای او می گردند. که زنان و دختران غیور و با همت هزاره، در کنار مزاری ضمن اینکه، شخصیت انسانی و استعداد بشری شان را بالنده می سازند، سهم بزرگی را در رهبری و اداره امو رات فرهنگی و تبلیغی هزاره ها در داخل و خارج کشو،ر بعهده داشته، و از موفقترین نیروهای هزاره بحساب می ایند. وامروز همگی می دانندکه نشریات، ویبسایتها و وبیلاگهای زنان و دختران هزاره در کشور وجهان، از بر جستگی خاص و نمایانی در میان زنان وطن ما، بر خوردار می باشند. در مجموع ، این بالندگی و طراوت فرهنگی، عزم واستواری فرهنگیان و هنر مندان ما، ضمن اینکه بیانگر ، زنده بودن ملت صبور وبا عشق هزاره است. نشان دهنده، حضور دستان توانمند وچشمان پر اشاره وبیدارگر مزاری، در حیات و جریان ذ لالین فرهنگی هزاره نیز می باشد، دلیل بر این مهم تأثیر پذیری مستقیم ا د بیات نوین هزاره از افکار ،مزاری می باشد. مزاری که، طراح و مبتکر اصول وادبیات و حدت ملی، عدالت اجتماعی ، مشارکت همگانی و همپذیری ملی بود. افکارش در ادبیات امروز هزاره بخوبی انعگاس یافته و ادبیات هزاره را مایه و شکل خاص بخشیده است، ادبیات هزاره ادب برابری و همزیستی شده است، انگونه که مزاری ادبیات سیاسی افغانستان را بسوی زیبایی معنویت و دل انگیزی عقلا نیت تغییر داد، امروزه فرزندان فرهنگی او همین مفا هیم و پیا مهای نوین یعنی فلسفه ای سیاسی مزاری، که از شاه فرد های شعر سبز او می باشدرا، به شکل جدید از ادبیات فرهنگی و هنری در اورده و با توانمندی خاص، در واقعیت جامعه ای شان جاری ساخته اند. از طرف دیگر، فر زندان فر هنگی مزاری مو فق گردیده اند که بنا بر اموزه های با به ای شان ابشار عدالت خو اهی را به عنوان یک جریان زنده ، در بستر تاریخ ، جاری ساخته و مزاری و افکار اورا به ارمان ملی و ماندگارتبدیل نمایند. امروزه موج را که هنر مندان و نویسندگان هزاره ایجاد کرده اند بدون شک ما را بسوی سا حل دو ستی ، عشق وزندگی شرافتمندانه و مطمین، ملی نزدیکتر می سازند. اخلاق ادبی ونوشتاری فرزندان مزاری الگوی مناسب و خوبی است برای نسل فرهنگی کشور ما. از طرف دیگر توجه و عطش، فرهنگی هزاره ها و صدا قت و تعهد ملی که در ادبیات و اندیشه های انها جلوه گر است ، بخاطر ان می باشد که، معلم چون مزاری دارند او که در باره مقام دانش وفرهنگ دلسوزانه و امیدا وارانه میگوید. ( امید وارم که، در افغانستان قهر مان و سر بلند نیز، منطق دانش و فرهنگ جای تنگ نظری، قلدری و بی ثباتی را بگیرد). و در جای دیگر به مردم، می اموزاند که، احترام و قدر دا نشمندان و رو شنفکران جا معه خو د را بدانند و حفظ نمایند. و از گفته های او است . حقوق و حرمت اندیشمندان، ازاد فکران و روشنفکران خودرا در نظر داشته باشید. مهمتر از همه اینکه، مزاری تنهامتحول سا ختن ، فرهنگ و امور فرهنگی متعارف ومعمولی رادر نظر نداشته، او می خواست و توانیست که فرهنگ حاکم در روابط اجتماعی مردم افغانستان را نیز تغییر داده و بدنبال ان قضا وت مردم حتی روشنفکران و اندیشمندان جا معه را نسبت به اقوام و تو ده های محروم چون هزاره ها، معتدل نموده و انها را نسبت به پندار های خو دشان مردد، نمایند، بگونه که دیگر هزاره بی استعداد و نا لایق تبدیل به افسا نه گردیده است، مزاری در این نبرد ، تنها با حاکمان ستم و فرهنگ خشن و نفرت زا ی، انها طرف نیست ، او در قدم اول، مردم که پیرامونش گیرد امده اند را مخاطب قرار داده و نسبت به باورهای کشنده و خود فرا موشی و ترس وهراس از ظلم و شاه، را از ذهن و وجود هزاره به بیرون می ریزد . او با نگا هی عمیق و جا معه شناسانه ا ی خود، به درون جامعه هزار،ه، عوامل بازدارنده داخلی وخرافات رواج یا فته در میانشان را شنا سایی و برای زدودن انها با ، حکمت و تدبیر سنجیده شده اقدام می نمایند. و در این راه، ضمن بستر سازی مناسب برای اغاز، یک نهضت اگاه هی بخش فکری و انسجام ، نیرو های جوان فرهنگی وبخروش اوردن نیروی لا یزال مردم از نیرو و تو انمندی خودشان، که فرا موش گردیده و یا در چا له های سرد ، ترس خرافه ها دفن گردیده بود بهر ه می برند. او در کو تا ه ترین زمان ممکن موفق می گردد که، جا معه هزاره را به روشن کده ملی و مناره عدالت خواهی تبدیل نموده و از نگاه فر هنگی و سیاسی متحولشان بسازند و با نگاهی جدید به سرنوشت وتو انمندی مردم، افقها ی نوین و جذاب را برای انها بنمایانند. او در فر صت بسیار کم، مو فق می شود که با درایت و شجاعت بی نظیرش اقیانوس ارام و ساکت هزاره را به موج و تلاطم در بیاورد. او تو انیست که، هزاره ای به زاویه رانده شده، گوشه گیر و خود کتمان گر را، در متن واقعه وقضیه سر نوشت ساز ملی و تاریخی بکشاند،و باقدرت تفکر و شجا عت خود، سیاهی وستم را تحت تعقیب، قرارداده و در شبکده حیا ت اجتماعی هزاره خورشید اگاهی، تفکر و اندیشه را علمدارگرداند. مزاری با سنجش دقیق از، توانمندی های هزاره ها انها را به تحرک هدفمند و ثمر بخش در اورده و ازصفوف پرا کنده شان امواج نیرو مندی ساخت ک هیبت تلاطم ان اساس و ابهت پوشالی حا کمیت و ستم تاریخی را به مرگ ونا بودی تهدید نمود. ودر عرصه های دینی ومذهبی نیز چنان اصلا حات را در میان هزاره ها ایجاد نمود که در تاریخ انها نمو نه ی نداشته است. او با جو هره اگا هی ومنطق دین راستین وازادی بخش، حجابهای تیره و زمخت دروغ،فریب،ریا و تزویر را از روی ریا کا ران سیاسی ومذ هبی بر داشته و اجحا فها و حق کشیهای تاریخی ستم گران و بهشت فروشان معامله گر را با روشن بینی بر ملا سا خت، وجهت تصحیح و روشن نمو دن، مسیر اینده سیاسی و دینی هزاره ها در قرأت دینی و سیاسی انها تغییرات محسوس و اساسی ایجاد و انگاه با پشتبانی وحمایت بیدرییغ مردم هزاره، خواهان اصلاحات ریشه ای، درساختار های ملی و دولتی ومشارکت عا دلانه همه اقوام افغانستان در ا داره ای کشور گردید. مزاری، با ناخن گزاشتن روی تارهای عصب و سازمان دید ، بینش دینی ، روانی و تفکرات ، اجتماعی مردم هزاره، نهضت ملی و ماندگاری را در جهت بیداری و خود باوری انها اساس گزاری نموده و به راه می اندازد، واین نهضت مردمی چنان اساسی و فرا گیر است که بطور روشن، با عث بیداری سیاسی و خود با وری ملی لا یه های مختلف جا معه هزاره می گردد. مزاری، با القای شجا عت و غیرت برای هزاره ها ، عشق و خود گزری را ، در میان انها ایجاد می نمایند چنانکه، در پیمودن راه بسوی ازادی و عدالت هیچ کسی احساس خستگی ننموده و همه با فداکاری می کوشند تا خود را به قله های که مزاری رسیده بر سانند و افقهای که او ایجاد کرده را به تماشا وپرواز بپردازند ، مزاری، با منهج ومشروع نوین رهبری خود ضمن اینکه فرهنگ و قضاوت مردم را نسبت به هزاره تغییر داد به هزاره ها هم گفت. ( مردم ضرورت دارد که استعداد های خویش را از قوت به فعلیت بر ساند که این یک ضرورت اجتماعی وملی است) اری صداقت و معجزه، بیان و زبان با محبت و بیدارگر مزاری بود که به هزاره قدرت ایستا د شدن و توان اعتراض و تصمیم گیری رابخشید. بدین گونه است که می بینیم هزاره ای که از نام یک عسکر می ترسیدو حکومت و سیاست را کار حرام تلقی می نمودند ، سیاست کردن و تفکر برای اینده و سر نوشت خودرا بالا ترین، تکلیف دینی یا فتند.و از طرف دیگر همان هزاره ای گوشه گیر و تر سان با دم مسیحا یی مزاری، در برابر انواع ستم و ظلمهای قدیم و جدید مردانه، می ایستد و سر نوشت تاریخ کشور شان را با اگاهی و اقتدار خود بنفع منافع ملی ومصلحت عمومی همه اقوام کشور تغییر می دهند. ودراین راستا است که، فرهنگ و منش هزاره وبه همین مقیاس فرهنگ عامه و حاکم در فضایی عمو می ، افغانستان نیز نسبت به هزارهها در حال تغییر یافتن است و هیچ ظالم، از گزشته های نا روا ی خود نسبت به حقوق لکد مال شده هزاره، دفاع کرده نمی تواند، ودر عرصه دیگر امروزه حد اقل فرصت فریاد زدن برای هزاره محکوم و مغضوب، به وجود امده است . هزاره با توا نمندی و جرأت تماشایی خود ، در عر صه های فرهنگی و هنری، در سطح جهان نتنها جایگا خود بلکه، مقام بلندی را برای پرچم کشور شان نیز بدست اورده اند، و هنر وفکر هزاره بعد از سالهای نکبت و بلا چهره انسانی و زیبای هنری و فرهنگی افغانستان را برای مردم دنیا بنمایش می گزارد.
۳- عدا لت و عدالت خواهی در دید گاه مزاری این عرصه، از مهمات و اصول حیاتی و تجلیگاه عشق جوشان مزاری به حساب می اید، لذا هر چه توان و سر مایه داشت در پای سپید دار عدالت وافق خورشید زای زندگی تاریخ خود گزاشت، جان خود را نیز در جهت باروری و جان گرفتن و توسعه یا فتن عدالت در، افغانستا ن هزینه نمود و گفت. ( حزب وحدت اسلامی از هر طرحی که منجر به عدالت اجتماعی در جامعه ای افغانستان گردد و حقوق ملیتهای محروم را اعاده کند استقبال می کند. برای ما مهم نیست که لویه جرگه تشکیل شود و یا مجلس ملی، مهم اینست که حقوق مردم در نظز گرفته شده به تناسب حضور و میزان جمعیت شان در تصمیم گیریها سهیم با شند). مزاری ، عدالت اجتماعی را درافغانستان، نظام حکو متی و ساختار دولتی ان یک اصل میدانیست، درنظر او عدالت اجتماعی در افغانستان گزینه دوم نداشت و ندارد، او به امید و بار دهی درخت عدالت می زیست .او عدالت را اساس و مایه نظم و سامان یابی امور اجتماعی و ضرورت زندگی جمعی انسانها و دلیل حیات شان می دانستند. مزاری ضمن بیان ارمان عادلانه خود ومردمش در حقیقت می خواهد که از عدالت و مفهوم سیاسی و اجتما عی ان تعریف ملی وجدید ارایه نماید . او درانجام وپرورش این عزم، تاریخی خود موفق هم می گردد.وبا صراحت می گوید. ( ما خوا هان عدالت سیاسی و اجتماعی هستیم ما حقوق مردم خود را می خوا هیم و انحصار را نفی می کنیم و لو از طرف هر کسی باشد) عدالت اجتماعی وسیاسی در دیدگاه مزاری ودر بستر بنام افغانستان و جامعه افغانی، تأمین حقوق ضایع شده مردم ورفع ستم از انها و درنهایت شکستاندن انحصار قدرت سیاسی و نفی جدی ان می باشد. بابه مزاری، از ستم و ظلم تاریخی که ملت افغانستان خصوص هزاره ها قرنها بردوش شان حمل کرده بودند ، خوب اگاه بود و تمامی، رنجهای فرساینده وکشنده ای مردم خود را ، لمس کرده بود به همین خاطر او شایسته ترین انسان برای بیان و تبین عدالت در افغانستان ومدعی بر قراری ان بود. استاد مزاری در یک جمله کو تاه می فر مایند. ( خواست ما تأ مین عدالت و برابری و برادری میان مردم افغانستان است.) و در جای دیگر می گویند که ( ما می خواهیم ستمهای چندین قرنه بر مردم افغانستان پا یان یابد و جا معه ای بو جود اید که دران از تبعیض، برتری گری و تفاخر و افزون خواهی خبر ی نباشد و کلیه مردم افغنستان از هر قوم ونژاد و با هر رنگ وزبان، برادارنه و برابر زندگی کنند وحقوق حقه تمامی ملیتهای افغانستان تأ مین گردد ،) استاد مزاری با تعریف روشن و زیبا از شهروند وحقوق شهروندیی، شهر وندان افغانستان ضمن قدر گزاشتن به اراده ازاد مردم از کثرت گرای و مشارکت همگانی وهمپذ یری ملی در سا ختار سیاسی دولت و حکو مت بعنوان تنها راه رسیدن به ، بر قراری عدالت اجتماعی در جامعه افغا نی یاد نموده و تأ کید کرده اند. رعایت اصل عدالت از ارمانهای استیراتیژیک و غیر قابل تغییر مزاری بود ، او عدالت را نه یک راه و نه یک رویش بلکه تمام زندگی می د انیست و عدالت در دیدگاه او ریشه و شیره حیات اجتماعی را می سازد وبه روابط انسانی واجتماعی مردم نظم ونسق انسانی و عقلای می بخشد و زندگی را زیبا و دلپذیر می سازد. و اخر اینکه مزاری از ارمانهای زیبای چون برادری و عدالت اجتماعی و ارزوهای تابناکی چون تحمل وهمپذیری مردم افغانستان ، دفاع می نماید که در صورت جاری شدن، ان در جامعه همه اقشار و شهر وندان افغانستان بطور یکسان و مساوی از فر صتها و زمینه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ان تفکرو اندیشه، بهره مند می گردیدند. و حال این سوال مطرح است که طرح و حمایت از اصل عدالت و برابری ملی، با کدام دین و با کدام عنعنه ملی و یا کدام بخش از استقلال و عزت افغانستان در تضاد و مخالفت بود که بجرم طرح و حمایت از ان، مزاری را کشتند؟ این سوال در تاریخ افغانستان همچنان با قی خواهد ماند تا از جانب وجدان حقیقی این سر زمین جواب خودرا بیابد اما فعلا چنان چیز در دست ما نیست بغیر از اینکه سخن شاعر بزر گ و معاصر کشور مان ابوطالب مظفری راکه در رثای بابه مزاری سروده اند تکرار وبه پیام ان اقرار نمایم که. تورا بجرم بلندی زباغ ببریدند زسر فرازیت ای سرو سبز ترسیدند تو کوهوار سرریشه سخت می ماندی به رغم باور طوفان درخت می ماندی
سرش زگردش این چرخ پیر بالا بود زتوش وتاب شب سر بزیر بالا بود کلام کوه شکافش که سر اعظم داشت زهضم ها ضمه های حقیر بالابود. یادش بخیر و گرا می باد. امستر دام هالند نقل قول از سخنان استاد .از مشارکت ملی شماره ۲۱ سال ۱۳۸۵ چاپ کابل ۲۰ حوت ۱۳۸۵ |
||
|
|
|
||||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
|
|
|
|
زینب مزاری، و حماسه ای حضور در همایش هالند. بمناسبت، تجدید عهد با، افکار و اندیشه ها ی رهبر و بابه ای شهید . روز 11 مارج 2007 برابر با 20 حوت 1385 به منا سبت دوازده همین سالیاد شهادت بابه مزاری، همایش بزرگ و یاد ماندنی میثاق با بابه مزاری در امستر دام ها لند برگزار گردید. ساعت 3بعد از ظهر روز یکشنبه 11 مارچ در گو شه ای از شهر زیبای امستر دام هالند منطقه بفرویک . موج ارام وبهارین، از مها جران هموطن خصوص هزاره ها از زن و مرد، چهر ه ای شهرک را که خود در میان دشتهای سبزو گل اور هالند در محا صره است، را دیگر گون کرده بود گلهای روز و افتاب برست با سر های بلند و با لا شاد و خرم از گرمایی که انتظار ش را می کشیدند، بسوی افق و طلوعگاه خورشید شان کرده رو اورده بودند. همه سرگردان اما خندان و متفکر ،مثلیکه کسی و یا چیزی را گم کرده باشند. که می داند در دل انها چه می گزرد؟ مردم از ان همه تقلا و تلاش زنان و مردان و بچه ها ی افغانی تعجب دارند. چکسی و کدام دولتی این همه نظم و زیبایی را افر یده است؟ تازه می فهمی که مردم از د ه ها کشور ارو بای خو د را با طیاره و کشتی و مو تر به هالند کشور گلها و دلها رسانده اند تا گل سرخ ارزوهای شان را بدست اورند و رخ دلدار شان را ببینند! همه هنوز هم مشغول کار است اما با نظم ملایم و شور انگیز. نوجوان هزاره برای مردم و مهمانان نوشیدنی،چای و اب و شربت می دهند. هزاره ها با مهما نان هموطن شان ،گیرد امده اند تا از دوازده همین سالکرد شهادت بابه مزاری تجلیل نموده و با اهداف او تجدید عهد و وفا نمایند . فر زندان مزاری را مخاطب قرا ر داده گفتند: این سوالها مردم را تکان داده و به ناله می اورد، گوی مزاری در غرب کابل سخن می راند، اولین بار است که زینب ازراه دور در میان وطن داران مقیم اروپا حضور می یابد و برای شان ارام و مطمین سخن می گوید. اری اینگونه بود روز یازده مارچ در قلب هالند. سخنان زینب مزاری در همایش هالند |
||
|
|
|
|||
ادامه مطلب |
||||
|
|
|
|
|
دوازدهمین سالگرد شهادت عبدالعلی مزاری -------------------------------------------------------------------------------------------- درجوامع انسانی گاه گاهی شخصیت هائی با احساس وپرقدرتی که نسبت رؤفت با مرد م ازاعتماد توده های میلیونی برخوردارمیگردند تبارزمینمایند وهمیشه درفکرانجام کارهائی به منفعت توده ها وکشورخود میباشند که عبد العلی مزاری یکی از چنین شخصیت ها و چهره های درخشان کشوراست . آنهائیکه تاریخ افغانستان را مطالعه کرده باشند کاملا واقف اند که استبدادی ترین رژیم درافغانستان ومستبد ترین امیران یکی هم امیرعبدالرحمن بچۀ افضل خان است که بروایات تاریخی دست پروردۀ روس ونوکر انگلیس بوده است که اونه تنها هزاره ها ، اوزبیک ها و تورکمن هارا درافغانستان زیر چکمه های آهنین استبداد ی اش مورد اذیت وسرکوب قرار داد ه است بلکه مردم نورستان ، جدران ومنگل وسایر اقوام را نیزباقصی القلبی وحشیانه درمنجنیق قرارداده به کشتارهای بربرمنشانه مبادرت نموده ازان کله منار ها ئی را ساخته است که عدالرحمن خان این موضوع را با وقاحت کامل وبی وجدانی بقلم خود درتاریخ نوشته است وبا این نوشته بهایم صفتی ودرنده خوئی خودرا بیان نموده است . درزمان شاهی نیزاستبداد زمان این امیرمستبد اولگوقرارداده شده درتمام دورۀ رژیم شاهی رهنمود عمل آن بوده است که ده ها کتاب منتشر شده ازمظالم این دوران حکایت میکند مثلا زمانیکه نادرشاه توسط عبدالخالق جوان درمحوطۀ لیسۀ استقلال ترورشد هفده نفربه جرم ترورنادرشاه درمحبس دهمزنگ با بسیارفضیحت (گوش بریدن وبینی بریدن ) اعدام گردیدند درحالیکه طبق حکم شریعت اسلام به عوض یکنفر مقتول صرف یکنفر باید اعدام میگردید ، بد ین منوال استبداد درزمان پس ازکشته شدن نادرشاه نیز ادامه یافت وانسان های با احساس وآگاه برای بیداری شعورسیاسی مردم سربالا کردند به نابودی کشانیده شدند . هجوم شوروی به افغانستان ، پنجروزپیش ازسال 1980میلادی وفعالیت های ایالات متحدۀ امریکا ویاران بین المللی اش برای گرفتن انتقام شکست امریکا درجنگ ویتنام ازشوروی ، شیپور بیداری همگانی بود که اقوام ساکن درافغانستان آمادۀ مقابله با قشون شوروی گردید ند ، مقامات امریکا ملاحظه نمودند که میتوانند با تهیۀ سلاح ومهمات و جنگ افزارهای لازم برای جنگ جویان افغانستان وتوزیع پول ومدد معاش ومواد لوژیستیکی به آنها به آسانی زیر پای سربازان شوروی را مانند مس وچودن داغ نمایند وبر چکاد فیروزی قرار بگیرند . با آغازجنگ باشوروی که از1980 تا 1989 ادامه داشت درپهلوی بیداری شعور سیاسی امکانات وزمینۀ خوبی برای تشکلات سیاسی وسازمانی بخاطر خدمت به هموطنان درمناطق مختلف کشورفراهم گردید ، درمناطق مرکزی افغانستان نیزبا همۀ عقب مانده گی اقتصادی وفرهنگی سازمانها واحزاب متعددی برای بسیج مردم وجوانان بمنظورمقابله با د شمنا ن ومتعرضین بوجود آمد که درحقیقت یک نوع دفاع خودی وحافظ امنیت منطقه یی بود که با تلاش عده یی ازروشنفکران ومآل اند یشان بوجود آمده بود ، این رزمنده گان تود ه یی با آنکه بعضی اوقات ازجانب مخالفان ودشمنان شان زیر ضربات سنگین نظامی قرار میگرفتند اما آنها هیچگاه ازتلاش برای خدمتگذاری برای مردم شان شانه خالی نکردند ، عبدالعلی مزاری ، کریم خلیلی ، محمد محقق ، اکبری وچند نقر دیگران ازجملۀ مسن ترها ، مبارزان پیشگام آن زمان بودند که بحیث وارثین مبارزانی چون اسمعیل بلخی ، میر علی احمد گوهر ودیگران تبارزنمودند که پس از1946م را ه مبارزه برضد استبداد رادرپیش گرفته سازمانی را بنام {پیمان اسلامی} درسال 1969م تاسیس نموده براه روشنگری اذهان عامه کمر بسته بودند ، اسمعیل بلخی که همزمان با اعلام استقلال افغانستان ازجانب امان الله خان درسال 1919م درتوابع ولایت بلخ متولد گردیده بود ازدوران طفولیت درعرصۀ علوم اسلامی تحصیل نموده وازجملۀ دانشمندان متبحرمذهبی به حساب می آمد . عبدالعلی مزاری یکی ازشاگردان مقرب او درمزارشریف بود که دانش سیاسی ، علوم اجتماعی ومذهبی را ازوی آموخته بود ، گروه سیاسی واعضای سازمان { پیمان اسلامی } به منظور تامین وحدت اقوام تحت ستم ومبارزه علیه ستمگران و ضدقدرت حاکمه استبدادی رژیم شاهی فعال بودند وبرای تاسیس یک جمهوری اسلامی درافغانستان زمینه سازی میکردند . پس ازرویکار آمدن رژیم جمهوری داود خان ( 1973 ) سازمان های اسلامی مثل پیمان اسلامی برهری اسمعیل بلخی ، سازمان مدرسۀ قرآن برهبری مولانا فیضانی هروی ، سازمان قیام اسلامی وجوانان مسلمان برهبری غیرمستقیم غلام محمد نیازی استاد داشکده شرعیات وعلوم مذهبی درکابل ودرساحۀ دانشگاه کابل فعال بودند که بعد ها درنتیجۀ ائتلاف آنها {سازمان توحیدی اسلامی} بوجود آمد ودرراس آن مولانا فیضانی هروی قرار گرفت که جوانان مخالف این سازمان ، آن را مثلث سیاه میگفتند ، مولانا فیضانی که درآغازفعالیتش درچوکات { مدرسۀ قرآن } پاد شاه را سایۀ خدا میدانست با هرگونه مبارزه علیه شاه وکودتا وقیام علیه آن جدا ًمخالف بود وبعد ازرویکارشدن جمهوری د ا ودخان فکرش عوض گردیده پلان کودتا علیه د ا و د خان را طرح کرده بود که ایت وطئه افشا شده مولانا فیضانی هروی ، انجنیرحبیب الرحمن وتعداد زیادی ازافسران نظامی وابسته به اسلام گرایان دستگیروزندانی گشتند . درسالهای 1975 و 1976 طرح پلان د وکو د تا علیه د ا و د خان توسط گلب الدین حکمتیارکه درپا کستان با استخبارات آنکشور کارمیکرد توسط شبکۀ استخباراتی داودخان (مصئونیت ملی) کشف وخنثی گردید ولی پس ازکشف هرتوطئه صدها نقربه اتهام دست داشتن درتوطئۀ ناکام کود تا ازنظامیان وملکی ها که با اسلام گرایان رابطه داشتند دستگیر وزندانی شدند . پس ازهجوم شوروی به افغانستان واوج گرفتن جنگ وتخریبات ، وقتی درسال 1988 موضوع خروج قوای شوروی ازافغانستان طرح گردید { هفت تنظیم جهادی} درماه فیبروری سال 1989 د رپاکستان حکومت موقتی وعبوری افغانستان را تشکیل داد ند ، عبدالعلی مزاری که ازمدت ها پیش برای متحد نمودن تمام سازمانها ی مناطق مرکزی وتشکیل جبهۀ ائتلافی تلاش داشت درسال 1989 پیشگامان این سازمان هارا درمنطقۀ{ ورس }گرد آورد هشت سازمان بشمول سازمان حرکت انقلاب اسلامی برهبری آیت الله محسنی که پشتون تبارهای شیعه مذهب را بسیج کرده بود { حزب وحدت ملی } را بوجود آورد ه شورای مرکزی را ایجاد نمود که گفته میشد آیت الله بهشتی رئیس و آیت الله حسین نصیری معاون شورا تعین شده اند وسید محسن جگلن مشهور به( سید جگلن )بصفت قوماندان امور نظامی این شورای مرکزی برگزیده شده است ، درحالیکه قبلاً ازمجموع سازمانها واحزاب سیاسی یک جمعیت ائتلافی بنام {شورای اتفاق اسلامی افغانستان }ایجاد شده اما نتوانسته بود کار موثر انجام بدهد ، گروه دیگربنام { اتحادیۀ مجاهدی اسلامی افغانستان } ایجاد گردیده عبدالحسین مقصودی آن را رهبری میکرد ، اویگانه سازمانی ازحوزۀ مرکزی افغانستان بود که به اخذ سلاح ومرمی ازپا کستان موفق گردیده بود که این سازمان برضد افراد تحت فرمان حکومت می جنگید . عبدالعلی مزاری که درطول سالهای تحصیلاتش درایران با روحانیون مبارزرابطه های سیاسی مذهبی داشته وبا آیت الله خمینی یکجا زندانی شده بود پس ازپیروزی انقلاب اسلامی وبه قدرت رسیدن آیت الله خمینی ازاعتماد واعتبارخوبی برخودارشده بود وتورک تبارهای ایران نیزبه عبدالعلی مزاری احترام خاص داشتند ، آنها نیزملیت هزاره را ازسلالۀ تورک تباران قلمداد میکنند ، تا جائیکه تاریخ حکم میکند وقیافۀ ظاهری هزاره ها نشان مید هد آنها با داشتن کلۀ گرد ،روی پهن ، ریش کم وبعضا ً کوسه ، چشمان زیبا وبراق اما کوچکتر، همانند اوزبیک ها ، تورکمن ها ، قزاق ها ، قیرغیز ها ، تا تارها ، هون ها ، تورک ها ، مغلها وسایر تورک تباران میباشند ، تحقیقات اکادمیک نشان داده است که تغیر ساختاربیولوژیکی وفیزیکی نژاد ها درقرن های متمادی احساس نمیگردد اما آنچه به مسایل فیزیو لوزیک وروانی مربوط است وخصلت ها ی کسبی وآموزشی دارد به زودی تغیر می یابد مثل زبان ، کلتور، عقاید سیاسی ومذهبی وامثال آن . عملا دیده میشود که قوم اوزبیک ویا تورکمن های ساکن درعراق وحوزۀ خلیج ، عربی صحبت میکنند مثل عرب ها لباس ماکسی میپوشند وکلتور عربی را دارند وبه جامعۀ عرب مدغم شده اند اما نژاد شان همان که قرن ها پیش بود هنوزهست ، این موضوع را درامریکا زیر ذره بین قرار بدهیم می بینیم که ویتنامی ها ، جا پا نیها ، ارمنی ها ، عرب ها ، افریقائی ها وامثال آن قرن ها پیش به امریکا آمده وسکنی پذیر شده اند زبان وکلتور شان کاملا ًتغیر یا فته اما با وجود آمیزش با بومی های امریکا ئی ویا باسایر نژاد ها ساختاربیولوژیکی وفزیکی آنها بلاتغیر ماده است درحا لیکه زبان وکلتور آنها کاملا دیگرگون گردیده است ، بناءً نمیتوان گفت که هزاره ها تورک تبارنیستند ، حتی امیر عبد الرحمن خان دشمن درجه یک هزاره ها وتورک تبارها با نقل ازابوالفضل بیهقی مورخ دربارسلطان محمود غزنوی وپسرش سلطان مسعود نوشته است که هزاره ها تورک تباروازسلالۀ مغل اند درفاریاب زبان اوزبیکی بنام { چغه تا ئی } وجود دارد که طبق روایات تاریخ چغه تای که بعضی ها بیدون درنظر داشت لهجۀ تلفظی آن بصورت { چغتای } نوشته اند ازسلا لۀ تموچین مشهوربه چنگیزاست که خان خانان معنی دارد . حکومات جبار زمان درافغانستان توسط مؤرخان مزدور خود برای دامن زدن به افتراق ملی حتی زبان پارسی را بنام زبان دری ، فارسی ، تاجیکی ، زبان هزاره گی وامثال آن مسمی نموده وآنچه دل شان خوا سته نوشته وجعلیاتی را درتاریخ ملیت ها واقوان ساکن درافغانستان وارد آورده اند که بحث دراین مورد ازبحث فعلی خارج است . این موضوع شایان ذکر است که درجریان جنگ باشوروی (1980 تا 1989 قبل ازتاسیس حزب وحدت ) مناطق مرکزی یازیستگاه هزاره های تورک تبار، توسط خود مردم وپیشگامان توده یی بصورت خود مختار فدرال گونه اداره میگردید ومناطق آنها به ( 9 ولایت} بنام های{ جاغوری ، ناور، ورس ، یکاولنگ ، بلخاب ، دایکندی ، لعل وسرجنگل ، بهسود ، درۀ صوف } نام گذاری شد ه بود واین کار برای بهتر اداره کردن وبهترامنیت تامین نمودن صورت گرفته ودرهرمنطقه مسئولین نظامی توظیف بودند که هر ولایت بطور اوسط چهارحوزۀ امنیتی یا ولسوالی داشت . رژیم کابل نیز تلاش داشت این ولایات جدیداً نام گذاری شده را با نیرنگ های سیاسی تحت ادارۀ خود بگیرد بنا به همین دلیل درسال 1984 شورای ملیت هزاره درکابل تاسیس گردید که در راس شورا خادم حسین مشهور به خادم بیگ قرار داده شد ، داکتر سرابی وسید منصوربصفت معاونین این شورا تعین گردیدند ، درسال 1987 داکترنجیب رئیس جمهور افغانستان درجریان صحبت با بزرگان وپیشگامان هزاره ها گفت :ملیت هزاره باید دریک سازمان متحد شوند تا ازمنافع ، حیثیت وآبروی شان درمقابل مخالفین ومها جمین دفاع کنند (منظورش متحد شدن درغند قومی وبا قرار گرفتن درتحت فرمان دولت وایفای نقش درتامین امنیت منطقه بود ) ازهمین سبب داکتر نجیب گفت : ما حاضرهستیم هرگونه کمک های مالی ونظامی را دراختیارشما برادران بگذاریم درهمین اثنا بعضی ازروحانیون عملی شدن احکام شرعی بر اساس مذهب جعفریه بالای اهل تشیع را خواستار گردیدند که داکتر نجیب به پیشانی باز اظهار داشت : برای عملی شدن این خواست ، شرایطی باید مهیا گرد د که حکو مت حاضر است بمنظور فراهم آوردن این شرایط به همکاری روحانیون معظم اهل تشیع اقدام نماید ، شرایط درافغانستان طوری آمد که این موضوع مسکوت ماند . وقتی درماه می سال 1992 صبغت الله مجد د بحیث رئیس جمهورموقت مجاهدین به کابل آمد هیئت عالیمقام حزب وحدت واهل تشیع درارگ جمهوری با وی ملا قات نمود ه درمورد سهم گرفتن درتشکیل حکومت مذاکره نمود ه به تفاهم رسیدند که چهار پست وزارت وهشت پست شورا به ملیت هزاره تخصیص داده شد ، وقتی از این موضوع رهبران مجاهدین آگاهی یافتند آن را نپذ یرفتند آنها میخواستند همان طوری که رهبران اهل تشیع را ازائتلاف تنظیم های جهادی درپاکستان دور نگهداشته بودند ازتشکیلات حکو مت جدید التشکیل نیز دور نگهدارند اما بعدها این فکرشان عوض گردید . تاثیرعبد العلی مزاری درشکل گیری ائتلاف شمال : زمانیکه ولایات سمنگان ، بلخ ، جوزجان ، سرپل وفاریاب زیر فرمان جمعه اچک رئیس تنظیمۀ مزارشریف که بنام زون شمال مسمی بود قرار داشت جنرال مومن اندرابی بصفت آمرعمومی حوزۀ حیرتان ( محل ذخایراموال وارداتی وصادراتی وبئیس یا بیز نظامی بود ) ایفای وظیفه مینمود ، نسبت عدم اطاعت وی ازامر ونهی جمه اچک ، رئبیس جمهورنجیب امرتبد یلی جنرال مومن را بنام قوماندان ارگ جمهوری صا درنمود ه تاکید کرد هرچه زود تروظیفۀ خود را درکابل اشغال نماید ، این تاکید اضافی بحیث زیکنال خطر محسوب میگردید که جنرال مومن ودوستانش حدس میزدند : اگربه کابل برود داکتر نجیب اورا نسبت عدم اطاعتش ازجمعه اچک که نمایندۀ خاص نجیب است زندانی خواهد ساخت ، بناءً جنرال مومن به کابل نرفت واین عدم اطاعت از رئیس جمهورنیزبود ، همیگونه موضوعات است که گفته میشود پل های پشت سر را تخریب کرده است یعنی بجز مقابله راه عقب نشینی وجود ندارد . جنرال مومن که خودرا دربن بست مواجه میدید جنرال دوستم را به جریان گذاشته مشوره خواسته بود دراین باره چه باید بکند ؟ جنرال دوستم گفته بود من دراین مورد با مقامات ارشد صحبت میکنم .... زمانی که جنرال دوستم با داکتر نجیب تماس گرفت ، داکتر نجیب نه تنها ازتبدیلی مومن منصرف نشد بلکه با جنرال دوستم با لحن تهدید آمیزی صحبت نموده بود ، جنرال دوستم که اوضاع پشت پرده را درمورد قوماندان های جنبش وخودش مطالعه کرده جریان را ناگوار وخصمانه احساس نموده بود پلان تدابیر تدافعی را با قوماندان های متجرب وجنگی خود روی دست گرفت به آماده گی تدافعی نظامی اقدام نمود ، درچنین حالتی عبدالعلی مزاری با جنرال دوستم درمورد ائتلاف ملاقات نموده بعد از تفاهم ، هیئتی را به نزد احمد شاه مسعود فرستاده وبا قوماندان های جهادی فعال درمنطقه به تفاهم رسیده بود یگانه نفری که مخا لفت میکرد گلب الدین حکمتیاربود ، که درحمایت ازجمه اچک ورئیس جمهورنجیب قرارداشت ، حکمتیارفکرمینمود نظربه رابطۀ که با هیئت باصلاحیت نجیب برقرارشده بیدون ائتلاف شمال خودش به تنهائی ویا در راس تمام تنظیم های جهادی به قدرت خواهد رسید ، افرادی که به عبدالعلی مزاری نزدیک بوده اند میگویند مزاری با حکمتیارتماس بر قرارنمود ه اورا قانع ساخت که ازمخالفت دست بردارد واقعیت های عینی جامعه را درک نماید ، بیدون درنظر داشت قدرت نظامی جنرال دوستم ومجاهدین متمرکز درشمال نمیتواند به اریکۀ قدرت تکیه بزند ( دران زمان جنرال دوستم وقوماندان های همکار با او شهبیال نظامی داکتر نجیب گفته میشد که پنجاه هزارافراد مسلح جنگی داشتند ) به اصرار عبد العلی مزاری حکمتیار نیزاز ایدۀ یکه تازی منصرف گردیده با عبدالعلی مزاری همنوا ئی نمود ، حکمتیار، درولسوالی های فاریاب افراد مسلح زیاد داشت که انجنیر نسیم مهدی یکی ازقوماندان های مشهورحزب اسلامی حکمتیار بود ، بدین منوال با تلاش عبدالعلی مزاری زمینه برای ایجاد یک ائتلا ف ضد رژیم نجیب فراهم گردید . جمعه اچک دراوایل ماه مارچ 1992 چهارده نفرازجنرال های شرکت کننده درجنگ جلال آبا د را با قانع ساختن داکترنجیب برای مقابله با جنرال دوستم به مزار شریف خواسته شعار یاتخت یا تا بوت را سرداده بود تا پلان عملیات وسرکوب قوت های جنرال دوستم ومجاهدین شمال را طرح وبه منصۀ اجرا بگذارند اما این پلان جمعه اچک توسط جنرال دوستم وقوماندان های با تجربه او عقیم ساخته شد جمعه اچک وجنرال ها ی اعزامی داکتر نجیب ، ازمزارشریف مجبور به فرار شد ند ، این نخستین نشانۀ سقوط ولایات شمال وقطع رابطۀ سیاسی ونظامی با رژیم کابل بود وهوشداری به نجیب از قریب الوقوع بودن سقوط کامل حکومتش ، که به مثابه نتایج نا مطلوب اعمال نا سنجیده اش درآئینۀ اقبال خود مشاهده نمود ودرمخمصه قرار گرفت . وقتی داکترنجیب درهجدهم ماه مارچ 1992 اعلام نمود که بخاطر ختم جنگ واعادۀ صلح درافغغانستان ازوظیفه استعفا میکنم ) جزب وحدت درپهلوی جنرال دوستم قرار داشت واحمد شاه مسعود را نیز تشویق وتشجیع نمود که به به ائتلاف بپیوند د جنرال دوستم ،عبدالعلی مزاری واحمد شاه مسعود باهم متحد شد، شک وتردید ها ، بی اعتمادی ها ، وبد گمانی ها کنار زده شد ، وافراد تحت فرمان آنها مانند آب سه دریای خروشان بهم پیوستند ازسمت شمال بسوی کابل درحرکت افتادند به زود ترین فرصت کابل را زیر کنترول خود گرفتند واز تنظیم های جهادی دعوت نمودند که حکومت عبوری را خود را به کابل اعزام نمایند که صبغت الله مجددی درماه می1992 به کابل آمد . تاریخ دوم جون سال 1992 قوت های نظامی تحت فرمان رسول سیاف بالای مناطق تحت کنترول حزب وحدت حمله نمود ونیروهای حزب وحدت به مقابله ومقاومت برخاست که این جنگ 14روزدرکابل ادامه یافت ، احمد شاه مسعود وزیر دفاع با تمام نیروی نظامی اش به حمایت قوای سیاف وارد جنگ شد ، حزب وحدت با دولشکر نظامی روبروگردید اما مردانه جنگید به بخاطر دفاع ازمنافع ساکنین مناطق تحت کنترولش وازحیثیت وآبروی خانواده ها عملیات مدافعوی را انجام داد ، بعضی ازدوستان که درآن زمان درکابل بودند گفتند : نیروهای نظامی جنبش ملی دران زمان درکابل زیاد نبود وبرای حمایت ازحزب وحدت وعبدالعلی مزاری وختم جنگ وجلوگیری ازگسترش جنگ نیروهای تازه دم ازمزارشریف مقرفرمان دهی جنرال دوستم به کابل رسید ، قوماندان های جنبش ملی به طرفین جنگ اعلام نمودند که عملیات نظامی خود را متوقف نمایند درغیرآن به عواقب ناگواری مواجه خواهند شد ، لبۀ تیز این ابلاغیه بسوی نیروهای ائتلافی اتحاد اسلامی ، جمعیت اسلامی ، شورای نظاروقوای وزارت دفاع بود که بعد ازان جنگ فروکش نمود وحزب وحدت ازحالت نگران کننده وبحرانی به حالت عادی برگشت ، بعضی ها تلفات طرفین درگیر دراین جنگ را چهارصد نفر کشته وبیشترازیکهزارنفرزخمی قلمداد نموده اند . پس ازختم همین جنگ ومقاومت حزب وحدت ، قدرت وشهامت رهبران واعضای آن به اثبات رسید حکومت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی مجبورگردیدند حزب وحدت را به حکومت شریک بسازند ، سه پست وزارت وسه چوکی درشورا به حزب وحدت داده شد ، حزب وحدت برهبری عبدالعلی مزاری درکابل ازلحاظ داشتن نیروهای رزمی وجنگ افزاربصورت چشمگیری قوی بود زیرا علاوه از آنکه ازحمایت توده های میلیونی ساکنین مناطق مرکزی افغانستان برخورداربود پس ازسقوط رژیم داکتر نجیب ، ( فرقۀ 59 ) وقسمتی از( فرقۀ 69 ) همچنان نیمی از( قوای 15 ) به حزب وحدت پیوسته تحت فرمان عبدالعلی مزاری رئیس شورای مرکزی حزب وحدت قرارداشت . عبدالعلی مزاری بحیث شخص مدبر ومآل اندیش تمام سازمانهای سیاسی هشتگانه را که بیشترین اعضای آن اهل تشیع بودند متحد ساخته حزب وحدت را درسال 1989 بوجود آورده بود تا درمقابل مخالین ومهاجمی بصورت مشت گره شده عمل نماید که نام واعضای رهبری این هشت حزب یاسازمان سیاسی به شرح آتی است : 1 -- حرکت انقلاب اسلامی افغانستان برهبری آیت الله محسنی قندهاری که بیشترین اعضای آن پشتونهای شیعه مذهب بودند. 2 -- سازمان نصربرهبری دسته جمعی کمیتۀ رهبری . 3 -- سپاه پاسداران برهبری حجت الاسلام زا هد ی . 4 -- نهضت اسلامی افغانستان برهبری اخلاقی جاغوری . 5 -- نیروی اسلا می افغانستان برهبری ظاهر محقق بهسودی . 6 -- حزب اسلامی زهد برهبری قاری احمد . 7 -- جبهۀ متحد برهبری حسن روح الله . 8 -- شورای اتحاد برهبری سید علی بهشتی . قابل یاد دهانی است که آیت الله محسنی رهبر حزب حرکت اسلامی شاید به امید قرار گرفتن درراس رهبری حزب وحدت به این وحدت سازمان ها آمده بود اما زمانیکه این آرمانش برآورده نگردید پس ازمدت کوتاهی ازحزب وحدت خود را کنار کشید وهفت حزب متحده بنام حزب وحدت درمقابل هفت تنظیم مجاهدین قد برافراشته فعال باقیماند که به آنها خوش آیند نبود ومجاهدین واقعیت های عینی جامعه را درنظرنگرفته حاضر نشدند حزب وحدت را با خود متحد نمایند . وقتی درماه اوکتوبر سال 1994 گروه طالبان برهبری شبکۀ استخبارات پاکستان درمنطقۀ سپین بولدک قندهارتجنع کرده پلان تعرضی وحملات نظامی خودرا بالای مواضع مجاهدی درقندهاربا قتل وکشتارآغازنمود ، زمانیکه بصوب کابل حرکت نمودند عبدالعلی مزاری ونیروهای حزب وحدت که درغرب کابل درمسیر راه ورودی به شهرمتمرکزبودند برای جلوگیری ازورود طالبان به شهر کابل که زیر اولین ضربه های نظامی طالبان قرارمیگرفت بعضی ازقطعات نظامی خودرا به غزنی اعزام نمود تا به کمک قاری با با مسؤل امور غزنی مانع عبور طالبان بسوی کابل شوند ، قاری با با شاید به هدایت مرکزوشاید نسبت سازش با طالبان ، با حزب وحدت همکاری نکرد قطعات حزب وحدت مجبور به عقب نشینی شدند زیرا قوای بیشتر را ازکابل به حمایت قوای اعزامی به غزنی افراز مینمودند قوایش درکابل ضعیف میگردید واحتمال حملات مجدد مخالفین حزب وحدت درکابل وجود داشت ، طالبان که زیر رهبری تاکتیشن های نظامی پاکستان قرار داشت به کابل وارد نگردید بسوی لوگر وچهار آسیا حرکت نمود ند که مقرگلب الدین حکمتیار بود ، پس ازمتمرکز شدن درچهارآسیا به حزب وحدت پیغام فرستاده ودعوت کرده بودند باهم دریک ائتلاف متحد شوند هنوز جواب رسمی ازطرف حزب وحدت به آنها داده نشده بود که طالبان ازچهارآسیا بسوی کابل هجوم آوردند که دراین زمان تمام نیروهای موجود جنبش درکابل وحزب وحدت دریک سنگردرمقابل لشکر طالبان قرار داشتند ، طالبان توانسته بودند مناطق شاه شهید ، بالا حصار ، کارتۀ نو رابه تصرف خود درآورند جنرال فوزی یکی ازقوماندا ن های متجرب جنبش ملی به جنرال دوستم دربرابر پرسش وی ازوضع منطقه وچگونگی جنگ گزارش داده گفته بود : نیروهای جنبش ملی وحزب وحدت درسنگرهای واحد مقابل مهاجمین دشمن (طالبان ) به دفاع ومقاومت می پردازند ، مهمات روبه ختم است وجنگ آنقدر داغ است که طبق گزارش ها حتی زنان قهرمان درکارتۀ سه وسایرمناطق تحت کنترول حزب وحدت مرمی های ذخیرۀ خودرا به دسمال بسته ویا به نوک چادری خود گرفته به حضور عبدالعلی مزاری می آورند وقهرمانی ازخود نشان میدهند جنرال دوستم دریک بیانیۀ خود درمورد قهرمانی ها وپیوند ناگسستنی عبدالعلی مزاری با مردمش گفت درزمانی که طالبان لحظه به لحظه حلقۀ محاصره را به نیروهای حزب وحدت وجنبش ملی درکابل تنگتر میساختند با عبدالعلی مزاری رهبردلیرحزب وحدت تماس گرفته پیشنهاد نمودم که اورا ازمحاصره ومخاطرات جانی نجات میدهم باشهامت بی نظیری اظهار داشت نمیتوانم ملت ام را تنها بگذارم وتنها خود را نجات بدهم ، جنرا ل دوستم گفت : روز دشواری بود ترس وجود داشت که مبادا اصرارزیاد من برای نجات جان عبذالعلی مزاری حیات اورا درچنین حالتی بیشتر به خطر مواجه سازد . طالبان که مقاومت بیش ازحد حزب وحدت ودوستان آنرا دیده بودند دست به توطئه یی زدند وخواستند درظا هربا حزب وحدت کنار بیایند وائتلاف بکنند وعبد العلی مزاری را برای مذاکره ومفاهمه به چهارآسیا دعوت نمودند ، عبدالعلی مزاری که شخص صادق بود با دونفردیگربه چهار آسیا رفت طالبان نامسلمان خلاف حکم آیت قرآن ( اوفوا بعهدکم ) عمل نموده اورا دستگیرنمودند ، جنرال دوستم میگوید همان روزی که استاد مزاری به چهار آسیا به مقر طالبان رفته بود من همراه استاد محقق با محمود مستری نمایندۀ خاص ملل متحد وهیئت همراه او که ازطرف محمد ظاهرخان شاه سابق اعزام گردیده ودر درترکیب هیئت ، محترم عبدالاحد کرزی پدررئیس جمهورفعلی ،دوکتورستارسیرت ،سلطان محمود غازی ، جنرال عبدالحکیم کتوازی حضور داشتند مصروف بودیم ، درهمان روز، رول فیلمی بدستم رسید به عجله درگوشه یی رفته فیلم را به شعاع آفتاب کرفتم که دیده میشد دستان استاد مزاری را طالبان بسته وجند نفربه سر وروی او چنگاو بودند ، من این موضوع را با محمود مستیری وهیئت اعزامی پادشاه سابق نیز طرح کردم تا راهی پیداشود که استاد غبدالعلی مزاری نجات داده شود اما افسوس تلاش ها بجائی نرسید . طالبان عبدالعلی مزاری ودونفرهمراهان اورا بنام اینکه به قندهار پیش ملا عمرمیبرند به هلیکوپترسوارنموده بعد ازپرواز دربین طیاره آنهارا به قتل رسانیده دردشت های مربوط به غزنی برزمین نشسته اجساد آنهارا ازهلیکوپتربیرون انداخته بودند بعضی ها میگفتند زمانیکه مزاری وهمراهانش دست بسته به طیاره گرفته شده بود درمنطقۀ غزنی وقتی آنهارا ازهلیکوپتر بیرون کشیدند جور وسلامت بودند اما ممکن است ازداخل طیاره به طالبان غزنی گفته شده باشد که ما سه نفر را ازطیاره درفلان منطقه پائین میکنیم شما باید آنهارا تیر باران کنید ، حقیقت هرچه باشد عبدالعلی مزاری ودونفر همراهان اورا طالبان به قتل رسانیدند ، تابوت شهید عبدالعلی مزاری ازغزنی تا بامیان وازبامیان تا مزار شریف توسط جوانان هزاره ودوستان وی با عبورازفرازونشیب کوه ها وراه های پرخطردسات بدست وشانه به شانه انتقال داده شده بامراسم شانداری با اعزاز واکرام به خا سپرده شد( روحش شاد باد)0 طالبان که درنظر داشتند یک حکومت طراز فاشیستی ومطلق العنان ولجام گسیخته یی را درافغانستان بوجود آورند که بقول رسانه ها ازآغاز تا انجام کارشان هزاران نفرهزاره ، اوزبیک ، تورکمن وتاجیک را بصورت دسته جمعی وفردی به قتل رسانیدند وسیستم اداری واجرائی ریاست جمهوری افغانستان را نابود کرده سیستم حکومتی امارت را اعلام نمودند تا کلیه اجراات تحت ادارۀ یکفرد بحیث نمایندۀ پاکستان بنام امیرافغانستان صورت بگیرد پس ازشهادت عبدالعلی مزاری درحزب وحدت انشعاب رخ داد که کریم خلیلی ،محمد محقق ، مصطفی کاظمی واکبری هرکدام درراس فرکسیون های منشعب حزب وحدت قرار گرفتند که دردوران حکومت طالبان اکبری بسوی طالبان لغزیده بود وازمصطفی کاظمی هم درمقابله با طالبان کمتر نام برده میشد اما نام خلیلی ومحقق درمقاومت علیه طالبان زبازد عام ورسانه ها بود، فعلاً کریم خلیلی معاون رئیس جمهوراست وسه نفر دیگردرشورای ملی حضور دارند . بیوگرافی عبدالعلی مزاری : درسال 1947 یعنی دوسال پس ازختم جنگ جهانی دوم درخانۀ حاجی خدا داد درعلاقداری چهار کیت مزارشریف طفلی چشم به جهان کشود که والدینش نام اورا عبدالعلی گذاشتند وی درآغوش گرم خانواده بزرگ شد درسن کودکی به آموزش خط وسواد به مکتب ومدرسه رفت ودرعنفوان جوانی بزرگان خانواده اش اورا با اسمعیل بلخی که عالم متبحرعلوم مذهبی وسیاسی بود معرفی نمود عبدالعلی مزاری ازعلوم واندیشه های او فیض گرفت وبعد ها بخود مزاری تخلص انتخاب نمود وبه همین نام شهرت یافت ، عبدالعلی مزاری دورۀ دوسالۀ خدمت عسکری را نظر به لزوم دید آمران نظامی اش بصورت متحرک درکابل ، خوست وگردیز به پایان رسانیده درسال 1971 ترخیص گرفت ، بعدا برای کسب تحصیلات بیشتر وعالیتر به ایران رفت به حوزۀ علمیۀ قم راه یافت پنجسال متواتربه تحصیل ادامه داد با بسیاری ازروحانین مبارز ایران که برعلیه رژیم شاهی مبارزه میکردند آشنا گردید ودرسال 1971 با آیت الله خمینی وسایرین یکجا دستگیر شده به زندان انداخته شد وزمانیکه آیت الله خمینی به عراق تبعید شد پولیس ایران عبدالعلی مزاری را به افغانستان دیپورت نمود وممنوع الورود ساخت ، عبدالعلی مزاری برای ملاقات وتبادل نظر با آیت الله خمینی گاه گاهی به نجف اشرف درعراق میرفت پس از ملاقات باوی وزیارت اماکن مقدسه وکربلای معلا دوباره بسوی اهداف دیگرش حرکت مینمود ، به سلسلۀ همینگونه سفرها درسال 1978به قصد دیدار با آیت الله خمینی به نجف اشرف رفت اما خمینی قبلا به فرانسه برده شده بود ، مزاری ناچار به سوریه ودمشق رفت چندی منتظرماند وحوادث افغانستان را تعقیب مینمود وراه چاره برای نجات قوم ازمخمصه جستجو میکرد پس ازمدتی ازسوریه به پاکستان وازآنجا به افغانستان وارد گرد ید ، بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی درایران ، عبدالعلی مزاری نزد روحانیون مبارزایران ازاعتماد واعتبارزیادی برخوردار بود ، درسال 1991 که هنوز داکتر نجیب برسر قدرت بود رابطه هائی بین جنرال دوستم وعبدالعلی مزاری برقرار شده بود که دران وقت فعالیت سیاسی روشنفکران برای متحد ساختن نیروهای نظامی وقوماندان های جهادی درشمال جریان داشت وجنرال دوستم همراه با قوماندان های برجسته خود مثل رسول پهلوان ودیگران درصدد ایجاد یک ائتلاف نظامی با مجاهدی بود تا برای دفع خطر ناشی ازتحرکات ضررآفرین وغیرمفید جمعه اچک به ضربۀ کاری ونابود کننده بزنند ، دران وقت جمعه اچک باشیطنت های مخربانه روزبروزذهنیت منفی به داکتر نجیب علیه جنرال دوستم وهمکاران او درشمال ایجاد نموده آن را تقویه میکرد . عبدالعلی مزاری درچنین مرحلۀ حساس نقش مؤثردرمورد بهم نزدیک ساختن نیروهای احمدشاه مسعود با نیروهای مسلح جنرال دوستم ایفا نمود زمانیکه احمدشاه مسعود باجنرال دوستم تماس برقرار نموده توافقات خودرا به تشکیل ائتلاف نظامی وسیاسی اعلام نمود شادمانی زایدالوصفی دربین توده های میلیونی افغانستان بخصوص درشمال ، غرب وشرق درمردم بوجود آمد . پس ازرویکارآمدن استاد ربانی بحیث رئیس جمهور درکابل درواکنش به خواسته های برحق حزب وحدت ،( اتحاد اسلامی ، جمعیت اسلامی ، شورای نظاروقوت های نظامی تحت فرومان وزیر دفاع (احمد شاه مسعود) به محلات مسکونی ومناطق تحت کنترول حزب وحدت درکابل عملیات نظامی را آغازنمودند که دراین وقت عبدالعلی مزاری برای دفاع ازمواضع خود وجلوگیری ازگسترش جنگ ، ایجاد شورای هم آهنگی با جنبش ملی وحزب اسلامی حکمتیار راطرح نمود ، چون بین حزب وحدت وجنبش ملی قبلا ًتفاهم وجود داشت لهذ ا نمایندۀ حزب وحدت درچهارآسیا ونمایدۀ جنبش درتاجکستان با افراد باصلاحیت گلب الدین حکمتیارمذا کرات انجام داده برای ایجاد شورای هم آهنگی موافقه نمودند وچهارمادۀ ذیل را بصفت تعهد نامۀ شورای هم آهنگی نوشتند وامضا نمودند که این چهار ماده به شرح آتی است : اول -- عدم سهمگیری درجنگ علیه همدیگر . دوم -- برای حل بحران تشکیل حکومت وبرگزاری انتخابات . سوم -- تامین امنیت افراد مربوط به شورای هم آهنگی درمناطق همدیگر . چهارم -- موضعگیری مشترک درقضایای افغانستان . پس از این تفاهم جنبش ملی برهبری جنرال دوستم به انتقال سلاح ومهمات وافراد نظامی به حزب وحدت آغاز کرد ه درمنطقۀ چهار آسیا با استفاده از سرک قیر بحیث خط رنوی طیاره به زمین مینشست ، محمولات خود را تخلیه میکرد وبعد ، ازچهار آسیا تا کابل توسط موترهای نظامی به قرارگاه حزب وحدت رسانیده میشد تامین امنیت راه ازمحل حمل محموله ها تا قرار گاه حزب وحدت بدوش نیروهای جنبش ملی بود . بعد ها که حکمتیارمیخواست نیروهای خود را وارد کابل نماید خلاف مطالب تذکار یافه درمادۀ سوم تعهد نامۀ شورای هم آهنگی اصرار داشت که پوسته های امنیتی موجود درمسیر راه چهار آسیا وکابل برای نیروهای حزب اسلامی تخلیه شود ، این تقاضای او بی اعتمادی را بوجود آورد که جنرال دوستم به آن موافقه نکرد . گلب الدین حکمتیار میگوید در12 جدی1372( دوم جنوری 1993 )بعد ازتفاهم مجدد (با اعضای شورای هم آهنگی)عملیات درکابل آغاز شد وزارت دفاع ، میدان هوائی ، رادیوتلویزیون تصرف شد ، جنبش ملی تمام نقاط مهم وسترا تیژیک کال را درکنترول خود گرفت شورای نظارازکابل بیرون رانده شد ، بین شورای نظاروجنبش ملی درپل محمود خان رویاروئی رخ دا د، نیروهای جنبش ملی به سرعت ازپل محمود خان تا میدان هوائی خواجه رواش وتمام مراکزشورای نظار را تصرف نمود ربانی مجبورشد با جنرال دوستم تماس گرفت وگفت با بزرگواری خود اشتباه احمدشاه مسعود راعفوکنید ، جنرال دوستم آن را پذیرفت امرتوقف تحرکات نظامی را صادرکرد ودرهمان شب رادیو تلویزیون درخبر ها گفت درپل محمود خان دراثر یک سوء تفاهم درگیری رخ داده بود الحدلله رفع شد شهریان کابل مطمئین باشند .... ----------------------------------- اسناد اتکائی: جنبش هزاره ها نوشته یارمحمد کوهسار. دسایس پنهان نوشتۀ گلب الدین حکمتیار. آرشیف شخصی وریفرنس ها .
|
||
|
|
|
|
|
بیانیه ی بنیاد فر هنگی کاتب هزاره به منا سبت دوازده همین سالگرد شهادت استادمزاری * * * * * * * * * * * * مزاری معمار مناره نور و رهایی بنیاد فرهنگی کاتب هزاره، ضمن تجلیل وتقدیر از افکار بلند وشخصیت فرزانه و تاریخی رهبر شهید استاد مزاری، دوازده همین سالگرد شهادت جانگدازش را گرامی میدارد. بنیاد فرهنگی کاتب هزاره، باور دارد که اصول سیاسی و فرهنگی که مزاری شهید بنیاد گزار و با نی ان بود ه است، یکی از راه های شفاف و مطمن تأ مین فراز مندی و سر بلندی ملت افغانستان و ایجاد نظام برابری و عادلانه در کشور ما می باشد. ملت نجیب و رنج دیده افغانستان، می داند که مزاری بعنوان معمار وحدت و برابری ملی در وطن ما چون مناره ای نور ورهای، در دوران شامگاه هان سیاه فتنه و نفاق، مشعل فروزنده ای هدایت و نجات ما را بر افوخت وبا شعاع دانش و دیانت ملی خود، زندگی و کوره راه های سر نوشت مارا روشن نمود. ...جامعه هزاره، نباید به پیر و جوان، تندرو وکندرو، چپ وراست، تقسیم و صف بندی گردد، هزاره هزاره است. عصر مزاری نمونه ای کا مله ای این باور می باشد. وباید است که، برای حفظ وحدت ملی و هویت تاریخی مان، این تابلوی برادری و زیبا را بعنوان معیار متکامل در حیات ملی خو دها، د اشته باشیم وبا هرمندی زیبا ترش گردانیم... ۴- نام مزاری را نباید، سنگر بسازیم برای کوبیدن دیگران و رقبای فکری و فر هنگی مان. چون مزاری مرکز مهرو محبت ورزی و دوست یابی، در عرصه ملی و خود مانی بود. بنأ از ادرس مزاری نباید بی مهری پست گردد .خصوص برای انهای که از مردم مزای می باشند.. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بنا م خداوند عدالت و آزادی شهید مزاری نماد درد تاریخی وهویت ملی جامعه هزاره مرا دردیست اندر دل اگر گویم جهان سوزد اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد چراغ ظلم ظالم تا دمی محشر نمی سوزد اگر شبی سوزد شب دیگر نمی سوزد قبل از همه به پیشگاه ابر مرد راستین تاریخ پیکار و مبارزه راه حق و عدالت سمبول شجاعت مردانگی ایثار پایداری پرهیز گاری پاک نفسی مزاری شهید ادای احترام مینمایم ودوازدهمین سال روزشهادت منادی وحدت ملی را به مردم عدالتخواه، صلح دوست، تمدن پرور و ترقیخواه افغانستان قلبا تسلیت میگویم .بعد از آن كه كشوری به نام افغانستان شكل گرفته است وجامعه هزاره در مدت بيش ازدوونیم قرن اخيرشاهدتجارب دشوار وخونین همرا ه با باز نمائی سیاسی در ادوار گونا گون بوده است . اززمان حكومت احمدشاه ابدالی تا امارت امیر عبدالرحمان، هزارستان، سرزمين نسبتاً خود مختار بود و توسط خوانين محلي هزاره به صورت پراكنده اداره مي شد. ميريزدان بخش بهسودی همراه بابسياری از خوانين بهسود، باميان - دایکندی و دايزنگی تلاش كردند تا هزارستان را تحت اداره و رهبري واحد سياسی بياورند ، از دخالت های شيعيان غير هزاره ی كابل ــ كه در واقع عوامل حكومت كابل در ميان هزاره ها بودند ــ جلوگيری نمودند، پيشرفت ميرهای هزاره كه براي هزاره ها شكل گيريی حكومت واحد و مقتدر هزارستان را نويد مي داد، برای حكومت كابل، زنگ خطر ظهور يك رقيب سياسي را به صدا در آورد. که در کنارحكومت امير دوست محمد خان، در دل دره های سرسبز هزارستان، رهبران دلير، خردمند، مقتدر و مردمي ظهور كرده بودند كه امير كابل نمي توانست بدون توافق و همكاري آنان مأمورينش را به هزارستان بفرستد.میر های مبارز باایمان و مقاوم هزارستان که در برابر مظالم حکومت امیردوست محمد خان قیام کردند وبه امیر کابل اطاعت نداشتند ولی متآ سفانه عمال امیر کابل با تعهد امضاء در قرآن کریم آنها را برخلاف قول وپیمان فریب داده. واداره واحد سیاسی هزارستان را درهم شکست ورهبران آنان راسرکوب نمود.
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
مردم هزاره و خراسان بزرگ*
بصیر احمد حسین زاده
مردم هزاره و خراسان بزرگ عنوان کتابی است که به تازگی در ایران منتشر شده است. نویسنده این کتاب محمد تقی خاوری شاعر ونویسنده ایرانی است.
طبق آنچه در مقدمه کتاب آمده ، این کار حاصل سالها تلاش و پژوهش نویسنده، در مورد مردم نژاد هزاره در ایران و افغانستان است. در بخش اول نویسنده نگاهی دارد به وضعیت جغرافیایی منطقه هزاره جات و در قسمت دیگری از کتاب به شناخت منشأ قوم هزاره اشاره شده و این موضوع نسبتاً به طور مفصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
استاد شهید عبد العلی مزاری و دمکراسی انجنیر سخی ارزگانی تاریخ 22 حوت 1385 خورشیدی مصادف است با شهادت استاد عبدالعلی مزاری که دوازده سال قبل با یک توطئه داخلی و خارجی به دست گروه طالبان تمدن ستیز و اجیر بیانگان با بیرحمانه ترین خصم شؤنیستی و خشم حیوانی به شهادت رسید.من مانند سالهای قبل بازهم این بار دوازدهمین سال روز شهادت استاد عبدالعلی مزاری را به پیشگاه مردم عدالتخواه، صلح دوست، تمدن پرور و ترقیخواه افغانستان قلبا تسلیت گفته و خوهان هرچه زودتر تأمین امنیت، استقرار صلح پایدار، تسریع بازسازی، محوه کامل جنگ و تروریزم و تحقق نظام مردم سالاری در افغانستان متحد، آباد، مترقی می باشم .شهید استاد مزاری بناء بر باورهای دینی و آکاهی که از سوابق تاریخی افغانستان داشت؛ نظام های گذشته، عملکردهای حکام مستبد این کشور را مورد نقد خردمندانه خویش قرار داد . و برای بیرون رفت از «بحران هویت ملی» خواهان یک ساختار حاکمیت سیاسی و اجتماعی در افغانستان گردید که بر مبنای اراده، خواست و آرمان های تمام مردمان کشور ما استوار باشد. من در رثای دوازدهمین سالگرد شهادت استاد عبدالعلی مزاری که اکنون از سوی علم برداران، ارادتمندان و جمع کثیری از هموطنان گرامی کشور ما در خارج و به خصوص در داخل افغانستان در حال تدارک از برگذاری این سال روز هستند؛ فقط منجمله سه طرح خردمندانه، میهن دوستانه، مدنی و دموکراتیک شهید استاد مزاری را به کند و کاو می گیرم؛ تا خوانندگان گرانقدر و هموطنان عزیز افغانستان، خود در زمینه قضاوت نمایند:
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
عبدالسمیع حامید بعد از تو ترس دارم اواز ما نماند در دفتر محبت فصــل وفا نماند بعد از ترس دارم روح چمن بمیرد پیک بهشت و باران در بیشه پا نماند ای تک درخت !در تو جنگل بهار میکرد رفتی و می هراسم ان روز ها نماند از بس که زخم خوردم در تو ز اشنـایان بی تو هراس دارم هیچ اشنا نماند ای فصل وصل گلها رفتی ولی مبادا این باغ از جــــدایی دیگر جدا نماند |
||
|
|
|
|
مزاری در باور ونگاه شاعران وسخن سرایان هزاره بمناسبت دوازدهمین سالگرد شهادت پدر ،سروده های از شاعران و سخنسرایان مان را که در رثای بابه مزاری سروده اند از سایت در رثای رهبر شهید برای خو انندگان عزیز کاتب هزاره نقل و به نشر می سپاریم. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
|
|
|
|
هفت ایوان غریب محمد حسن حسین زاده همسفر بر خیز و بشکن چلهء افسوس را
از زمین بر گیر تیغ و پرچم فانوس را
ای نمای سرخ و سبز هفت ایوان غریب
در غرور خود بسوزان جرئت ناقوس را
صبح در پیش است و هنگام طلوع از پشت تو
از فروغ خود بسوزان سایهء کابوس را
گر چه در هر سو چشمان تو ای شرقی ترین
ماه را می بینم و دستان اقیانوس را
باز هم عین شراری باید از آتش شگفت
باید از اتش که تا معنا کند ققنوس را
پهلوان بعد سیاوش باید از هم نگسلیم
بگسلیم اندیشهء مغشوش کیکاوس را دست تو پیوند باران و انارستان ماست
پس رها کن باغهای سرزمین توس را |
||
|
|
|
|
|
(لالاي زينب) شاعر محمد حسين محمدي زينب كوچولو تنها نشسته قابي بدستش قلبش شكسته زينب كوچولو لالا لالا گفت با عكس بابا او حرف ها گفت باباي خوبم بيا به خوابم اخر كجايي اي افتابم بابا بگويم ديشب دوباره يك خواب ديدم خواب ستاره آمد ستاره نزديك نزديك ناگاه ديدم يك شهر تاريك به شهر تاريك وقتي رسيدم هرجا كه رفتم ترا نديدم در شهر تاريك خفاش بد كرد ناگاه ديوي گل را لگد كرد در خواب ديدم در اسمانم گفتم برايت لالا بخوانم لالا گل من قلبم ترا داشت هرجا كي بودي خيلي صفا داشت اينجا ستاره آنجا ستاره زينب كوجولو بابا نداره زينب كوجولو لالالالا گفت با عكس بابا او حرفها گفت باباي خوبش در قاب خنديد انگار زينب يك خواب ميديد |
||
|
|
|
|
|
متهم دوم در ساخت وساز فیلم کابل اکسپرس
محمد بغلانی-پلخمری-سه شنبه ۲۴ دلو ۱۳۸۵ ...و از طرف دیگر این فیلم چهره نژاد پرستانه وافرا طی وشخصیت شرارت پیشه سا زندگان و بازی گران خودرا نیز به مردم دنیا و ملت افغانستان معرفی می نماید. ان پیامبر که دست زحمت کشان و کارگران را قابل بوسیدن می داند ان پیامبر که بلال برده سیاه پوست را با ابولهب وابو سفیان سران سرکش قریش همتراز می داند پیامبر که ارزش انسانها را به تقوی انها می سنجد بدون شک با افکار گندیده و منفور که خلق را به بندگی و تعظیم و دست بوسی خود دعوت می کنند و قرنهای قیامتی فاصله دارند واین تفکرات با اندیشه های سیاه ابو جهل و ابو لهب و ابوسفیان نزدیکی دارند انهای که از پیام برابری پیامبر نا راحت بودند انهای که سیادت جاهلی شان را بر خون تباری شان استوار می دانستند با امثال فاضل رادیو دری خیل شباهت دارند. مگر کشته شدن جوانان هزاره که با دختران به اصطلاح سادات ازدواج کرده بودند با فتوای چه کسی جز افراد امتیاز خواه و تبار گرای چون فاضل رادیو دری انجام یا فته باشد. ازدواج دختران انها با هندو یهود جایز است اما با هزاره نه !! ادامه مطلب |
||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|
|
|
|
زینب
زینب غم همیشه دنیا ست در دلش زخم همیشه شعله ور ماست در دلش
زینب غم همیشه دنیاست در دلش صد کو ره آتش از غم دنیاست در دلش
رنج تمام مردم مارا کشیده است یک کربلا مصیبت عظماست در دلش
چادر محرمی است که بر سر کشیده است هر روز نو حه خوانی و غوغاست در دلش
غم هر چی بوده ریخته یکباره بر سرش داغ عمیق زینب کبراست بر دلش
غم روی غم مقیم دل کو چکش شده یارب مگر چقدر دیگر جاست در دلش
امروزها دوباره دلش در گرفته است یارب چقدر آتش ٬ بر پاست در دلش
|
||