تبليغاتX
کاتب هزاره
فرهنگی اجتماعی

بازخواني يك آرمان ( بیانیه طلاب و دانشجویان ) PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
.   
۲۱ /12/ ۱۳۸۵

بيش از يك دهه است كه از شهادت «رهبر شهيد مزاري بزرگ» مي گذرد و سوگواري در سالياد شهادت او اينك به سنت اجتماعي بدل شده است كه هر سال از سوي مردم عدالت خواه، به ويژه هزاره ها در افغانستان و ساير نقاط جهان برگزار مي شود. هزاره ها در داخل و خارج از افغانستان، در هر گوشه و كنار جهان از پير و جوان، زن و مرد، كنار هم جمع مي شوند و در ماتم فقدان مزاري اشك مي ريزند. اين اقدام بر بنياد هر عاملي استوار باشد، بيش از همه بيانگر آن است كه پيوند هزاره ها با مزاري پيوند واقعي و ناگسستني است.

نمي شود هزاره بود و با مزاري نسبتي نداشت و نمي توان از تاريخ هزاره ها سخن گفت و از مزاري ياد نكرد. هزاره ها تاريخ، سرنوشت و آرمان هايش به گونه اي گسست ناپذيري با مزاري يكي شده است و او روح مطهر و شكوهمندي است كه سراسر تاريخ، جامعه و آرمان هاي هزاره ها را فرا گرفته است. مزاري بخشي از تاريخ هزاره ها نيست بلكه كليتي تام و جامعي از تاريخ هزاره هاست كه با او هم مي توان گذشته را به خوبي درك كرد، به شناختي از وضعيت امروز رسيد و خطوط، جهت گيريها و چشم اندازهاي آينده را نيز معين نمود. سالياد شهادت مزاري براي هزاره ها، تنها تداعي كننده ي يك خاطره ي جانكاه، غم ناك و فاجعه آميز نيست، بلكه بازخواني يك آرمان، يك خط و يك تاريخ نيز هست؛ يك آرمان، يك خط و يك تاريخي كه همگي به مزاري منتهي مي شود و خون جاري مزاري به آنها حيات و ماندگاري مي بخشد. مزاري، تنها تاريخ هم نيست، بلكه مايه ي حيات تاريخي هزاره ها نيز هست، او نه فقط به تاريخ نپيوسته بلکه تاريخ را پاينده، با نشاط و سرزنده نگهداشته است.

اما از سوي ديگر، آيا هزاره ها نيز توانسته اند به تاريخ، آرمان هاي شان و مزاري وفا دار بمانند؟ آيا در طول بيش از يك دهه، كه مزاري در ميان آنها نيست، توانسته اند، از آنچه را كه مزاري براي آنها به ارمغان آورده و به ميراث گذاشته بود پاسداري نمايند؟ آيا آنها رهروان و وارثان صديقي براي تاريخ و مزاري بوده اند؟ يا آنكه بر اثر دلبستگي هاي زود گذر زندگي، تن آسايي و منفعت طلبي روز افزون به آرمانها و تاريخ خويش پشت نموده و مزاري را به يك امر نمادين صرف، كه تنها ديوارها، خيابانها و شعارهايشان را تزيين مي كند بدل نموده اند؟ بدون شك، نمي شود كلي قضاوت كرد. در گام اول بايد حساب نخبگان، به ويژه نخبگان سياسي، در مقام جهت دهندگان رفتارها و فعاليت هاي سياسي و جمعي مردم در سطح جامعه ي هزاره و تعاملات گسترده تر ملي را از مردم عامه جدا كرد و آنگاه ديد كه هر كدام چه نوع تعامل و نسبتي با تاريخ، آرمانها و مزاري داشته اند؟ اما در هر صورت، اين پرسشي است كه اينك هر هزاره در سالياد شهادت پدر خويش بايد خود را مخاطب آن احساس كند و ميزان پايبندي خود را پس از يك دهه به رهبر، تاريخ و آرمانهاي خود بسنجد. سالروز شهادت رهبر شهيد فرصتي بدست داده است تا نكاتي را با هم مرور كنيم:

1 _ سنت برگزاري مراسم سوگواري در هر سالياد شهادت رهبر شهيد، از سوي مردم، هر چند به خوبي عمق عواطف و احساسات پاك مردم نسبت به او را به خوبي آشكار مي كند، اما براي نشان دادن پايبندي واقعي و پاسداري جدي از آرمان، خط و راهي كه او براي ما به ميراث گذشته كافي نيست.

زماني مي شود گفت كه ما وارثان خوبي براي مزاري بوده ايم كه فعاليت ها و برنامه هاي فردي و اجتماعي ما متعهدانه در همان مسيري قرار داشته باشد كه از او براي ما به ميراث مانده است.

مردم و نخبگان سياسي، در كنار برپايي مراسم سوگواري ها در طول بيش از ده سال، اينك بايد به اين پرسش پاسخ دهند، كه در اين مدت چقدر توانسته اند تعهد خود نسبت به آرمانها و خط «بابه ي شهيد» را نگه دارند؟

2 _ در تاريخ افغانستان جامعه ي هزاره، دست كم، با دو نوع صف بندي و نابرابري در سطح ملي و جامعه مواجه بوده است. قوميت، عاملي است كه اشكال متنوع نابرابري ها، تبعيض ها، خصومت ها و صف گيري هاي سياسي و اجتماعي در قبال هزاره ها در سطح كلان ملي، به آن قابل ارجاع است. در سطح جامعه اما نابرابري و صف بندي از بنياد و وجهه ي ديگري برخوردار است، كه هر چند قوميت محتوا و ماهيت آنرا تشكيل مي دهد، اما همواره از طريق كانال هاي مذهبي و اعتقادي عمل نموده است.

مبارزه ي درخشان مزاري براي عدالت، آزادي و كرامت انساني هر چند رخنه هاي جدي در بنيادهاي نابرابري در سطح ملي ايجاد نمود، اما شاهكار اساسي او افشا سازي لايه ها و وجوه پنهان صف بنديها و نابرابري هايي بود كه بر اساس آن گروهي خاص ايمان و اعتقادات پاك مردم را دستاويز معاملات، منافع و دسايس اجتماعي و سياسي خويش قرار داده بودند.

او در زمان خود نه تنها با شيوه هاي استفاده ابزاري از مذهب و عناصري كه شيادانه از مذهب و باورهاي ديني به سود مطامع و منافع گروهي خويش بهره كشي مي كردند، مبارزه نمود، بلكه با حمايت از نهاد اصيل مرجعيت مذهبي، زمينه را براي شكل گيري نهاد سالم مذهبي در جامعه نيز فراهم نمود. بنابر اين، مبارزه با اشكال انحرافي و سوء استفاده از باورهاي مردم، يك امر مقطعي و كوتاه مدت نيست، بلكه همواره به هوشياري، آگاهي، جديت و استمرار از سوي آحاد جامعه نياز دارد.

3 _ يكي از اهداف و آرمانهايي كه رهبر شهيد جان خود را براي تحقق آن فدا نمود، شكل گيري حاكميت ملي، مبتني بر عدالت، آزادي، كرامت و فضيلت انساني بود. عدالت خواهي، مبارزه با تبعيض و احقاق حقوق قوميت ها، جوامع و قشرهاي محروم مفاهيم و ارزشهايي اند كه براي نخستين بار در تاريخ افغانستان به وسيله ي «شهيد مزاري» وارد ادبيات سياسي افغانستان شد.

از اين روي، جريان عدالت خواهي در افغانستان با ياد و نام مزاري به طور گسست ناپذيري گره خورده است. در دوران جديد هر چند بهبودي صوري به لحاظ امنيت، ثبات و آزادي به وجود آمده، اما لايه هاي بنيادين نابرابري در سطح ساختارها، نهادها و توزيع امكانات و فرصت هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي به ويژه در قبال هزاره ها همچنان دست نخورده باقي مانده است. صرف نظر از گذشته ها، در طول شش سال گذشته، با آنكه هزاره ها بيشترين مشاركت را در تمامي عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و امنيتي در سطح كلان ملي از خود نشان داده اند و هزاره جات يكي از امن ترين نقاط كشور بوده، اما هيچ پروژه انكشافي در سطح هزاره جات اجرا و تطبيق نشده است. اين در حالي است كه بنا به گزارش بنياد انكشافي ملل متحد، هزاره جات نه تنها در گذشته بر اثر سياست هاي تبعيض آميز حاكميت ها با محروميت مضاعف مواجه بوده، بلكه امروزه نيز يكي از محروم ترين و آسيب پذير ترين مناطق افغانستان به شمار مي آيد. از سوي ديگر، وضعيت هزاره ها در مناطق شهري، به جز كابل نيز بگونه اي است كه از هيچ نوع امنيت جاني و مالي برخوردار نيستند. در مزار شريف، نه فقط چهره ها و شخصيت هاي ذي نفوذ مانند مرحوم حاجي اشرف رمضان ترور مي شود بلكه اموال و املاك مردم عامه نيز توسط عواملي كه براي چيزي جز منافع باندي خود فكر نمي كنند، آشكارا و بي حساب و كتاب مصادره مي شود.

عين همين وضعيت كما بيش در هرات نيز وجود دارد. چشم پوشي دولت بسادگي در برابر تمامي اين مسائل نشان مي دهد كه سياست ها و برنامه هاي كلان ملي در قبال هزاره ها هنوز دچار دگرگوني جدي نشده است و مبارزه براي احقاق حقوق هزاره ها و ارتقاي آنها تا سطح شهروندان درجه يك در كشور، در آغاز راه است. در عين حال، ما ضمن حمايت از دولت و ساختارهاي كنوني كشور بار ديگر مصرانه خواهان آنيم كه دولت به انديشه ها، آرمانها و مؤلفه هاي عدالت خواهانه ي «رهبر شهيد» مبتني بر توزيع عادلانه ي فرصت ها و امكانات شهروندي و رفع محروميت از قوميت ها و اقشار محروم، به ويژه هزاره ها به عنوان محرومترين قشر ملي در افغانستان، توجه جدي نمايد.

اين امر بدون ترديد، از طريق افزايش مشروعيت مردمي و اجتماعي به استحكام پايه هاي حاكميت مركزي در برابر بحران هاي ناشي از تروريزم و مداخلات بيگانگان مي انجامد.

ياد و روح شهيد مزاري جاودانه و شاد و راهش پر رهرو باد

والسلام عليكم و رحمت الله

طلاب و دانشجويان افغانستاني مقيم قم

جمعه 18 حوت 1385

+ نوشته شده در  85/12/24ساعت 20:54  توسط دولت  | 

تجلیل از سالروز شهادت 'رهبر شهید' در بریتانیا PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
.   
۲۰ /12/ ۱۳۸۵
به مناسبت دوازدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری محفل یادبودی در شهر بیرمینگام بریتانیا از سوی مهاجرین مقیم برگزار شد. مهاجرین از شهرهای مختلف بریتانیا در این محفل شرکت داشتند.

محفل با تلاوت قرآن کریم آغاز شد و با مقاله ای از سوی آقای نظری ادامه یافت. آقای مشتاق شعر خواند. بعد محترم حشمت الله کشتمند به ایراد سخن پرداختند و با اشاره به ستم هایی که در حق جامعه هزاره در طول تاریخ روا داشته شده است٬ گفتند که در وضعیت فعلی نیز با اینکه مناطق هزاره جات از امن ترین مناطق است کاری از سوی دولت صورت نمی گیرد.  

در ادامه مجلس آقای همایون تاج به تحلیل بحران ملی پرداخت و نقش مثبت و موثر شهید مزاری در این راستا را ستود. در بخش های دیگر برنامه آقای عبدالله اکبری٬ یونس٬ نجیب الله مهاجر و علی رجبی به ایراد سخن پرداختند. آقای مهاجر به تحلیل اوضاع فعلی پرداخت و از مصالحه به عنوان یک طرح مثبت نام برد. او نسبت به توطئه هایی که برای بدنام ساختن مقاومت غرب کابل در جریان است هشدار داد. آقای رجبی به تاریخ مقاومت مردم غرب کابل پرداخت و با اشاره به قیام حوت و سرطان ۱۳۵۸ مردم غرب کابل و قربانی شدن هزاران نفر به دست دولت وقت طرفدار شوروی٬ مقاوت غرب کابل به رهبری رهبر شهید را ادامه همان جریان برشمردند. ایشان با اشاره به وضعیت فعلی٬ ساختار قبیلوی افغانستان را مهمترین عامل تداوم بحران دانستند.

خانم تمنا رحیمی به زبان انگلیسی سخنرانی کرد و به پایه های فکری رهبرشهید پرداخت و با اشاره به بیانیه جهانی حقوق بشر تضییع حقوق مردم در افغانستان در طول تاریخ را به بحث گرفت. او تاکید کرد که مزاری طرفدار جامعه ای بردبار٬ عدالت پیشه و متنوع بود.  

محفل با خواندن دعای وحدت توسط آقای صالحی پایان یافت

+ نوشته شده در  85/12/24ساعت 20:51  توسط دولت  | 

(مراسم تجلیل در بامیان) نام ماندگار تاریخ PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
خیرالله حمیدی ـ بامیان   
۲۳ /12/ ۱۳۸۵

از دوازدهمين سالگرد شهادت اسوه ي مقاومت و ايثار، رهبر شهيد و يارانش به تاريخ 22 حوت در مسجد رهبر شهيد كه از سوي مردم غيرتمند باميان، شوراي علما، شوراهاي مردمي و شوراي ولايتي برگزار گرديده بود تجليل با شكوهي بعمل آمد. تعداد كثيري از اقشار مختلف مردم، بازاريان، والي باميان، روساي دواير دولتي، نمايندگان جامعه مدني، نماينده گان موسسات خارجي مقيم باميان، قوماندان PRT نيوزلند، نماينده يوناما شخصيت هاي حقيقي وحقوقي شركت كرده بودند.

محفل با تلاوت قرآن آغاز و سپس حبيبه سرابي والي ولايت باميان سخنرانی مبسوطي درباره شخصيت رهبر شهيد ايراد نمود. وی در قسمتی از سخنان خود بيان داشت، آنهايی كه جان هاي شيرين خود را براي آزادي وطن و عزت و سر بلندي مردم از دست دادند آدمهاي ساده ای نبودند و خصوصيت هاي ويژه ی خود را داشتند. رهبر شهيد نيز از جمله همين شخصيت ها به شمار مي رود. او در قلب مردمش جاي داشت و هيچگاه خودش را از مردم جدا احساس نمي كرد. شخصيت او از تجملات مبرا بود و براي همين، مردم او را به عنوان پدر خطاب مي كردند. و لقب «بابه» زيبنده شخصيت او بود. خانم سرابي با اشاره به شخصیت محبوب و فرا حزبی استاد ياد آور شدند؛ گرچه در آن زمان شخصاً وابسته به هيج يك از احزاب نبودم اما وقتی كه خبر شهادت استاد مزاري را شنيدم گريه كردم چون رهبر بود و پدر بود. وي گفت نام مزاري ماندگار است و ما اكنون كمبود يك رهبر مثل شهيد مزاري را احساس مي كنيم.

سپس آقاي رضواني رئيس حج و اوقاف ولايت باميان درباره شخصيت آن بزرگمرد تاريخ سخنرانی نمود. آقای رضوانی در  قسمتی از سخنان خود گفت؛

قاتلان رهبر شهيد ضد بشريت بودند و هستند. امروز همان هايي كه استاد مزاري را به شهادت رساندند، به عنوان پديده تروريزم بين المللي عرض اندام نموده اند و دنيا را به ناامنی کشانده اند. آقای مبلغ اظهار داشت با شناخت دشمنان و قاتلان مزاری، ما شخصیت ایشان را بهتر می شناسیم. وي با اشاره به مبارزات حق طلبانه ي رهبر شهید گفت؛ شخصیت مزاري اكنون به عنوان یک سمبل و يك مفكوره تبديل شده است. مفكوره عدالت خواهي، و امروز امیدواریم که تفکر عدالت خواهی او با وجود دولت اسلامي افغانستان تحقق عيني پيدا كند.

سخنران بعدي حاج صادق علي يار بود. وي در سخنراني خويش به ابعاد مختلف شخصيت رهبر شهيد اشاراتی داشت و در قسمتی از سخنان خود به اين نكته اشاره نمود که عدالت ركن اساسي يك جامعه است و آزادي نيز يكي از اصول انساني مي باشد. و رهبر شهيد اين دو چيز را فرياد كرد و با صداقت كامل تا آخر به پاي آن ايستاد.

   در این محفل پيام هايی در تجلیل از شخصیت رهبر شهید از سوی دانشگاه باميان، پيام تسليت از جانب استاد عرفاني عضو مشرانو جرگه و رييس شوراي علما نيز قرائت گرديد. در پايان محفل رئيس شوراي ولايتي الحاج اعتمادي با ايراد سخناني كوتاه و دعائيه، محفل را خاتمه داد

+ نوشته شده در  85/12/24ساعت 20:41  توسط دولت  | 

  


 مزاری، نگاهی جدید به  مردم ، فر هنگ و عدالت اجتماعی 

        محمد رضا ضیایی

 این مقاله توسط نویسنده در همایش هالند قرأت گردیده است

        در دوازده همین، سا لياد و همایش گرا می داشت،  افکار  و خا طرات رهبر شهید  استاد مزاری، ضمن ادأ احترام به روح بلند و جاویدانه ای او ، از اشتراک کنندگان و دوستان برگزار کننده، صمیمانه تشکر نموده برای شان ارزوی موفقیت وسر بلندی می نمایم.

      به همین مناسبت، نوشته ای ر ا با استفاده ازگفته ها واندیشه های بالنده و بارور  رهبر شهید تدوین نموده و به حضور دوستان و مهمانان عزیز تقدیم مینمایم.

       در این  مقاله، سه مورد مهم و سه حوزه موثر در امور اجتماعی از دیدگاه بابه مزاری مورد بررسی وتحلیل قرار گر فته است.

       1- جایگاه و نقش، برازنده مردم در دیدگاه و تفکر سیاسی بابه مزاری

        2- جایگاه بنیادی، فرهنگ و امور فر هنگی در اندیشه ورفتار سیاسی بابه مزاری

       3-  قرأت وتجلی، عدالت در تفکر و زندگی سیاسی بابه  مزاری

            سه حوزه و عر صه ای یاد شده،  از مواضع مهمی  میباشد که استاد مزاری با ، گفتار و رفتار خود روی انها تکیه نموده اند ، بگو نه ای که  می توانیم بگویم ، این سه مورد از  جمله مواضع، استرا تیژیک و اموزه های  اساسیی  می باشد که، در مکتب فکری و سیاسی او بر جستگی خاص داشته و در سخنان اموزنده  ورفتار اجتماعی شان  انعکاس یافته است.

       اولین ومهمترین مورد، از  موضوعات انتخابی ما جایگاه  مردم در باور سیاسی واجتماعی بابه مزاری است، که بدین شکل اغاز می گردد. 

        ۱-  مردم، منبع مشرو عیت و اقتدار قا نونی

         مزاری، بعنوان یک رهبر  اگاه ، نسبت  به مقام و حقوق انسانی  مردم جایگاه خاص و بلندی را قایل بوده و در مقام عمل نیز، واقعیت و حقیقت، افکار وارمان ، مردم را با جدیت و اخلاص احترام می نمودند.

        او  ضمن اینکه مردم، یعنی مجمو عه اقشار ، طبقات و اصناف جا معه  را منبع   ایجاد،  مشرو عیت و قانو نی بودن دولتها  می دانند،  عقیده دارند که مردم  بحیث یک حقیقت موثر و ماندگار در تحولات سیاسی وفر هنگی ملتها، دو لتها و تمد نها،  نقش اول و اساسی را دا رد لذا ، مردم و خواست  انها همیشه در محور اندیشه و تلا شهای استاد  مزاری، قرار گرفته و نسبت به نقش و جایگاه موثر انها، باور ورفتار  شفاف داشته اند.

      استاد مزاری، در یکی از سخنرا نیها  ا ی مهم خود با اشاره به این مورد چنین می گویند.

       (  باور من اینست که، مردم کار ساز است. احزاب به هر اندازه که مسلط باشند و سلاح و قدرت داشته با شند، در برابر قدرت مردم موثیر نیست).

        تأ کید چنین روشن وقاطع، بر اهمیت و نقش سازنده مردم در مسایل اجتماعی و سیاسی که با کلمه، باورمن اینست ادا می گردد بیانگر چند مسله مهم،  می باشد.

       اولین مسله که، دراین گفتار جلوه  خاص می یابد اینست که مزاری، مردم را مسول وقادر به  سامان دهی  امور زندگی شان می دا نند.

     دوم اینکه،  مزاری بعنوان یک عالم متعهد وبارز درعلوم انسانی، حقوقی و قضایی از نگاه حقوقی مردم را، دارای اختیار و تصمیم اصلی دانسته  وقدرت و اقتدار را نیز در دست انها میدانند.

       او به ارای، مردم اهمیت داده  و مشروعیت هر رهبری و نظام سیاسی را  نیز  منوط به، ارأ مستقیم و ازادا نه مردم می دانند.

         استاد مزاری وقتیکه، در جهت قانونی بودن حکو مت و دولت سخن می گویند، اینچنین شفاف و مشخص از حق اراده ونقش اساسی مردم برای مشرو عیت دادن ان یاد می نمایند.

           ( دولت مردمی، وقتی به و جود می اید که، انتخا بات بر گزار شود و این انتخابات ازاد باشد و مردم ازادانه رای بدهند که، در این صورت دولت پایه ی مردمی پیدا می کند).

            نکته جالبتر اینکه، استاد مزاری ضمن اینکه، روی ا رأ و انتخاب مردم تأ کید می نمایند به، قو انین و مرا جع معتبر بین المللی بعنوان حا می و پشتبان عزم مردم، نیز اهمیت خاص  قایلند،  یعنی اینکه خواست و نقش اساسی مردم را یک مسله جهان قبول  و بین المللی دانسته وباعث ثبات و مشروعیت دولتها می شمارد و می گویند.

       ( ما معتقدیم که، حکو مت اینده نباید روی مذهب و نژاد بوجود اید. باید در حکو مت اینده همه به حقوق خود برسند و ما معیار نفوس را که یک معیار بین المللی می دانیم و بر همان اساس نفوس ، از دولت و حکو مت اینده خو استار حق خود می باشییم و ما نمی خو اهیم روی کسی ظلم کنیم و نخواهیم، گزاشت کسی دیگری بر ما ظلم کند).

        و اخر اینکه، بنا بر  گفته ای خودشان،  مبنای همه ا ی  تصمیم گیریهای بابه مزاری بعنوان یک رهبر ومصلح ملی، مصالح و منافع مردم بوده  است و روی ان تکیه نموده و میفر مایند.

        ( ما بر اساس مصالح ومنافع مردم خود تصمیم می گیریم).

          ۲ - حوزه دوم، فرهنگ و امور فرهنگی در نگاه بابه مزاری .

          فرهنگ و امور فر هنگی، در زندگی و دیدگاه انسانی و سیاسی مزاری انچنان اهمیت می یابد که اساس همه ای پیشر فتها  و تمدنهای بشری را بر مایه های فنا نا پذیر فرهنگ و امورات فر هنگی استوار می دانند،حتی تأ مین استقلال و اقعی کشور را نیز منوط به تلا شها و شکو فا یی فرهنگی یک ملت میدانند ومیفرمایند

        ( مبارزه باید در شکلهای سیاسی،فرهنگی و اقتصادی صورت بگیرد تا زمینه ای استقلال فرا هم شود).

           استاد مزاری، از اولین ر وزهای که در مسایل اجتماعی و سیاسی قدم گزاشته اند ، بالا ترین سر مایه گزاری و توجه عمیق شان معطوف، توسعه و همگانی کردن مسایل فرهنگی، اموز شی و تحصیلی مردم وفرزندان ان بوده است.

         تأ سیس مکاتب، نشریات و رسانه ها و مراکز فرهنگی،مهم جامعه ای ما، بدون تردید از برکات اقدا مات و  بستر سازیهای حساب شده و تو جهات بی شایبه استاد مزاری به، اهمیت استرا تیژیک و سر نوشت ساز بودن  این حوزه تمدن ساز  می باشد.

         نمو نه های چون،  انتشار پیام مستضعفین،  مجله وزین حبل الله، تأ سیس وفعال نمودن مرکز نویسندگان افغانستان، تأسیس مجتمع اموزشی حقوق درسطح دانشکده،  طرح تأسیس دانشگاه با میان،  طرح تأسیس  رادیوی با میان، احیا یی، تاریخ  نویسی در میان هزاره ها،  تصحیح، چاپ وانتشار کتب تاریخی از جمله کتاب مهم  سراج التواریخ راه اندازی هفته نا مه وحدت، تأسیس جریده امروز ما و دها نشریه مهم و پر تیراژ دیگر که، امروزه جزء منابع فر هنگی و زخایر غنی و سود مند ، ملی محسوب می گردد، از  نمو نه ها و موارد،  می باشد که  توسط شخص او طرح وبعضا به فر جام رسیده اند.

         بروز  فراز مندانه ای فر زندان هزاره در عر صه های فر هنگی و هنری ، اداره و رهبری ده ها روزنامه و مجله چاپی و ساختن ده ها فیلم زیبا و ماندگار ومدیریت صد ها رسانه یی انتیر نیتی وصد ها تشکل فرهنگی توسط انها، ضمن اینکه،  بیانگر توانمندی ، تلاش و اقتدار فکری هزاره ها می باشد، نشانه ای از منبع نوری است که این اندیشه های ابشار گو نه از ان سر چشمه گر فته اند، وان چشمه سار جوشان و پاک و جود مزاری است.

          مسأله دیگر که، در این راستا  یادش زیبا کننده این بحث می گردد، حضور بهارین وساختار شکن زنان ودختران هزاره در مسایل اجتماعی ، فرهنگی وهنری می باشد. ایجاد چنین  تحول در کشور بسته و سنتی، چون افغانستان از زمینه های حساس و قابل تأملی است که باید، بطور شایسته ای توسط روشنفکران جامعه ما، شکا فته و بررسی گردد،تا راز رشد و شکو فا یی سریع استعداد های سر کوب  شده ای انها  یشتر روشن گردد؟

            و چگونه شد که با ظهور  مزاری  در جامعه ای ما  بعلاه، بو جود امدن تحولات شگرف دیگر ، زنان و دختر ان هزاره ، از کنج خا نه های گیلین برون امده و میدان دار واقعی حمایت از مزاری  و ارمانهای او  می گردند. 

          که  زنان و دختران غیور و با همت هزاره، در کنار  مزاری ضمن اینکه، شخصیت انسانی و استعداد بشری شان را بالنده می سازند، سهم بزرگی را در رهبری و اداره امو رات فرهنگی و تبلیغی هزاره ها در داخل و خارج کشو،ر بعهده داشته، و از موفقترین نیروهای هزاره بحساب می ایند.

          وامروز همگی می دانندکه نشریات،  ویبسایتها و وبیلاگهای زنان و دختران هزاره در کشور وجهان، از بر جستگی خاص و  نمایانی در میان زنان وطن ما، بر خوردار می باشند.

               در مجموع ، این بالندگی و طراوت  فرهنگی، عزم واستواری فرهنگیان و هنر مندان ما، ضمن اینکه بیانگر ، زنده بودن  ملت  صبور وبا عشق هزاره است. نشان دهنده، حضور دستان توانمند وچشمان پر اشاره  وبیدارگر  مزاری، در حیات و جریان ذ لالین فرهنگی هزاره  نیز می باشد،

        دلیل بر این مهم تأثیر پذیری مستقیم  ا د بیات نوین هزاره از افکار ،مزاری می باشد.  مزاری که، طراح و مبتکر اصول وادبیات و حدت ملی، عدالت اجتماعی ، مشارکت همگانی  و همپذیری ملی بود. افکارش در ادبیات امروز هزاره بخوبی انعگاس یافته و ادبیات هزاره را مایه  و شکل خاص بخشیده است،

         ادبیات هزاره ادب برابری و همزیستی  شده است،  انگونه که مزاری ادبیات سیاسی افغانستان را بسوی زیبایی معنویت  و دل انگیزی عقلا نیت تغییر داد، امروزه فرزندان  فرهنگی او  همین مفا هیم و پیا مهای نوین یعنی فلسفه ای سیاسی  مزاری،  که از شاه فرد های شعر سبز او می باشدرا، به شکل جدید از ادبیات فرهنگی و هنری  در اورده و  با توانمندی خاص، در واقعیت جامعه  ای شان  جاری ساخته  اند.

             از طرف دیگر، فر زندان فر هنگی مزاری مو فق گردیده اند که بنا بر اموزه های با به ای  شان ابشار عدالت خو اهی را به  عنوان یک جریان زنده ، در بستر تاریخ ، جاری ساخته و  مزاری و افکار اورا به ارمان ملی و ماندگارتبدیل نمایند.

      امروزه موج را که هنر مندان و نویسندگان هزاره ایجاد کرده اند بدون شک ما را بسوی سا حل دو ستی ، عشق وزندگی شرافتمندانه و مطمین، ملی نزدیکتر می سازند.

         اخلاق ادبی ونوشتاری  فرزندان مزاری الگوی مناسب و خوبی است برای نسل فرهنگی کشور ما.

         از طرف دیگر  توجه و عطش، فرهنگی هزاره ها و  صدا قت و تعهد ملی که در    ادبیات و اندیشه های  انها  جلوه گر است ، بخاطر ان می باشد که، معلم چون مزاری دارند او که در باره مقام دانش وفرهنگ دلسوزانه و امیدا وارانه میگوید.

       (  امید وارم که، در افغانستان قهر مان و سر بلند نیز، منطق دانش و فرهنگ جای تنگ نظری، قلدری و بی ثباتی را بگیرد).

      و در جای دیگر به مردم، می اموزاند که، احترام و قدر دا نشمندان و رو شنفکران جا معه خو د را بدانند و حفظ نمایند. و از گفته های او است .

       حقوق و حرمت اندیشمندان، ازاد فکران و روشنفکران خودرا در نظر داشته باشید.

         مهمتر از همه اینکه، مزاری تنهامتحول سا ختن ،  فرهنگ و امور فرهنگی متعارف ومعمولی رادر نظر نداشته،  او می خواست و توانیست که فرهنگ حاکم در روابط اجتماعی مردم افغانستان را نیز تغییر داده و بدنبال ان قضا وت مردم حتی روشنفکران و اندیشمندان جا معه را  نسبت به اقوام و تو ده های محروم چون هزاره ها،  معتدل نموده و انها را نسبت به پندار های خو دشان  مردد، نمایند،  بگونه که دیگر هزاره بی استعداد و نا لایق تبدیل به افسا نه گردیده است،

           مزاری در این نبرد ، تنها با حاکمان ستم  و فرهنگ خشن و نفرت زا ی، انها طرف نیست ،  او در قدم اول،  مردم که پیرامونش گیرد امده اند را مخاطب قرار داده و نسبت به باورهای کشنده و خود فرا موشی و ترس وهراس از ظلم و شاه، را از ذهن و وجود هزاره به بیرون می ریزد .

         او با نگا هی  عمیق و جا معه شناسانه ا ی خود، به درون جامعه هزار،ه،  عوامل بازدارنده داخلی  وخرافات رواج یا فته در میانشان  را شنا سایی و برای زدودن انها با ، حکمت و تدبیر سنجیده  شده اقدام  می نمایند.

         و در این راه، ضمن بستر سازی مناسب برای اغاز، یک نهضت اگاه هی بخش  فکری  و انسجام ، نیرو های جوان فرهنگی  وبخروش اوردن نیروی لا یزال مردم  از نیرو  و تو انمندی خودشان، که فرا موش گردیده  و یا در چا له های سرد ، ترس  خرافه ها دفن گردیده بود بهر ه می برند.

         او در کو تا ه ترین زمان ممکن موفق می گردد که، جا معه هزاره را به روشن کده ملی و مناره عدالت خواهی تبدیل نموده و از نگاه فر هنگی و سیاسی متحولشان بسازند و با نگاهی جدید به سرنوشت وتو انمندی مردم،   افقها ی نوین  و جذاب را برای انها بنمایانند.

         او در  فر صت بسیار کم، مو فق می شود که با درایت و شجاعت بی نظیرش اقیانوس ارام و ساکت هزاره را به موج و تلاطم در بیاورد.

         او تو انیست که، هزاره ای به زاویه رانده شده، گوشه گیر و خود  کتمان گر را،  در متن واقعه وقضیه سر نوشت ساز ملی و تاریخی بکشاند،و باقدرت تفکر و شجا عت خود، سیاهی وستم  را تحت تعقیب، قرارداده  و در شبکده حیا ت اجتماعی هزاره خورشید اگاهی، تفکر و اندیشه را علمدارگرداند.

         مزاری با سنجش دقیق از، توانمندی های هزاره ها انها را به تحرک هدفمند و ثمر بخش  در اورده و ازصفوف پرا کنده شان امواج نیرو مندی ساخت ک هیبت تلاطم ان اساس و ابهت پوشالی حا کمیت و ستم تاریخی را به مرگ ونا بودی تهدید نمود. ودر عرصه های دینی  ومذهبی نیز چنان اصلا حات را در میان هزاره ها ایجاد نمود که در تاریخ انها نمو نه ی نداشته است.

            او با جو هره اگا هی ومنطق دین راستین وازادی بخش، حجابهای تیره و زمخت دروغ،فریب،ریا و تزویر را از روی ریا کا ران سیاسی ومذ هبی بر داشته  و اجحا فها و حق کشیهای تاریخی ستم گران و بهشت فروشان  معامله گر  را با روشن بینی بر ملا سا خت،

             وجهت تصحیح و روشن نمو دن، مسیر اینده سیاسی و دینی هزاره ها در قرأت دینی و سیاسی انها تغییرات محسوس و اساسی ایجاد و انگاه با پشتبانی وحمایت بیدرییغ مردم هزاره، خواهان اصلاحات ریشه ای، درساختار های ملی و دولتی ومشارکت عا دلانه همه اقوام افغانستان در ا داره ای کشور گردید. 

         مزاری، با ناخن گزاشتن روی تارهای عصب و سازمان دید ، بینش دینی ، روانی و تفکرات ، اجتماعی مردم  هزاره،  نهضت ملی و ماندگاری را  در جهت بیداری و خود باوری انها اساس گزاری نموده و  به راه می اندازد، واین نهضت مردمی چنان اساسی و فرا گیر است که بطور روشن، با عث بیداری سیاسی و خود با وری ملی لا یه های مختلف جا معه هزاره می گردد.

          مزاری، با القای شجا عت و غیرت برای هزاره ها ، عشق و خود گزری را ، در میان انها  ایجاد می نمایند چنانکه، در پیمودن راه بسوی ازادی و عدالت هیچ کسی احساس خستگی ننموده و همه با فداکاری می کوشند تا خود را به قله های که مزاری رسیده بر سانند و افقهای که او ایجاد کرده را به تماشا وپرواز بپردازند ، مزاری، با منهج ومشروع نوین رهبری خود ضمن اینکه فرهنگ و قضاوت مردم را نسبت به هزاره تغییر داد به  هزاره ها هم گفت.

          ( مردم ضرورت دارد که استعداد های خویش را از قوت به فعلیت بر ساند که این یک ضرورت اجتماعی وملی است)

           اری صداقت و معجزه، بیان و زبان با محبت و بیدارگر مزاری بود که به هزاره قدرت ایستا د شدن و توان اعتراض و تصمیم گیری رابخشید.

          بدین گونه است که می بینیم هزاره ای که از نام یک عسکر می ترسیدو حکومت و سیاست را کار حرام تلقی می نمودند ، سیاست کردن و تفکر برای اینده و سر نوشت خودرا بالا ترین، تکلیف دینی یا فتند.و از طرف دیگر همان هزاره ای  گوشه گیر و  تر سان با دم مسیحا یی مزاری، در برابر انواع ستم و ظلمهای قدیم و جدید مردانه، می ایستد و سر نوشت تاریخ کشور شان را با اگاهی و اقتدار خود بنفع منافع ملی ومصلحت عمومی همه اقوام کشور تغییر می دهند.

         ودراین راستا است که، فرهنگ و منش هزاره وبه همین مقیاس فرهنگ عامه و حاکم در فضایی عمو می ، افغانستان نیز نسبت به هزارهها در حال تغییر یافتن است و هیچ ظالم، از گزشته های نا روا ی خود نسبت به حقوق لکد مال شده هزاره، دفاع کرده نمی تواند، ودر عرصه دیگر امروزه حد اقل فرصت فریاد زدن برای هزاره محکوم و مغضوب، به وجود امده است .

              هزاره با توا نمندی و جرأت  تماشایی خود ، در عر صه های فرهنگی و هنری، در سطح جهان نتنها جایگا خود بلکه، مقام بلندی را برای پرچم کشور شان نیز بدست اورده اند، و هنر وفکر هزاره بعد از سالهای نکبت و بلا چهره انسانی و زیبای هنری و فرهنگی   افغانستان را برای مردم دنیا بنمایش می گزارد.

         ۳- عدا لت و عدالت خواهی در دید گاه مزاری

         این عرصه، از مهمات و اصول حیاتی و تجلیگاه عشق جوشان مزاری به حساب می اید، لذا هر چه توان و سر مایه داشت در پای سپید دار عدالت وافق خورشید زای زندگی تاریخ خود گزاشت، جان خود  را نیز در جهت باروری و جان گرفتن و توسعه یا فتن عدالت در، افغانستا ن هزینه نمود و گفت.

           ( حزب وحدت اسلامی از هر طرحی که منجر به عدالت اجتماعی در جامعه ای افغانستان گردد و حقوق ملیتهای محروم را اعاده کند استقبال می کند. برای ما مهم نیست که لویه جرگه تشکیل شود و یا مجلس ملی، مهم اینست که حقوق مردم در نظز گرفته  شده به تناسب حضور و میزان جمعیت شان در تصمیم گیریها سهیم با شند).

           مزاری ، عدالت اجتماعی را درافغانستان، نظام حکو متی و ساختار دولتی  ان یک اصل میدانیست، درنظر او عدالت اجتماعی در افغانستان گزینه دوم نداشت و ندارد، او به امید و بار دهی درخت عدالت می زیست .او عدالت را اساس و مایه نظم و سامان یابی امور اجتماعی و ضرورت زندگی جمعی انسانها و دلیل حیات شان می دانستند.

          مزاری ضمن بیان ارمان عادلانه خود ومردمش در حقیقت می خواهد که از عدالت و مفهوم سیاسی و اجتما عی ان تعریف ملی وجدید ارایه نماید . او درانجام وپرورش این عزم،  تاریخی خود موفق هم می گردد.وبا صراحت می گوید.

        ( ما خوا هان عدالت سیاسی و اجتماعی هستیم ما حقوق مردم خود را می خوا هیم و انحصار را نفی می کنیم و لو از طرف هر کسی باشد)

         عدالت اجتماعی وسیاسی در دیدگاه مزاری ودر بستر بنام افغانستان و جامعه افغانی، تأمین حقوق ضایع شده مردم ورفع ستم از انها و درنهایت شکستاندن انحصار قدرت سیاسی و نفی جدی ان می باشد.

           بابه مزاری، از ستم و ظلم تاریخی که ملت افغانستان خصوص هزاره ها قرنها بردوش شان حمل کرده بودند ، خوب اگاه بود و تمامی، رنجهای فرساینده وکشنده ای مردم خود را ،  لمس کرده بود به همین خاطر او شایسته ترین انسان برای بیان و تبین عدالت در افغانستان ومدعی بر قراری ان بود. 

         استاد مزاری در یک جمله کو تاه می فر مایند.

      ( خواست ما تأ مین عدالت و برابری و برادری میان مردم افغانستان است.)

   و در جای دیگر می گویند که

         ( ما می خواهیم ستمهای چندین قرنه بر مردم افغانستان پا یان یابد و جا معه ای بو جود اید که دران از تبعیض، برتری گری و تفاخر و افزون خواهی خبر ی نباشد و کلیه مردم افغنستان از هر قوم ونژاد و با هر رنگ وزبان، برادارنه و برابر زندگی کنند وحقوق حقه تمامی ملیتهای افغانستان تأ مین گردد ،)

       استاد مزاری با تعریف روشن و زیبا  از شهروند وحقوق شهروندیی، شهر وندان افغانستان ضمن قدر گزاشتن به اراده ازاد مردم از کثرت گرای و مشارکت همگانی وهمپذ یری ملی در سا ختار سیاسی دولت و حکو مت بعنوان تنها راه رسیدن به ، بر قراری عدالت اجتماعی در جامعه افغا نی یاد نموده و تأ کید کرده اند.

        رعایت اصل عدالت از ارمانهای استیراتیژیک و غیر قابل تغییر مزاری بود ، او عدالت را نه یک راه و نه یک رویش بلکه تمام زندگی می د انیست و عدالت در دیدگاه او ریشه و شیره حیات اجتماعی را می سازد وبه روابط انسانی واجتماعی مردم نظم ونسق  انسانی و عقلای می  بخشد و زندگی را زیبا و دلپذیر می  سازد.

        و اخر اینکه مزاری از ارمانهای زیبای چون برادری و عدالت اجتماعی و ارزوهای تابناکی چون تحمل وهمپذیری مردم افغانستان ، دفاع می نماید که در صورت جاری شدن، ان در جامعه  همه اقشار و شهر وندان افغانستان بطور یکسان و مساوی از فر صتها و زمینه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی  ان تفکرو اندیشه، بهره مند  می  گردیدند.

              و حال این سوال مطرح است که طرح و حمایت از اصل عدالت و برابری ملی، با کدام دین و با کدام عنعنه ملی و یا کدام بخش از استقلال و عزت افغانستان در تضاد و مخالفت بود  که بجرم  طرح و حمایت از ان،  مزاری را کشتند؟

          این سوال در تاریخ افغانستان همچنان با قی خواهد ماند تا از جانب وجدان حقیقی این سر زمین  جواب خودرا بیابد اما فعلا چنان چیز در دست ما نیست بغیر از  اینکه سخن شاعر بزر گ و معاصر کشور مان ابوطالب مظفری راکه در رثای بابه مزاری سروده اند تکرار وبه پیام ان اقرار نمایم که.

           تورا بجرم بلندی زباغ ببریدند

          زسر فرازیت ای سرو سبز ترسیدند

          تو کوهوار سرریشه سخت می ماندی

          به رغم باور طوفان درخت می ماندی

          سرش زگردش این چرخ پیر بالا بود

          زتوش وتاب شب سر بزیر بالا بود

           کلام کوه شکافش که سر اعظم داشت

           زهضم ها ضمه های حقیر بالابود.

           یادش بخیر و گرا می باد.

             امستر دام هالند

نقل قول از سخنان استاد .از مشارکت ملی شماره ۲۱ سال ۱۳۸۵ چاپ کابل 

۲۰ حوت ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 23:51  توسط دولت  | 


تجلیل از رهبر شهید در هالند PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
ج آصف - هالند
  
۲۴ /12/ ۱۳۸۵

به مناسبت دوازهمین سالگرد شهادت رهبر شهید گردهمایی که به ابتکار رهروان و دوستداران رهبر شهید بابه مزاری ترتیب یافته بود روز یکشبه 11 مارچ 2007 در شهر بیفروایک در یکی از تالارهای این شهر با حضور صدها تن از افغانستانی های مقیم در کشور های هالند، انگلستان، آلمان، بلژیک، دنمارک، ناروی، سویدن، فنلند، فرانسه و اتریش برگزار گردید.

مجلس راس ساعت 15 باتلاوت کلام الله مجید توسط آقای محمد سرور عاشور آغاز گردید.

سپس از هیئت رئيسه مجلس آقایان حاج امینی عضو شورای مرکزی حزب وحدت، مقیم دنمارک، حاجی علی میرزایی از اعضای دفتر رهبر شهید، مقیم ناروی؛ عبدالاحد بهادری انانسر سخنرانی های رهبر شهید در سه سال مقاومت کابل، مقیم انگلستان؛ محترم آقای حسین ورسی نویسنده و پژوهشگر، مقیم بلژیک؛ محترم پهلوان نجف، مقیم آلمان؛ محترم آقای رجبی شخصیت فرهنگی – سیاسی مقیم انگلستان؛ حاجی انور نظری مقیم هالند، حاج توفیق مقیم هالند؛ حاج خداداد مقیم هالند؛ آقای کاظمی مقیم دنمارک؛ دعوت بعمل آمد.

آنگاه پیام استاد محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت و معاون رئيس جمهور افغانستان توسط آقای رسول سیفی مقیم هالند، که به مناسبت دوازدهمین سالگرد رهبر شهید صادر شده بود قرائت شد.

بعداً آقای دکتر سلطان حسین حصاری مقیم در دنمارک؛ عضو شورای مرکزی حزب وحدت مقاله ی خود را به خوانش گرفت وی در ابتدا چنین گفت: 12 سال قبل در روز 22 حوت 1373 استاد مزاری و یارانش توسط گروه بی فرهنگ و متحجر طالبان به شهادت رسید. 

مزاری شهید شد اما دشمنان مردم افغانستان فریاد عدالت خواهی را در گلوی مردم افغانستان نتوانستند خفه نمایند. در ادامه ایشان به تحلیل از وضعیت افغانستان بعد از سقوط طالبان پرداخته چنین گفت: شرايط مساعد ايجاد شده به نفع امنيت داخلی و خارجی و دموکراسی و ذهنيت پذيرش جامعه از ايجاد دولت جديد و از عدم استفاده درست از شرايط ايجاد شده در کشور اشاره نموده گفتند:

با وجود تمام شرايط مناسب اشتباهات بزرگی که توسط دولت جديد بوقوع می پیوندد و هنوز ادامه دارد روز به روز از مشروعيت آن کاسته شده و مردم اعتمادش را ازدست می دهند. سپس یکی از شخصیتهای افغانی مقیم در هالند بیانیه ي بزبان پشتو ایراد کردند و ضمن محکوم نمودن شهادت استاد مزاری توسط طالبان و القاعده، خواستار تحقق اهداف شهید مزاری در جامعه گردید.

لطیفه احمدی مقیم هالند، مقاله ای که در رابطه با آرمانهای رهبر شهید به تحریر درآورده بودند قرائت کرد. وی در قسمتی از مقاله اش چنين آورده است: امروز ما از آرمانهای والای رهبر شهيد مزاری تجليل می کنيم او که فريادگر عدالت خواهی و وحدت ملی در کشور ما بود از ما گرفته شده است. جنايتکاران هزاران انسان جامعه ما اعم از زن، مرد و طفل را قتل عام نمودند و هزاران تن ديگر را به شکل های غير انسانی مجبور به ترک وطن نموده و يا بشکل اسير تا کشورهای همجوار و عربی با خود بردند.

وی در ادامه گفت: دشمنان عدالت و ترقی کشور ما تنها دشمن مذهبی مردم نبودند بلکه آن ها دشمن هويت ملی مردم بودند تا بتوانند هويت ملی را ذائل نمايند.

استاد مزاری منادی برابری و برادری در کشور ما بود بناً وی در چشم دشمنان عدالت و ترقی اجتماعی کشور مثل خاري شده بود. بيانيه محترمه احمدی با احساسات خوبی قرائت گرديد که حاضرين را تحت تاثير عميق قرار داد حاضرين با احساسات پرشور از محترمه احمدی استقبال نمودند.

بعداً محترم هادی ميران مقيم کشور سويدن به ايراد سخن پرداخت وی در قسمتي از سخنان خود چنین گفت:

بهرحال صحبت از مزاری صحبت از يک شخص نيست بلکه صحبت از مزاری در حقيقت از يک جريان عدالت خواهی در افغانستان است وقتی از مزاری صحبت می کنیم در حقيقت تجليل از عدالت اجتماعی و برابری بين مليت های ساکن در افغانستان است. وی به بحران تاريخی و نابرابری ملی و تاريخی اشاره نموده و در قسمتی از سخنانش اضافه نمود: در کشور ما از دير زمانی بحران عميق حکم فرما بود و اين بحران در اثر نبودن يک دولت وحدت ملی هر روز چهره خشن اش را ظاهر می ساخت. نقطه دوم هويت ملی يک جامعه است که باعث رشد و اعتلای جامعه می گردد. اما ما حالا هم می بينيم که بحران هويت ملی در کشور ما و جريان مليت سازی در کشور ما از ميان خون عبور کرده است. به همين خاطر ما دارای ملت واحد نگرديده ايم.

سپس آقای ابراهیم احمدی از دانشجویان مقیم در هالند در یکی از دانشگاههای این کشور متني را که تهیه دیده بودند قرائت کردند.

بعد از ایشان نوبت به یگانه یادگار رهبر شهید، زینب مزاری بود که پیام و درد دل های خود را بواسطه تلفون که در تالار وصل شده بود، به حاضرین در جلسه و دوستداران و پیروان پدر خود منتقل نمود که فضای جلسه کاملا یک فضای عاطفی گردید. زینب که با متانت تمام درد دل های خود را به جمعیت می گفت، تعدادی زیادی با صدای بلند می گریستند و در چهره های اکثریت مهمانان اثار تأثر دیده می شد.

پس از آن پیام استاد حاجی محمد محقق رهبرحزب وحدت مردم افغانستان و نماینده پارلمان توسط آقای عبدالاحد بهادری قرائت شد ایشان قبل از پیام طی صحبت طولانی خاطرات خود را از سه سال مقاومت غرب کابل و عشق مردم غرب کابل نسبت به «بابه مزاری» یاد آور شد.

آنگاه آقای دکتر همت فاریابی – مقیم در هالند – مقاله خود را قرائت نمودند، ایشان در ابتدا از تدویر کنندگان این مجلس تشکر نموده به همه ی پیروان اندیشه شهید مزاری اظهار تسلیت نمود و مزاری را الگوی مبارزه بخاطر عدالت اجتماعی دانست وی در ادامه یاد آور شد: شوونیزم بار دیگر قد و قامت بلند نموده و با منحرف ساختن اذهان جامعه، در صدد احیای استبداد و نابرابری قومی، زبانی و مذهبی می باشد بخاطر تضعیف و ضربه زدن بخصوص به ترکتباران افغانستان اعم از هزاره، اوزبیک، ترکمن، ایماق، قزاق، قرغیز، تاتار، اویغور، قزلباش و غیره از تحریف هویت تاریخی شان گرفته تا تبلیغات زهر آگین و دسیسه چینی ها برای بد نام ساختن این اقوام صورت می گیرد که فلم کابل اکسپرس نمونه یی از این توطئه ها می باشد.

بعداز تنفس و تفریح بیست دقیقه یی، قسمت دوم برنامه از اعضای هیئت رئيسه هر یک آقایان: ولی زاده جنرال قنسول افغانستان در کشور هالند، انجنیر غلام سخی ارزگانی نویسنده و محقق مقیم آلمان؛ آقای عوض نبی زاده نویسنده و محقق مقیم هالند؛ جنرال علی محمد خان رئیس انجمن هزاره های هالند؛ احمد شاه یاری مقیم آلمان؛ جنرال سخی ظفری مقیم بلژیک؛ حاجی علی جمعه مقیم دانمارک؛ حاج موسی، و............. دعوت بعمل آمد تا در جایگاه حضور يابند؛ و قسمت دوم برنامه آغاز شد.

در آغاز قسمت دوم برنامه مقاله یی توسط نوریه علی بیگ قرائت شد.

سپس آقای حمزه واعظی نویسنده و محقق کشور مقیم در کشور ناروی؛ سخنرانی مفصل و جالبی ایراد کردند و به تشریح و توضیح جایگاه فکری و تأثیر افکار محوری رهبر شهید و آرمان عدالت خواهی او بر جریان های فکری و سیاسی کشور پرداخت. آقای واعظی با اشاره به مبارزات و تلاش های رهبر شهید برای تحقق عدالت سیاسی و اجتماعی در کشور از شخصیت بی نظیر او تجلیل نمود.

پس از آن آقای نوروز علی احمدی قطعه شعری را بخوانش گرفت. آنگاه  آقای فضل احمد طغیان یکی از شخصیتهای سیاسی فرهنگی مقیم در کشور هالند به ایراد سخن پرداخت وی در ابتدای سخن خود گفت: امروز خیلی شادمان هستم که در جمع نخبگان مردم هزاره هستم و سخنان اینها را میشنوم. پیشنهاد من اینست که این طرحها در جامعه سیاسی افغانستان مورد توجه قرار گیرد.

امروز ما در تجلیل از شخصیتی گرد هم امده ایم که من در سال 71 در افشار افتخار ملاقات وی را داشتم او را شخص متین عالم و اگاه یافتم.

 آقای طغیان در ادامه چنین گفت: مزاری کسی بود که چون شمع روشن در برابر طالبان و صاحبان قدرت، قد علم کرد. امروز هم در افغانستان می بینیم که صاحبان قدرت در تلاش اند که طالبان را در قدرت شریک سازند.

ادامه دهنده این برنامه ها سه پارچه شعری بود که آقای عبدالله اکبری قرائت نمود. سپس آقای حاجی عنایت الله علی زاده مقیم هالند؛ متنی را  قرائت کرد  که مورد توجه حضار قرارگرفت.

وی در قسمتي چنین گفت: اندیشه های رهبر شهید در بوجود آوردن نظام فعلی افغانستان وزنه خاصی داشت، این سخن یک فرد نیست سخن رئيس جمهور منتخب مردم افغانستان است.

سخنران بعدی آقای عبدالقدیر علم از شخصیتهای فرهنگی و سیاسی کشور بود وی ضمن تسلیت این روز در ادامه چنین گفت: «بابه مزاری» یک الگوی مقاومت و پایداری در کشور ما بود، آفریدگار وحدت در افغانستان بود، صداقت و صراحت از خصیصه های بارز استاد مزاری بحساب می آید.

آقای علم با احساس فراوان از آرمان های شهید مزاری یاد آور شد. سپس فلم 17 دقیقه یی که از فعالیتهای لیسه معرفت در دشت برچی کابل که یکی از آرمانهای شهید مزاری در قسمت تعلیم و تربیه می باشد به نمایش گذاشته شد که بسیار جالب توجه بود.

در پایان آقای محمدرضا ضیایی فعال امور فرهنگی سیاسی در کشور سویدن به ایراد سخن پرداخت. وی در قسمتی از سخنان خود گفت: این محفل با محافل گذشته قابل مقایسه نیست و امسال با شکوه تر از سالهای قبل میباشد، و ما افتخار داریم که هر سال این مجلس را دایر می کنیم و زمینه گفتمان را به دوستان خود در اروپا فراهم می نماییم. درحقیقت این پیام مزاری است. سپس ایشان متنی را که قبلا تهیه کرده بودند قرائت کردند. که پایان بخش این گردهمایی بزرگ بود.

قابل یاد آوری است گردانندگی این مجلس بعهده ی آقای نبی قانع زاه بود که با تجربه و توانایی خویش توانست این گردهمایی را اداره نماید.

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 23:38  توسط دولت  | 


     زینب مزاری،

         و حماسه ای حضور در همایش هالند.

       بمناسبت، تجدید عهد با، افکار و اندیشه ها ی رهبر و بابه ای شهید .


روز 11 مارج 2007 برابر با 20 حوت 1385 به منا سبت دوازده همین سالیاد شهادت بابه مزاری، همایش بزرگ و یاد ماندنی میثاق با بابه مزاری در امستر دام ها لند برگزار گردید.
       در این همایش بزرگ ملی که ،از جانب هزاره های هالند و هما هنگی بنیاد رهبر شهید با به مزاری در شهرک بفرویک امستردام تد ویر بافته بود.
صدها نفر از زنان و مردان و کودکان و نو جوانان هموطن در این محفل تاریخی و شور انگیز حضور یا فته بودند.
     در این مراسم اند یشمندان هموطن  از ازبیک، تاجیک بشتون  وهزاره . مقیم کشو رهای مختلف اروبایی، در با ره ای افکار و اند یشه های بابه مزاری سخنرانی نموده و نو شته های شان را برای حاضران قرات نمودند.
      اما شور وحال شهر و منطقه و سالن کنفرانس چگو نه بود ؟

       ساعت 3بعد از ظهر روز یکشنبه 11 مارچ در گو شه ای از شهر زیبای امستر دام هالند منطقه بفرویک  .  موج  ارام وبهارین، از مها جران هموطن خصوص هزاره ها از زن و مرد، چهر ه ای شهرک را که خود در میان دشتهای سبزو گل اور هالند در محا صره است، را دیگر گون کرده بود گلهای روز و افتاب برست  با سر های بلند و با لا  شاد و خرم از گرمایی که انتظار ش را می کشیدند، بسوی افق و طلوعگاه خورشید شان کرده  رو اورده بودند.

همه سرگردان  اما خندان و متفکر ،مثلیکه کسی و یا چیزی را گم کرده باشند.
زنان دست کودکان شان را گر فته ، کو چه ها و سرکها را تند و سریع می گزرند گوی که با کسی میقات و قرار دا شته باشند.
روز تعطیلی و این همه جوش وخروش برای چیست؟

که می داند در دل انها چه می گزرد؟

       مردم از ان همه تقلا و تلاش زنان و مردان و بچه ها ی افغانی تعجب دارند.
چه خبر است انها راه بازار و تفریح گاه هارا اشتباه گرفته باشند؟
یا کدام ریس جمهور و یا شاهی در شهر امده ویا کدام فاتح از مبارزه بر گشته است و مسابقه بزرگ ورزشی بر گزار می گردد؟
هیچ کسی دروست نمی دا ند.
    فقط یک چیز قابل فهم و درک است که این روز یک روز غیر عادی برای افغا نیهای هالند است .
     در مرکز شهرک بفرویک امستردام تعداد جوانان زیبا و چشم با دامی با جدیت و کنکاش، نظم و احترام ، مهمانان را به سوی سالنی، رهنمای می نمایند همه تند و تیز می ایند تا دیر نشود.
در داخل سالن فضای خاص حا کم است .
همه چیز اماده و منظم زیبا و دل انگیز است .
یک نام و یک چهره همه جا را در بر کر فته است مزاری !

  چکسی و کدام دولتی این همه نظم  و زیبایی را افر یده است؟ 

      تازه می فهمی که مردم از د ه ها کشور ارو بای  خو د را با طیاره و کشتی و مو تر به هالند کشور گلها و دلها رسانده اند تا گل سرخ  ارزوهای شان را بدست اورند و رخ دلدار شان را ببینند!  همه هنوز هم مشغول کار است اما با نظم ملایم و شور انگیز. نوجوان هزاره برای مردم و مهمانان نوشیدنی،چای و اب و شربت می دهند.

  هزاره ها با مهما نان هموطن شان ،گیرد امده اند تا از دوازده همین سالکرد شهادت بابه مزاری تجلیل نموده و با اهداف او تجدید عهد و وفا نمایند .
برای همه جالب است این مردم از مزاری چه دیده اند و اینک از او چه می خواهند؟
و یا بگفته زینب مزاری می خو ا ستند بدا نند که میثاق با خون مزاری چه شد؟
اری وقتی که نوبت به زینب مزاری رسید او با سخنان ارام ومتین خود یاد شکو همندی مزاری را در میان مردم زنده نمود ه و حماسه می افریند.
اشکها را جاری کرد و محفل را به زلزله و غو غا اندا خت.
زن و مرد گریستند
مجلس تحت تأ ثیر سخنان زینب قرار گر فته بودند،
  او از فاصله ای هزاران کیلو متر راه دورتر از طریق تلفن برای دوستان و رهروان مزاری، حاضر در همایش هالند صحبت می نمود .

    فر زندان مزاری را مخاطب قرا ر داده گفتند:
   کجاید فرزندان مزاری! بیاید باز باهم باشید و بدانیم ار مانش چه بود؟

   این سوالها مردم را تکان داده و به ناله می اورد، گوی مزاری در غرب کابل سخن می راند، اولین بار است که زینب ازراه دور در میان وطن داران مقیم اروپا حضور می یابد و برای شان ارام و مطمین سخن می گوید.

اری اینگونه بود روز  یازده مارچ در قلب هالند.
 قابل  یاد اوری است که در این گیر د همایی  بعلا وه  انچه که بیان شد ،بیامهای رهبران حزب وحدت اسلامی و حزب وحدت اسلا می مردم افغانستان نیز خوانده شد.

سخنان زینب مزاری در همایش هالند

http://www.youtube.com/watch?v=CzLC77Zwc1E

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 23:14  توسط دولت  | 

دوازدهمین

دژم بهار نبود استاد علی مزاری

(مرید ومراد آزادی)

بیژنبور، مقیم ناروی

 

 

شصت سال پیش از امروز در پیش هفته ی بهار (آخرین هفته از ماه حوت 1326) در خانواده ی حاج خداداد یک کشاورز محلی باشنده روستای نانوایی حاکم نشین چهارکنت از توابع بلخ نامی، کودکی بدنیا آمد که به تأسی ازفرهنگ مذهبی نام این نوزاد را بزرگی در آن محل عبدالعلی نهاد. اما در 48 سالگی پس از اتمام حجت وانجام وظایف یک رهبر کاریزماتیک (ایستنده ی خط مقدم حق خواهی و دلاوری در مقام پیشوایی) قربانی دسیسه های دشمنان خود شد وبا تن پاره پاره به زادگاه خویش برگشت و درسینه ی خاک مزار آرمید. از آنروی درحق او میگویند:

 

مرد وزن هزاره درسینه میزند مشت
درپای مرقداو، مردیکه کینه را کشت

 

نامش همیشه ماناد، دردفتر زمانه!

کاو نخشناس بیدار، تارزمانه میرشت

 

خانواده ی عبدالعلی پیش از آنکه مقیم آنجا بوده باشند، از محله ی سرخجوی حاکم نشین ورس بامیان به بلخ رفته بودند. میدانیم که تاریخ گذشته ی هزاره ها را میشود با چشم بسته خواند و از سیر وسفر وکوچ وگذر اجباری و استکباری ناشی از امر حکومتها ی طایفه، سرگردانی و هرج زندگی آنان را فهمید. همین بس است که میدانیم، زیستنامه ی استاد عبدالعلی مزاری از کودکی تا پایان زندگی همواره دستخوش گردشها ودگرشدهایی بوده است که در دیگران ورهبران دیگر کمتر چنین اتفاق افتاده باشد. 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 20:21  توسط دولت  | 

دوازدهمین سالگرد شهادت عبدالعلی مزاری

 --------------------------------------------------------------------------------------------

 درجوامع انسانی گاه گاهی شخصیت هائی با احساس وپرقدرتی که نسبت رؤفت با مرد م ازاعتماد توده های میلیونی برخوردارمیگردند تبارزمینمایند وهمیشه درفکرانجام کارهائی به منفعت توده ها وکشورخود میباشند که عبد العلی مزاری یکی از چنین شخصیت ها و چهره های درخشان کشوراست .

 آنهائیکه تاریخ افغانستان را مطالعه کرده باشند کاملا واقف اند که استبدادی ترین رژیم درافغانستان ومستبد ترین امیران یکی هم امیرعبدالرحمن بچۀ افضل خان است که بروایات تاریخی دست پروردۀ روس ونوکر انگلیس بوده است که اونه تنها هزاره ها ، اوزبیک ها و تورکمن هارا درافغانستان زیر چکمه های آهنین استبداد ی اش مورد اذیت وسرکوب قرار داد ه است بلکه مردم نورستان ، جدران ومنگل وسایر اقوام را نیزباقصی القلبی وحشیانه درمنجنیق قرارداده به کشتارهای بربرمنشانه مبادرت نموده ازان کله منار ها ئی را ساخته است که عدالرحمن خان این موضوع را با وقاحت کامل وبی وجدانی بقلم خود درتاریخ نوشته است وبا این نوشته بهایم صفتی ودرنده خوئی خودرا بیان نموده است .

 درزمان شاهی نیزاستبداد زمان این امیرمستبد اولگوقرارداده شده درتمام دورۀ رژیم شاهی رهنمود عمل آن بوده است که ده ها کتاب منتشر شده ازمظالم این دوران حکایت میکند مثلا زمانیکه نادرشاه توسط عبدالخالق جوان درمحوطۀ لیسۀ استقلال ترورشد

 هفده نفربه جرم ترورنادرشاه درمحبس دهمزنگ با بسیارفضیحت (گوش بریدن وبینی بریدن ) اعدام گردیدند درحالیکه طبق حکم شریعت اسلام به عوض یکنفر مقتول صرف یکنفر باید اعدام میگردید ، بد ین منوال استبداد درزمان پس ازکشته شدن نادرشاه نیز ادامه یافت وانسان های با احساس وآگاه برای بیداری شعورسیاسی مردم سربالا کردند به نابودی کشانیده شدند .

 هجوم شوروی به افغانستان ، پنجروزپیش ازسال 1980میلادی وفعالیت های ایالات متحدۀ امریکا ویاران بین المللی اش برای گرفتن انتقام شکست امریکا درجنگ ویتنام ازشوروی ، شیپور بیداری همگانی بود که اقوام ساکن درافغانستان آمادۀ مقابله با قشون شوروی گردید ند ، مقامات امریکا ملاحظه نمودند که میتوانند با تهیۀ سلاح ومهمات و جنگ افزارهای لازم برای جنگ جویان افغانستان وتوزیع پول ومدد معاش ومواد لوژیستیکی به آنها به آسانی زیر پای سربازان شوروی را مانند مس وچودن داغ نمایند وبر چکاد فیروزی قرار بگیرند .

 با آغازجنگ باشوروی که از1980 تا 1989 ادامه داشت درپهلوی بیداری شعور سیاسی امکانات وزمینۀ خوبی برای تشکلات سیاسی وسازمانی بخاطر خدمت به هموطنان درمناطق مختلف کشورفراهم گردید ، درمناطق مرکزی افغانستان نیزبا همۀ عقب مانده گی اقتصادی وفرهنگی سازمانها واحزاب متعددی برای بسیج مردم وجوانان بمنظورمقابله با د شمنا ن ومتعرضین بوجود آمد که درحقیقت یک نوع دفاع خودی وحافظ امنیت منطقه یی بود که با تلاش عده یی ازروشنفکران ومآل اند یشان بوجود آمده بود ، این رزمنده گان تود ه یی با آنکه بعضی اوقات ازجانب مخالفان ودشمنان شان زیر ضربات سنگین نظامی قرار میگرفتند اما آنها هیچگاه ازتلاش برای خدمتگذاری برای مردم شان شانه خالی نکردند ،                                                            عبدالعلی مزاری ، کریم خلیلی ، محمد محقق ، اکبری وچند نقر دیگران ازجملۀ مسن ترها ، مبارزان پیشگام آن زمان بودند که بحیث وارثین مبارزانی چون اسمعیل بلخی ، میر علی احمد گوهر ودیگران تبارزنمودند که پس از1946م  را ه مبارزه برضد استبداد رادرپیش گرفته سازمانی را بنام {پیمان اسلامی} درسال 1969م تاسیس نموده براه روشنگری اذهان عامه کمر بسته بودند ، اسمعیل بلخی که همزمان با اعلام استقلال افغانستان ازجانب امان الله خان درسال 1919م درتوابع ولایت بلخ متولد گردیده بود ازدوران طفولیت درعرصۀ علوم اسلامی تحصیل نموده وازجملۀ دانشمندان متبحرمذهبی به حساب می آمد .

 عبدالعلی مزاری یکی ازشاگردان مقرب او درمزارشریف بود که دانش سیاسی ، علوم اجتماعی ومذهبی را ازوی آموخته بود ، گروه سیاسی واعضای سازمان { پیمان اسلامی } به منظور تامین وحدت اقوام تحت ستم ومبارزه علیه ستمگران و ضدقدرت حاکمه استبدادی رژیم شاهی فعال بودند وبرای تاسیس یک جمهوری اسلامی درافغانستان زمینه سازی میکردند .

پس ازرویکار آمدن رژیم جمهوری داود خان ( 1973 ) سازمان های اسلامی مثل پیمان اسلامی برهری اسمعیل بلخی ، سازمان مدرسۀ قرآن برهبری مولانا فیضانی هروی ، سازمان قیام اسلامی وجوانان مسلمان برهبری غیرمستقیم غلام محمد نیازی استاد داشکده شرعیات وعلوم مذهبی درکابل ودرساحۀ دانشگاه کابل فعال بودند که بعد ها درنتیجۀ ائتلاف آنها {سازمان توحیدی اسلامی} بوجود آمد ودرراس آن مولانا فیضانی هروی قرار گرفت که جوانان مخالف این سازمان ، آن را مثلث سیاه میگفتند ، مولانا فیضانی که درآغازفعالیتش درچوکات { مدرسۀ قرآن } پاد شاه را سایۀ خدا میدانست با هرگونه مبارزه علیه شاه وکودتا وقیام علیه آن جدا ًمخالف بود وبعد ازرویکارشدن جمهوری د ا ودخان فکرش عوض گردیده پلان کودتا علیه د ا و د خان را طرح کرده بود که ایت وطئه افشا شده مولانا فیضانی هروی ، انجنیرحبیب الرحمن وتعداد زیادی ازافسران نظامی وابسته به اسلام گرایان دستگیروزندانی گشتند .

درسالهای 1975 و 1976 طرح پلان د وکو د تا علیه د ا و د خان توسط گلب الدین حکمتیارکه درپا کستان با استخبارات آنکشور کارمیکرد توسط شبکۀ استخباراتی داودخان (مصئونیت ملی) کشف وخنثی گردید ولی پس ازکشف هرتوطئه صدها نقربه اتهام دست داشتن درتوطئۀ ناکام کود تا ازنظامیان وملکی ها که با اسلام گرایان رابطه داشتند دستگیر وزندانی شدند .

 پس ازهجوم شوروی به افغانستان واوج گرفتن جنگ وتخریبات ، وقتی درسال 1988 موضوع خروج قوای شوروی ازافغانستان طرح گردید { هفت تنظیم جهادی} درماه فیبروری سال 1989 د رپاکستان حکومت موقتی وعبوری افغانستان را تشکیل داد ند ، عبدالعلی مزاری که ازمدت ها پیش برای متحد نمودن تمام سازمانها ی مناطق مرکزی وتشکیل جبهۀ ائتلافی تلاش داشت درسال 1989 پیشگامان این سازمان هارا درمنطقۀ{ ورس }گرد آورد هشت سازمان بشمول سازمان حرکت انقلاب اسلامی برهبری آیت الله محسنی که پشتون تبارهای شیعه مذهب را بسیج کرده بود { حزب وحدت ملی } را بوجود آورد ه شورای مرکزی را ایجاد نمود که گفته میشد آیت الله بهشتی رئیس و آیت الله حسین نصیری معاون شورا تعین شده اند وسید محسن جگلن مشهور به( سید جگلن )بصفت قوماندان امور نظامی این شورای مرکزی برگزیده شده است ، درحالیکه قبلاً ازمجموع سازمانها واحزاب سیاسی یک جمعیت ائتلافی بنام {شورای اتفاق اسلامی افغانستان }ایجاد شده اما نتوانسته بود کار موثر انجام بدهد ، گروه دیگربنام { اتحادیۀ مجاهدی اسلامی افغانستان } ایجاد گردیده عبدالحسین مقصودی آن را رهبری میکرد ، اویگانه سازمانی ازحوزۀ مرکزی افغانستان بود که به اخذ سلاح ومرمی ازپا کستان موفق گردیده بود که این سازمان برضد افراد تحت فرمان حکومت می جنگید .

عبدالعلی مزاری که درطول سالهای تحصیلاتش درایران با روحانیون مبارزرابطه های سیاسی مذهبی داشته وبا آیت الله خمینی یکجا زندانی شده بود پس ازپیروزی انقلاب اسلامی وبه قدرت رسیدن آیت الله خمینی ازاعتماد واعتبارخوبی برخودارشده بود وتورک تبارهای ایران نیزبه عبدالعلی مزاری احترام خاص داشتند ، آنها نیزملیت هزاره را ازسلالۀ تورک تباران قلمداد میکنند ، تا جائیکه تاریخ حکم میکند وقیافۀ ظاهری هزاره ها نشان مید هد آنها با داشتن کلۀ گرد ،روی پهن ، ریش کم وبعضا ً کوسه ، چشمان زیبا وبراق اما کوچکتر، همانند اوزبیک ها ، تورکمن ها ، قزاق ها ، قیرغیز ها ، تا تارها ، هون ها ، تورک ها ، مغلها

 وسایر تورک تباران میباشند ، تحقیقات اکادمیک نشان داده است که تغیر ساختاربیولوژیکی وفیزیکی نژاد ها درقرن های متمادی احساس نمیگردد اما آنچه به مسایل فیزیو لوزیک وروانی مربوط است وخصلت ها ی کسبی وآموزشی دارد به زودی تغیر می یابد مثل زبان ، کلتور، عقاید سیاسی ومذهبی وامثال آن .

عملا دیده میشود که قوم اوزبیک ویا تورکمن های ساکن درعراق وحوزۀ خلیج ، عربی صحبت میکنند مثل عرب ها لباس ماکسی میپوشند وکلتور عربی را دارند وبه جامعۀ عرب مدغم شده اند اما نژاد شان همان که قرن ها پیش بود هنوزهست ، این موضوع  را درامریکا زیر ذره بین قرار بدهیم می بینیم که ویتنامی ها ، جا پا نیها ، ارمنی ها ، عرب ها ، افریقائی ها وامثال آن قرن ها پیش به امریکا آمده وسکنی پذیر شده اند زبان وکلتور شان کاملا ًتغیر یا فته اما با وجود آمیزش با بومی های امریکا ئی ویا باسایر نژاد ها ساختاربیولوژیکی وفزیکی آنها بلاتغیر ماده است درحا لیکه زبان وکلتور آنها کاملا دیگرگون گردیده است ، بناءً نمیتوان گفت که هزاره ها تورک تبارنیستند ، حتی امیر عبد الرحمن خان دشمن درجه یک هزاره ها وتورک تبارها با نقل ازابوالفضل بیهقی مورخ دربارسلطان محمود غزنوی وپسرش سلطان مسعود نوشته است که هزاره ها تورک تباروازسلالۀ مغل اند درفاریاب زبان اوزبیکی بنام { چغه تا ئی } وجود دارد که طبق روایات تاریخ چغه تای که بعضی ها بیدون درنظر داشت لهجۀ تلفظی آن بصورت { چغتای } نوشته اند ازسلا لۀ تموچین مشهوربه چنگیزاست که خان خانان معنی دارد .

 حکومات جبار زمان درافغانستان توسط مؤرخان مزدور خود برای دامن زدن به افتراق ملی حتی زبان پارسی را بنام زبان دری ، فارسی ، تاجیکی ، زبان هزاره گی وامثال آن مسمی نموده وآنچه دل شان خوا سته نوشته وجعلیاتی را درتاریخ ملیت ها واقوان ساکن درافغانستان وارد آورده اند که بحث دراین مورد ازبحث فعلی خارج است .

این موضوع شایان ذکر است که درجریان جنگ باشوروی (1980 تا 1989 قبل ازتاسیس حزب وحدت ) مناطق مرکزی یازیستگاه هزاره های تورک تبار، توسط خود مردم وپیشگامان توده یی بصورت خود مختار فدرال گونه اداره میگردید ومناطق آنها به ( 9 ولایت} بنام های{ جاغوری ، ناور، ورس ، یکاولنگ ، بلخاب ، دایکندی ، لعل وسرجنگل ، بهسود ، درۀ صوف } نام گذاری شد ه بود واین کار برای بهتر اداره کردن وبهترامنیت تامین نمودن صورت گرفته ودرهرمنطقه مسئولین نظامی توظیف بودند که هر ولایت بطور اوسط چهارحوزۀ امنیتی یا ولسوالی داشت .

 رژیم کابل نیز تلاش داشت این ولایات جدیداً نام گذاری شده را با نیرنگ های سیاسی تحت ادارۀ خود بگیرد بنا به همین دلیل درسال 1984 شورای ملیت هزاره درکابل تاسیس گردید که در راس شورا خادم حسین مشهور به خادم بیگ قرار داده شد ،  داکتر سرابی وسید منصوربصفت معاونین این شورا تعین گردیدند ، درسال 1987 داکترنجیب رئیس جمهور افغانستان درجریان صحبت با بزرگان وپیشگامان هزاره ها گفت :ملیت هزاره باید دریک سازمان متحد شوند تا ازمنافع ، حیثیت وآبروی شان درمقابل مخالفین ومها جمین دفاع کنند (منظورش متحد شدن درغند قومی وبا قرار گرفتن درتحت فرمان دولت وایفای نقش درتامین امنیت منطقه بود ) ازهمین سبب داکتر نجیب گفت : ما حاضرهستیم هرگونه کمک های مالی ونظامی را دراختیارشما برادران بگذاریم درهمین اثنا بعضی ازروحانیون عملی شدن احکام شرعی بر اساس مذهب جعفریه بالای اهل تشیع را خواستار گردیدند که داکتر نجیب به پیشانی باز اظهار داشت : برای عملی شدن این خواست ، شرایطی باید مهیا گرد د که حکو مت حاضر است بمنظور فراهم آوردن این شرایط به همکاری روحانیون معظم اهل تشیع اقدام نماید ، شرایط درافغانستان طوری آمد که این موضوع مسکوت ماند .

وقتی درماه می سال 1992 صبغت الله مجد د بحیث رئیس جمهورموقت مجاهدین به کابل آمد هیئت عالیمقام حزب وحدت واهل تشیع درارگ جمهوری با وی ملا قات نمود ه درمورد سهم گرفتن درتشکیل حکومت مذاکره نمود ه به تفاهم رسیدند که چهار پست وزارت وهشت پست شورا به ملیت هزاره تخصیص داده شد ، وقتی از این موضوع رهبران مجاهدین آگاهی یافتند آن را نپذ یرفتند آنها میخواستند همان طوری که رهبران اهل تشیع را ازائتلاف تنظیم های جهادی درپاکستان دور نگهداشته بودند ازتشکیلات حکو مت جدید التشکیل نیز دور نگهدارند اما بعدها این فکرشان عوض گردید .

تاثیرعبد العلی مزاری درشکل گیری ائتلاف شمال : زمانیکه ولایات سمنگان ، بلخ ، جوزجان ، سرپل وفاریاب زیر فرمان جمعه اچک رئیس تنظیمۀ مزارشریف که بنام زون شمال مسمی بود قرار داشت جنرال مومن اندرابی بصفت آمرعمومی حوزۀ حیرتان ( محل ذخایراموال وارداتی وصادراتی وبئیس یا بیز نظامی بود ) ایفای وظیفه مینمود ، نسبت عدم اطاعت وی ازامر ونهی جمه اچک ، رئبیس جمهورنجیب امرتبد یلی جنرال مومن را بنام قوماندان ارگ جمهوری صا درنمود ه تاکید کرد هرچه زود تروظیفۀ خود را درکابل اشغال نماید ، این تاکید اضافی بحیث زیکنال خطر محسوب میگردید که جنرال مومن ودوستانش حدس میزدند : اگربه کابل برود داکتر نجیب اورا نسبت عدم اطاعتش ازجمعه اچک که نمایندۀ خاص نجیب است زندانی خواهد ساخت ، بناءً جنرال مومن به کابل نرفت واین عدم اطاعت از رئیس جمهورنیزبود ، همیگونه موضوعات است که گفته میشود پل های پشت سر را تخریب کرده است یعنی بجز مقابله راه عقب نشینی وجود ندارد .

جنرال مومن که خودرا دربن بست مواجه میدید جنرال دوستم را به جریان گذاشته مشوره خواسته بود دراین باره چه باید بکند ؟ جنرال دوستم گفته بود من دراین مورد با مقامات ارشد صحبت میکنم ....

زمانی که جنرال دوستم با داکتر نجیب تماس گرفت ، داکتر نجیب نه تنها ازتبدیلی مومن منصرف نشد بلکه با جنرال دوستم با لحن تهدید آمیزی صحبت نموده بود ، جنرال دوستم که اوضاع پشت پرده را درمورد قوماندان های جنبش وخودش مطالعه کرده جریان را ناگوار وخصمانه احساس نموده بود پلان تدابیر تدافعی را با قوماندان های متجرب وجنگی خود روی دست گرفت به آماده گی تدافعی نظامی اقدام نمود ، درچنین حالتی عبدالعلی مزاری با جنرال دوستم درمورد ائتلاف ملاقات نموده بعد از تفاهم ، هیئتی را به نزد احمد شاه مسعود فرستاده وبا قوماندان های جهادی فعال درمنطقه به تفاهم رسیده بود یگانه نفری که مخا لفت میکرد گلب الدین حکمتیاربود ، که درحمایت ازجمه اچک ورئیس جمهورنجیب قرارداشت ، حکمتیارفکرمینمود نظربه رابطۀ که با هیئت باصلاحیت نجیب برقرارشده بیدون ائتلاف شمال خودش به تنهائی ویا در راس تمام تنظیم های جهادی به قدرت خواهد رسید ، افرادی که به عبدالعلی مزاری نزدیک بوده اند میگویند مزاری با حکمتیارتماس بر قرارنمود ه اورا قانع ساخت که ازمخالفت دست بردارد واقعیت های عینی جامعه را درک نماید ، بیدون درنظر داشت قدرت نظامی جنرال دوستم ومجاهدین متمرکز درشمال نمیتواند به اریکۀ قدرت تکیه بزند ( دران زمان جنرال دوستم وقوماندان های همکار با او شهبیال نظامی داکتر نجیب گفته میشد که پنجاه هزارافراد مسلح جنگی داشتند ) به اصرار عبد العلی مزاری حکمتیار نیزاز ایدۀ یکه تازی منصرف گردیده با عبدالعلی مزاری همنوا ئی نمود ، حکمتیار، درولسوالی های فاریاب افراد مسلح زیاد داشت که انجنیر نسیم مهدی یکی ازقوماندان های مشهورحزب اسلامی حکمتیار بود ، بدین منوال با تلاش عبدالعلی مزاری زمینه برای ایجاد یک ائتلا ف ضد رژیم  نجیب فراهم گردید .

جمعه اچک دراوایل ماه مارچ 1992 چهارده نفرازجنرال های شرکت کننده درجنگ جلال آبا د را با قانع ساختن داکترنجیب برای مقابله با جنرال دوستم به مزار شریف خواسته شعار یاتخت یا تا بوت را سرداده بود تا پلان عملیات وسرکوب قوت های جنرال دوستم ومجاهدین شمال را طرح وبه منصۀ اجرا بگذارند اما این پلان جمعه اچک توسط جنرال دوستم وقوماندان های با تجربه او عقیم ساخته شد جمعه اچک وجنرال ها ی اعزامی داکتر نجیب ، ازمزارشریف مجبور به فرار شد ند ، این نخستین نشانۀ سقوط ولایات شمال وقطع رابطۀ سیاسی ونظامی با رژیم کابل بود وهوشداری به نجیب از قریب الوقوع بودن سقوط کامل حکومتش ،  که به مثابه نتایج نا مطلوب اعمال نا سنجیده اش درآئینۀ اقبال خود مشاهده نمود ودرمخمصه قرار گرفت .

 وقتی داکترنجیب درهجدهم ماه مارچ 1992 اعلام نمود که بخاطر ختم جنگ واعادۀ صلح درافغغانستان ازوظیفه استعفا میکنم ) جزب وحدت درپهلوی جنرال دوستم قرار داشت واحمد شاه مسعود را نیز تشویق وتشجیع نمود که به به ائتلاف بپیوند د جنرال دوستم ،عبدالعلی مزاری واحمد شاه مسعود باهم متحد شد، شک وتردید ها ، بی اعتمادی ها ، وبد گمانی ها کنار زده شد ،   وافراد تحت فرمان آنها مانند آب سه دریای خروشان بهم پیوستند ازسمت شمال بسوی کابل درحرکت افتادند به زود ترین فرصت کابل را زیر کنترول خود گرفتند واز تنظیم های جهادی دعوت نمودند که حکومت عبوری را خود را به کابل اعزام نمایند که صبغت الله مجددی درماه می1992 به کابل آمد .

تاریخ دوم جون سال 1992 قوت های نظامی تحت فرمان رسول سیاف بالای مناطق تحت کنترول حزب وحدت حمله نمود ونیروهای حزب وحدت به مقابله ومقاومت برخاست که این جنگ 14روزدرکابل ادامه یافت ، احمد شاه مسعود وزیر دفاع با تمام نیروی نظامی اش به حمایت قوای سیاف وارد جنگ شد ، حزب وحدت با دولشکر نظامی روبروگردید اما مردانه جنگید به بخاطر دفاع ازمنافع ساکنین مناطق تحت کنترولش وازحیثیت وآبروی خانواده ها عملیات مدافعوی را انجام داد ، بعضی ازدوستان که درآن زمان درکابل بودند گفتند : نیروهای نظامی جنبش ملی دران زمان درکابل زیاد نبود وبرای حمایت ازحزب وحدت وعبدالعلی مزاری وختم جنگ وجلوگیری ازگسترش جنگ نیروهای تازه دم ازمزارشریف مقرفرمان دهی جنرال دوستم به کابل رسید ، قوماندان های جنبش ملی به طرفین جنگ اعلام نمودند که عملیات نظامی خود را متوقف نمایند درغیرآن به عواقب ناگواری مواجه خواهند شد ، لبۀ تیز این ابلاغیه بسوی نیروهای ائتلافی اتحاد اسلامی ، جمعیت اسلامی ، شورای نظاروقوای وزارت دفاع بود که بعد ازان جنگ فروکش نمود وحزب وحدت ازحالت نگران کننده وبحرانی به حالت عادی برگشت ، بعضی ها تلفات طرفین درگیر دراین جنگ را چهارصد نفر کشته وبیشترازیکهزارنفرزخمی قلمداد نموده اند .

پس ازختم همین جنگ ومقاومت حزب وحدت ، قدرت وشهامت رهبران واعضای آن به اثبات رسید حکومت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی مجبورگردیدند حزب وحدت را به حکومت شریک بسازند ، سه پست وزارت وسه چوکی درشورا

به حزب وحدت داده شد ، حزب وحدت برهبری عبدالعلی مزاری درکابل ازلحاظ داشتن نیروهای رزمی وجنگ افزاربصورت چشمگیری قوی بود زیرا علاوه از آنکه ازحمایت توده های میلیونی ساکنین مناطق مرکزی افغانستان برخورداربود پس ازسقوط رژیم داکتر نجیب ، ( فرقۀ 59 ) وقسمتی از( فرقۀ 69 ) همچنان نیمی از( قوای 15 ) به حزب وحدت پیوسته تحت فرمان عبدالعلی مزاری رئیس شورای مرکزی حزب وحدت قرارداشت .

عبدالعلی مزاری بحیث شخص مدبر ومآل اندیش تمام سازمانهای سیاسی هشتگانه را که بیشترین اعضای آن اهل تشیع بودند متحد ساخته حزب وحدت را درسال 1989 بوجود آورده بود تا درمقابل مخالین ومهاجمی بصورت مشت گره شده عمل نماید که نام واعضای رهبری این هشت حزب یاسازمان سیاسی به شرح آتی است :

 1 -- حرکت انقلاب اسلامی افغانستان برهبری آیت الله محسنی قندهاری که بیشترین اعضای آن پشتونهای شیعه مذهب بودند.

 2 -- سازمان نصربرهبری دسته جمعی کمیتۀ رهبری .

 3 -- سپاه پاسداران برهبری حجت الاسلام زا هد ی .

 4 -- نهضت اسلامی افغانستان برهبری اخلاقی جاغوری .

 5 -- نیروی اسلا می افغانستان برهبری ظاهر محقق بهسودی .

 6 -- حزب اسلامی زهد برهبری قاری احمد .

 7 -- جبهۀ متحد برهبری حسن روح الله .

 8 -- شورای اتحاد برهبری سید علی بهشتی .

 قابل یاد دهانی است که آیت الله محسنی رهبر حزب حرکت اسلامی شاید به امید قرار گرفتن درراس رهبری حزب وحدت به این وحدت سازمان ها آمده بود اما زمانیکه این آرمانش برآورده نگردید پس ازمدت کوتاهی ازحزب وحدت خود را کنار کشید وهفت حزب متحده بنام حزب وحدت درمقابل هفت تنظیم مجاهدین قد برافراشته فعال باقیماند که به آنها خوش آیند نبود ومجاهدین واقعیت های عینی جامعه را درنظرنگرفته حاضر نشدند حزب وحدت را با خود متحد نمایند .

 وقتی درماه اوکتوبر سال 1994 گروه طالبان برهبری شبکۀ استخبارات پاکستان درمنطقۀ سپین بولدک قندهارتجنع کرده پلان تعرضی وحملات نظامی خودرا بالای مواضع مجاهدی درقندهاربا قتل وکشتارآغازنمود ، زمانیکه بصوب کابل حرکت نمودند عبدالعلی مزاری ونیروهای حزب وحدت که درغرب کابل درمسیر راه ورودی به شهرمتمرکزبودند برای جلوگیری ازورود طالبان به شهر کابل که زیر اولین ضربه های نظامی طالبان قرارمیگرفت بعضی ازقطعات نظامی خودرا به غزنی اعزام نمود تا به کمک قاری با با مسؤل امور غزنی مانع عبور طالبان بسوی کابل شوند ، قاری با با شاید به هدایت مرکزوشاید نسبت سازش با طالبان ، با حزب وحدت همکاری نکرد قطعات حزب وحدت مجبور به عقب نشینی شدند زیرا قوای بیشتر را ازکابل به حمایت قوای اعزامی به غزنی افراز مینمودند قوایش درکابل ضعیف میگردید واحتمال حملات مجدد مخالفین حزب وحدت درکابل وجود داشت ، طالبان که زیر رهبری تاکتیشن های نظامی پاکستان قرار داشت به کابل وارد نگردید بسوی لوگر وچهار آسیا حرکت نمود ند که مقرگلب الدین حکمتیار بود ، پس ازمتمرکز شدن درچهارآسیا به حزب وحدت پیغام فرستاده ودعوت کرده بودند باهم دریک ائتلاف متحد شوند هنوز جواب رسمی ازطرف حزب وحدت به آنها داده نشده بود که طالبان ازچهارآسیا بسوی کابل هجوم آوردند که دراین زمان تمام نیروهای موجود جنبش درکابل وحزب وحدت دریک سنگردرمقابل لشکر طالبان قرار داشتند ، طالبان توانسته بودند مناطق شاه شهید ، بالا حصار ، کارتۀ نو رابه تصرف خود درآورند جنرال فوزی یکی ازقوماندا ن

های متجرب جنبش ملی به جنرال دوستم دربرابر پرسش وی ازوضع منطقه وچگونگی جنگ گزارش داده گفته بود : نیروهای جنبش ملی وحزب وحدت درسنگرهای واحد مقابل مهاجمین دشمن (طالبان ) به دفاع ومقاومت می پردازند ، مهمات روبه ختم است وجنگ آنقدر داغ است که طبق گزارش ها حتی زنان قهرمان درکارتۀ سه وسایرمناطق تحت کنترول حزب وحدت مرمی های ذخیرۀ خودرا به دسمال بسته ویا به نوک چادری خود گرفته به حضور عبدالعلی مزاری می آورند وقهرمانی ازخود نشان میدهند جنرال دوستم دریک بیانیۀ خود درمورد قهرمانی ها وپیوند ناگسستنی عبدالعلی مزاری با مردمش گفت درزمانی که طالبان لحظه به لحظه حلقۀ محاصره را به نیروهای حزب وحدت وجنبش ملی درکابل تنگتر میساختند با عبدالعلی مزاری رهبردلیرحزب وحدت تماس گرفته پیشنهاد نمودم که اورا ازمحاصره ومخاطرات جانی نجات میدهم باشهامت بی نظیری اظهار داشت نمیتوانم ملت ام را تنها بگذارم وتنها خود را نجات بدهم ، جنرا ل دوستم گفت : روز دشواری بود ترس وجود داشت که مبادا اصرارزیاد من برای نجات جان عبذالعلی مزاری حیات اورا درچنین حالتی بیشتر به خطر مواجه سازد .

 طالبان که مقاومت بیش ازحد حزب وحدت ودوستان آنرا دیده بودند دست به توطئه یی زدند وخواستند درظا هربا حزب وحدت  کنار بیایند وائتلاف بکنند وعبد العلی مزاری را برای مذاکره ومفاهمه به چهارآسیا دعوت نمودند ، عبدالعلی مزاری که شخص صادق بود  با دونفردیگربه چهار آسیا رفت طالبان نامسلمان خلاف حکم آیت قرآن ( اوفوا بعهدکم ) عمل نموده اورا دستگیرنمودند ، جنرال دوستم میگوید همان روزی که استاد مزاری به چهار آسیا به مقر طالبان رفته بود من همراه استاد محقق با محمود مستری نمایندۀ خاص ملل متحد وهیئت همراه او که ازطرف محمد ظاهرخان شاه سابق اعزام گردیده ودر درترکیب هیئت ، محترم عبدالاحد کرزی پدررئیس جمهورفعلی ،دوکتورستارسیرت ،سلطان محمود غازی ، جنرال عبدالحکیم کتوازی حضور داشتند مصروف بودیم ، درهمان روز، رول فیلمی بدستم رسید به عجله درگوشه یی رفته فیلم را به شعاع آفتاب کرفتم که دیده میشد دستان استاد مزاری را طالبان بسته وجند نفربه سر وروی او چنگاو بودند ، من این موضوع را با محمود مستیری وهیئت اعزامی پادشاه سابق نیز طرح کردم تا راهی پیداشود که استاد غبدالعلی مزاری نجات داده شود اما افسوس تلاش ها بجائی نرسید .

 طالبان عبدالعلی مزاری ودونفرهمراهان اورا بنام اینکه به قندهار پیش ملا عمرمیبرند به هلیکوپترسوارنموده بعد ازپرواز دربین طیاره آنهارا به قتل رسانیده دردشت های مربوط به غزنی برزمین نشسته اجساد آنهارا ازهلیکوپتربیرون انداخته بودند بعضی ها میگفتند زمانیکه مزاری وهمراهانش دست بسته به طیاره گرفته شده بود درمنطقۀ غزنی وقتی آنهارا ازهلیکوپتر بیرون کشیدند جور وسلامت بودند اما ممکن است ازداخل طیاره به طالبان غزنی گفته شده باشد که ما سه نفر را ازطیاره درفلان منطقه پائین میکنیم شما باید آنهارا تیر باران کنید ، حقیقت هرچه باشد عبدالعلی مزاری ودونفر همراهان اورا طالبان به قتل رسانیدند ، تابوت شهید عبدالعلی مزاری ازغزنی تا بامیان وازبامیان تا مزار شریف توسط جوانان هزاره ودوستان وی با عبورازفرازونشیب کوه ها وراه های پرخطردسات بدست وشانه به شانه انتقال داده شده بامراسم شانداری با اعزاز واکرام به خا سپرده شد( روحش شاد باد)0

طالبان که درنظر داشتند یک حکومت طراز فاشیستی ومطلق العنان ولجام گسیخته یی را درافغانستان بوجود آورند که بقول رسانه ها ازآغاز تا انجام کارشان هزاران نفرهزاره ، اوزبیک ، تورکمن وتاجیک را بصورت دسته جمعی وفردی به قتل رسانیدند وسیستم اداری واجرائی ریاست جمهوری افغانستان را نابود کرده سیستم حکومتی امارت را اعلام نمودند تا کلیه اجراات تحت ادارۀ یکفرد بحیث نمایندۀ پاکستان بنام امیرافغانستان صورت بگیرد

پس ازشهادت عبدالعلی مزاری درحزب وحدت انشعاب رخ داد که کریم خلیلی ،محمد محقق ، مصطفی کاظمی واکبری هرکدام درراس فرکسیون های منشعب حزب وحدت قرار گرفتند که دردوران حکومت طالبان اکبری بسوی طالبان لغزیده بود وازمصطفی کاظمی هم درمقابله با طالبان کمتر نام برده میشد اما نام خلیلی ومحقق درمقاومت علیه طالبان زبازد عام ورسانه ها بود، فعلاً کریم خلیلی معاون رئیس جمهوراست وسه نفر دیگردرشورای ملی حضور دارند .

  بیوگرافی عبدالعلی مزاری : درسال 1947 یعنی دوسال پس ازختم جنگ جهانی دوم درخانۀ حاجی خدا داد درعلاقداری چهار کیت مزارشریف طفلی چشم به جهان کشود که والدینش نام اورا عبدالعلی گذاشتند وی درآغوش گرم خانواده بزرگ شد درسن کودکی به آموزش خط وسواد به مکتب ومدرسه رفت ودرعنفوان جوانی بزرگان خانواده اش اورا با اسمعیل بلخی که عالم متبحرعلوم مذهبی وسیاسی بود معرفی نمود عبدالعلی مزاری ازعلوم واندیشه های او فیض گرفت وبعد ها بخود مزاری تخلص انتخاب نمود وبه همین نام شهرت یافت ،

عبدالعلی مزاری دورۀ دوسالۀ خدمت عسکری را نظر به لزوم دید آمران نظامی اش بصورت متحرک درکابل ، خوست وگردیز به پایان رسانیده درسال 1971 ترخیص گرفت ، بعدا برای کسب تحصیلات بیشتر وعالیتر به ایران رفت به حوزۀ علمیۀ قم راه یافت پنجسال متواتربه تحصیل ادامه داد با بسیاری ازروحانین مبارز ایران که برعلیه رژیم شاهی مبارزه میکردند آشنا گردید ودرسال 1971 با آیت الله خمینی وسایرین یکجا دستگیر شده به زندان انداخته شد وزمانیکه آیت الله خمینی به عراق تبعید شد پولیس ایران عبدالعلی مزاری را به افغانستان دیپورت نمود وممنوع الورود ساخت ، عبدالعلی مزاری برای ملاقات وتبادل نظر با آیت الله خمینی گاه گاهی به نجف اشرف درعراق میرفت پس از ملاقات باوی وزیارت اماکن مقدسه وکربلای معلا دوباره بسوی اهداف دیگرش حرکت مینمود ، به سلسلۀ همینگونه سفرها درسال 1978به قصد دیدار با آیت الله خمینی به نجف اشرف رفت اما خمینی قبلا به فرانسه برده شده بود ، مزاری ناچار به سوریه ودمشق رفت چندی منتظرماند وحوادث افغانستان را تعقیب مینمود وراه چاره برای نجات قوم ازمخمصه جستجو میکرد پس ازمدتی ازسوریه به پاکستان وازآنجا به افغانستان وارد گرد ید ، بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی درایران ، عبدالعلی مزاری نزد روحانیون مبارزایران ازاعتماد واعتبارزیادی برخوردار بود ، درسال 1991 که هنوز داکتر نجیب برسر قدرت بود رابطه هائی بین جنرال دوستم وعبدالعلی مزاری برقرار شده بود که

دران وقت فعالیت سیاسی روشنفکران برای متحد ساختن نیروهای نظامی وقوماندان های جهادی درشمال جریان داشت وجنرال دوستم همراه با قوماندان های برجسته خود مثل رسول پهلوان ودیگران درصدد ایجاد یک ائتلاف نظامی با مجاهدی بود تا برای دفع خطر ناشی ازتحرکات ضررآفرین وغیرمفید جمعه اچک به ضربۀ کاری ونابود کننده بزنند ، دران وقت جمعه اچک باشیطنت های مخربانه روزبروزذهنیت منفی به  داکتر نجیب علیه جنرال دوستم وهمکاران او درشمال ایجاد نموده آن را تقویه میکرد .

عبدالعلی مزاری درچنین مرحلۀ حساس نقش مؤثردرمورد بهم نزدیک ساختن نیروهای احمدشاه مسعود با نیروهای مسلح جنرال دوستم ایفا نمود زمانیکه احمدشاه مسعود باجنرال دوستم تماس برقرار نموده توافقات خودرا به تشکیل ائتلاف نظامی وسیاسی اعلام نمود شادمانی زایدالوصفی دربین توده های میلیونی افغانستان بخصوص درشمال ، غرب وشرق درمردم بوجود آمد .

پس ازرویکارآمدن استاد ربانی بحیث رئیس جمهور درکابل درواکنش به خواسته های برحق حزب وحدت ،( اتحاد اسلامی ، جمعیت اسلامی ، شورای نظاروقوت های نظامی تحت فرومان وزیر دفاع (احمد شاه مسعود) به محلات مسکونی ومناطق تحت کنترول حزب وحدت درکابل عملیات نظامی را آغازنمودند که دراین وقت عبدالعلی مزاری برای دفاع ازمواضع خود وجلوگیری ازگسترش جنگ ، ایجاد شورای هم آهنگی با جنبش ملی وحزب اسلامی حکمتیار راطرح نمود ، چون بین حزب وحدت وجنبش ملی قبلا ًتفاهم وجود داشت لهذ ا نمایندۀ حزب وحدت درچهارآسیا ونمایدۀ جنبش درتاجکستان با افراد باصلاحیت گلب الدین حکمتیارمذا کرات انجام داده برای ایجاد شورای هم آهنگی موافقه نمودند وچهارمادۀ ذیل را بصفت تعهد نامۀ شورای هم آهنگی

 نوشتند وامضا نمودند که این چهار ماده به شرح آتی است :

 اول -- عدم سهمگیری درجنگ علیه همدیگر .

 دوم -- برای حل بحران تشکیل حکومت وبرگزاری انتخابات  .

 سوم -- تامین امنیت افراد مربوط به شورای هم آهنگی درمناطق همدیگر .

 چهارم -- موضعگیری مشترک درقضایای افغانستان .

پس از این تفاهم جنبش ملی برهبری جنرال دوستم به انتقال سلاح ومهمات وافراد نظامی به حزب وحدت آغاز کرد ه درمنطقۀ چهار آسیا با استفاده از سرک قیر بحیث خط رنوی طیاره به زمین مینشست ، محمولات خود را تخلیه میکرد وبعد ، ازچهار آسیا تا کابل توسط موترهای نظامی به قرارگاه حزب وحدت رسانیده میشد تامین امنیت راه ازمحل حمل محموله ها تا قرار گاه حزب وحدت بدوش نیروهای جنبش ملی بود .

بعد ها که حکمتیارمیخواست نیروهای خود را وارد کابل نماید خلاف مطالب تذکار یافه درمادۀ سوم تعهد نامۀ شورای هم آهنگی اصرار داشت که پوسته های امنیتی موجود درمسیر راه چهار آسیا وکابل برای نیروهای حزب اسلامی تخلیه شود ، این تقاضای او بی اعتمادی را بوجود آورد که جنرال دوستم به آن موافقه نکرد .

 گلب الدین حکمتیار میگوید در12 جدی1372( دوم جنوری 1993 )بعد ازتفاهم مجدد (با اعضای شورای هم آهنگی)عملیات درکابل آغاز شد وزارت دفاع ، میدان هوائی ، رادیوتلویزیون تصرف شد ، جنبش ملی تمام نقاط مهم وسترا تیژیک کال را درکنترول خود گرفت شورای نظارازکابل بیرون رانده شد ، بین شورای نظاروجنبش ملی درپل محمود خان رویاروئی رخ دا د، نیروهای جنبش ملی به سرعت ازپل محمود خان تا میدان هوائی خواجه رواش وتمام مراکزشورای نظار را تصرف نمود ربانی مجبورشد با جنرال دوستم تماس گرفت وگفت با بزرگواری خود اشتباه احمدشاه مسعود راعفوکنید ، جنرال دوستم آن را پذیرفت

امرتوقف تحرکات نظامی را صادرکرد ودرهمان شب رادیو تلویزیون درخبر ها گفت درپل محمود خان دراثر یک سوء تفاهم درگیری رخ داده بود الحدلله رفع شد شهریان کابل مطمئین باشند ....

-----------------------------------

 اسناد اتکائی: جنبش هزاره ها نوشته یارمحمد کوهسار.

                 دسایس پنهان نوشتۀ گلب الدین حکمتیار.

                 آرشیف شخصی وریفرنس ها .

 

+ نوشته شده در  85/12/15ساعت 21:57  توسط دولت  | 

                                       بیانیه ی بنیاد فر هنگی کاتب هزاره

                       به منا سبت دوازده همین سالگرد شهادت استادمزاری

                                                * * * * * * * * * * * *

                                          مزاری معمار مناره نور و رهایی

          بنیاد فرهنگی کاتب هزاره، ضمن تجلیل وتقدیر از افکار بلند وشخصیت فرزانه و تاریخی رهبر شهید استاد مزاری، دوازده همین سالگرد شهادت جانگدازش را گرامی میدارد.

           بنیاد فرهنگی کاتب هزاره، باور دارد که اصول سیاسی و فرهنگی که مزاری شهید بنیاد گزار و با نی ان بود ه است، یکی از راه های شفاف و مطمن تأ مین فراز مندی و سر بلندی ملت افغانستان و ایجاد نظام برابری و عادلانه در کشور ما می باشد.

         ملت نجیب و رنج دیده افغانستان، می داند که مزاری بعنوان معمار وحدت و برابری ملی در وطن ما چون مناره ای  نور ورهای، در دوران شامگاه هان سیاه  فتنه و نفاق، مشعل فروزنده ای  هدایت و نجات ما را بر افوخت وبا شعاع دانش و دیانت ملی خود، زندگی و کوره راه های سر نوشت مارا روشن نمود.

    ...جامعه هزاره، نباید به پیر و جوان، تندرو وکندرو، چپ وراست، تقسیم  و صف بندی گردد، هزاره هزاره است. عصر مزاری نمونه  ای کا مله ای این باور می باشد. وباید است که، برای حفظ وحدت ملی و هویت تاریخی مان، این تابلوی برادری و زیبا را بعنوان معیار متکامل در حیات ملی خو دها، د اشته باشیم وبا هرمندی زیبا ترش گردانیم...

  ۴- نام مزاری را نباید، سنگر بسازیم برای کوبیدن دیگران و رقبای فکری و فر هنگی مان. چون مزاری مرکز مهرو محبت ورزی و دوست یابی، در عرصه ملی و خود مانی بود. بنأ از ادرس مزاری نباید بی مهری پست گردد .خصوص برای انهای که از مردم مزای می باشند..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/13ساعت 11:33  توسط دولت  | 

          بنا م خداوند عدالت و آزادی

    شهید مزاری نماد درد تاریخی وهویت ملی جامعه هزاره

              مرا دردیست اندر دل اگر گویم جهان سوزد

           اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

                           چراغ ظلم ظالم تا دمی محشر نمی سوزد

                           اگر شبی سوزد شب دیگر نمی سوزد

قبل از همه به پیشگاه ابر مرد راستین تاریخ پیکار و مبارزه راه حق و عدالت سمبول شجاعت مردانگی ایثار پایداری پرهیز گاری پاک نفسی مزاری شهید ادای احترام مینمایم ودوازدهمین سال روزشهادت منادی وحدت ملی را به مردم عدالتخواه، صلح دوست، تمدن پرور و ترقیخواه افغانستان قلبا تسلیت میگویم .

بعد از آن كه كشوری به نام افغانستان شكل گرفته است وجامعه هزاره در مدت بيش ازدوونیم قرن اخيرشاهدتجارب دشوار وخونین همرا ه با باز نمائی سیاسی در ادوار گونا گون بوده است .

اززمان حكومت احمدشاه ابدالی تا امارت امیر عبدالرحمان، هزارستان، سرزمين نسبتاً خود مختار بود و توسط خوانين محلي هزاره به صورت پراكنده اداره مي شد. ميريزدان بخش بهسودی همراه بابسياری از خوانين بهسود، باميان - دایکندی و دايزنگی تلاش كردند تا هزارستان را تحت اداره و رهبري واحد سياسی بياورند ، از دخالت های شيعيان غير هزاره ی كابل ــ كه در واقع عوامل حكومت كابل در ميان هزاره ها بودند ــ جلوگيری نمودند، پيشرفت ميرهای هزاره كه براي هزاره ها شكل گيريی حكومت واحد و مقتدر هزارستان را نويد مي داد، برای حكومت كابل، زنگ خطر ظهور يك رقيب سياسي را به صدا در آورد. که در کنارحكومت امير دوست محمد خان، در دل دره های سرسبز هزارستان، رهبران دلير، خردمند، مقتدر و مردمي ظهور كرده بودند كه امير كابل نمي توانست بدون توافق و همكاري آنان مأمورينش را به هزارستان بفرستد.میر های مبارز باایمان و مقاوم هزارستان که در برابر مظالم حکومت امیردوست محمد خان قیام کردند وبه امیر کابل اطاعت نداشتند ولی متآ سفانه عمال امیر کابل با تعهد امضاء در قرآن کریم آنها را برخلاف قول وپیمان فریب داده. واداره واحد سیاسی هزارستان را درهم شکست ورهبران آنان راسرکوب نمود.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/13ساعت 9:22  توسط دولت  | 

                                        مردم هزاره و خراسان بزرگ*
 
                                                   بصیر احمد حسین زاده
مردم هزاره و خراسان بزرگ عنوان کتابی است که به تازگی در ایران منتشر شده است. نویسنده این کتاب محمد تقی خاوری شاعر ونویسنده ایرانی است.

طبق آنچه در مقدمه کتاب آمده ، این کار حاصل سالها تلاش و پژوهش نویسنده، در مورد مردم نژاد هزاره در ایران و افغانستان است.

در بخش اول نویسنده نگاهی دارد به وضعیت جغرافیایی منطقه هزاره جات و در قسمت دیگری از کتاب به شناخت منشأ قوم هزاره اشاره شده و این موضوع نسبتاً به طور مفصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/12ساعت 16:46  توسط دولت  | 

           استاد شهید عبد العلی مزاری و دمکراسی    

        انجنیر سخی ارزگانی

تاریخ 22 حوت 1385 خورشیدی مصادف است با شهادت استاد عبدالعلی مزاری که دوازده سال قبل با یک توطئه داخلی و خارجی به دست گروه طالبان تمدن ستیز و اجیر بیانگان با بیرحمانه ترین خصم شؤنیستی و خشم حیوانی به شهادت رسید.

من مانند سالهای قبل بازهم این بار دوازدهمین سال روز شهادت استاد عبدالعلی مزاری را به پیشگاه مردم عدالتخواه، صلح دوست، تمدن پرور و ترقیخواه افغانستان قلبا تسلیت گفته و خوهان هرچه زودتر تأمین امنیت، استقرار صلح پایدار، تسریع بازسازی، محوه کامل جنگ و تروریزم و تحقق نظام مردم سالاری در افغانستان متحد، آباد، مترقی می باشم.

شهید استاد مزاری بناء بر باورهای دینی و آکاهی که از سوابق تاریخی افغانستان داشت؛ نظام های گذشته، عملکردهای حکام مستبد این کشور را مورد نقد خردمندانه خویش قرار داد. و برای بیرون رفت از «بحران هویت ملی» خواهان یک ساختار حاکمیت سیاسی و اجتماعی در افغانستان گردید که بر مبنای اراده، خواست و آرمان های تمام مردمان کشور ما استوار باشد.

من در رثای دوازدهمین سالگرد شهادت استاد عبدالعلی مزاری که اکنون از سوی علم برداران، ارادتمندان و جمع کثیری از هموطنان گرامی کشور ما در خارج و به خصوص در داخل افغانستان در حال تدارک از برگذاری این سال روز هستند؛ فقط منجمله سه طرح خردمندانه، میهن دوستانه، مدنی و دموکراتیک شهید استاد مزاری را به کند و کاو می گیرم؛ تا خوانندگان گرانقدر و هموطنان عزیز افغانستان، خود در زمینه قضاوت نمایند:

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/12ساعت 12:38  توسط دولت  | 

عبدالسمیع حامید

بعد  از   تو   ترس   دارم  اواز ما نماند

در   دفتر   محبت   فصــل   وفا   نماند

بعد  از  ترس   دارم   روح  چمن بمیرد

پیک  بهشت  و   باران  در بیشه پا نماند

ای تک درخت !در تو جنگل بهار میکرد

رفتی  و  می  هراسم  ان   روز ها نماند

از  بس که زخم خوردم در تو ز اشنـایان

بی  تو  هراس   دارم   هیچ   اشنا  نماند

ای  فصل  وصل  گلها  رفتی  ولی مبادا

این  باغ  از  جــــدایی  دیگر  جدا  نماند

+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 21:39  توسط دولت  | 

استا شهید بابه مزاری

                    مزاری در باور ونگاه شاعران وسخن سرایان هزاره

           بمناسبت دوازدهمین سالگرد شهادت پدر ،سروده های از شاعران و سخنسرایان مان را که در رثای بابه مزاری سروده اند از سایت در رثای رهبر شهید برای خو انندگان عزیز کاتب هزاره نقل و به نشر می سپاریم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 21:33  توسط دولت  | 

هر دم شهید می شوی، ای تا ابد شهید PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي
محمد بشیر رحیمي   
۱۴ /5/ ۱۳۸۵

آ ه ای همیشه، وسوسه واژه های من
هر لحظه، ذوق گفتن شعری برای من

هر روز، چشمهای مرا، میزنی کلید
هر لحظه، در برابر من، می شوی شهید

هر روز، تکه، تکه، شده تا زه می شوی
در خلق، بیش و بیشتر، آوازه می شوی

روح تو چشمه ای است که در خاک جاری است
روحی که خاک در جریا نش ، بهاری است

تو کیستی؟ که وسوسه های نگاه تو
چون آسمان، در آینه و آ ب، جاری است

از انعکا س چشم کی، آ بی است آسمان؟
این رنگ چشم کیست که اینگو نه سا ری است

هر جای غنچه ی که سر از گل کشیده است
رنگی، ببر نشسته ای، خو ن مزاری است

تو پاک، از هو سکده خاک، پر زدی
روح تو، از هرانچه که دنیاست عاری است

رو کرده بود، اگر چه که، دنیا بتو، ولی
دار و ندارت، از همه دنیا، ندار ی است

اما ببین! که پاره ای از وارثان تو
خط می کشند، بر سر نام و نشان تو

خط ترا، ز خاطر اوراق می برند
چون آبها، که سنگ، در اعماق می برند

خاکسترند! بر رخ ماه تو این همه
کی می نهند پای براه تو، این همه؟

اینان که کوک زندگی شا ن، تو نیستی
هر یک کسی برای خود است و تو کیستی

تو کیستی، که خون تو باشد، برای شان
غیر از حنای ریخته ی دست و پای شان

خون تو، رنگ ناخن زنهای شان شده
گلهای رنگ رفته ای کالای شان شده

خون ترا، معاوضه با غازه می کنند
سرخاب گونه های زن تازه می کنند

هر روز فرش و عرش دیگر می کنند نو
هر روز رنگ خانه و در می کنند نو

چیزی نمانده از تو، بجز این برای شان
خون تو چیست جز، سند خانه های شان

اینسان چگونه، از تو نفس می توان زدن؟
این چیست، غیر بر سر گورت دکان زدن؟

آه ای همیشه! دغدغه ی هست و بود من
انگیزه ی تمام و کمال و جود من

اینگونه، در سراسر من کشته می شوی
هر روز، در برابر من تکه می شوی

از تکه، تکه، تکه، شدن می شوی پدید
هر دم، شهید می شوی، ای تا ابد شهید

+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 20:43  توسط دولت  | 

هفت ایوان غریب

محمد حسن حسین زاده

 

همسفر بر خیز و بشکن چلهء افسوس را

 

از زمین بر گیر تیغ و پرچم   فانوس  را

 

ای نمای سرخ و سبز هفت ایوان غریب

 

در غرور خود بسوزان جرئت ناقوس را

 

صبح در پیش است و هنگام طلوع از پشت تو

 

از فروغ خود بسوزان سایهء کابوس را

 

گر چه در هر سو چشمان تو ای شرقی ترین

 

ماه را می بینم و دستان اقیانوس را

 

باز هم عین شراری باید از آتش شگفت

 

باید از اتش که تا معنا کند ققنوس را

 

پهلوان بعد سیاوش باید از هم نگسلیم

 

بگسلیم اندیشهء مغشوش کیکاوس را

 

دست تو پیوند باران و انارستان ماست

 

پس رها کن باغهای سرزمین توس را

+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 23:50  توسط دولت  | 


(لالاي زينب)

شاعر محمد حسين محمدي



زينب كوچولو تنها نشسته

قابي بدستش قلبش شكسته

زينب  كوچولو  لالا  لالا گفت

با عكس بابا او حرف ها گفت

باباي خوبم بيا به خوابم

اخر كجايي  اي   افتابم

بابا   بگويم   ديشب   دوباره

يك خواب  ديدم خواب ستاره

آمد ستاره  نزديك نزديك

ناگاه ديدم يك شهر تاريك

به شهر تاريك وقتي رسيدم

هرجا  كه  رفتم   ترا نديدم

در شهر تاريك خفاش بد كرد

ناگاه ديوي گل را لگد كرد

در خواب  ديدم در اسمانم

گفتم  برايت   لالا بخوانم

لالا   گل   من   قلبم   ترا داشت

هرجا كي بودي خيلي صفا داشت

اينجا  ستاره آنجا ستاره

زينب كوجولو بابا نداره

زينب كوجولو لالالالا گفت

با عكس بابا او حرفها گفت

باباي خوبش در  قاب خنديد

انگار زينب يك خواب ميديد
+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 21:20  توسط دولت  | 

                متهم دوم در ساخت وساز فیلم کابل اکسپرس

                   محمد بغلانی-پلخمری-سه شنبه ۲۴ دلو ۱۳۸۵
          بررسی کوتاه در باره جوا بیه اقای سید فاضل به زهما ومبلغ 
          

          ...و از طرف دیگر این فیلم چهره نژاد پرستانه وافرا طی وشخصیت شرارت پیشه سا زندگان و بازی گران خودرا نیز به مردم دنیا و ملت افغانستان معرفی می نماید.
           ... در این میان بعض از چهره های ظا هرا روشنفکر شاید برای گریز از اتهام که متو جه شان گردیده است با موضع گیر شتاب الود اما هراسناک باور های قلبی خودرا در متهم سا ختن هزار ه ها پنهان نکرده و اقدا مات بجا و عادلا نه رهبران هزاره برای دفاع از حیثت اجتماعی و کرامت انسانی شان را نیز نوعی سو استفاده جوی سیاسی دانسته و بقول معروف قصاب نه بره ملامت است که در برابر کارت قاتل خود تکان خورده است. 
         اقای فاضل رادیو دری ضمن اظهار نا راحتی خود از استفاده جوی بعض رهبران هزاره ها از احساسات مردم اتهام دیگری را نیز بر بزرگان هزاره که درصفوف مردم از توهین به خلق شان گپ زده اند وارید نموده و مدعی ان گردیده که تعداد می خواهند از این مسله سو استفاده نمایند!!
               ولی نام برده از نام بردن ان افراد استفاده جو خود داری می نماید. اما این قلم باور دارد که اقای فاضل رادیو دری از اگاهی ملی و شعور مندی و فراز مندی خلق هزاره نا راحت وعصبانی است چون او ازهر کسی دیگری بهتر می داند که اگاهی ملی و جمعی ملت هزاره مرگ نکبت بار مفت خوا ران و ریا کاران بهشت فروش که از مذهب ومحمد فقط تجارت و اراستن زندگی مادی .... 
         والا اقای فاضل رادیودری انگو نه که گفته است با شخص اقایان خلیلی و محقق مشکل ندارند و در عید ها خدمت و دست بو سی شان رسیده و عیدی خودرا دریافت می نماید.گر چه این کار برای شخص اقای فاضل رادیو دری باید عار باشد که با خلیلی ومحقق روبرو گردد ولی اینچشمها از خجا لت نیست که نیست چون این اقای فاضل رادیو دری باید مقالات خو درا در مجله امین باید عبور نماید که خلیلی و محقق کی هستند وچه کرده اند.بهر صورت. ادعای اقای فاضل رادیودری در این جهت بیان گر دو نکته مهم می تواند باشد.
- 1 این حرف مثل دیگر با فته های وگفته های ایشان از روی عقده مندی وحسادت نسبت به هزاره ها ادا شده باشدو صرف یک ادعای بی اساس وتهمت می تواند حساب گردد -
-2 ویا اینکه اقای فاضل براین ادعایش سند معقول و قابل قبول برای افکار عامه ندارد و یا اینکه بخاطر داشتن کدام مرض ویا امید واری به ان رهبران از افشا گری در باره انها خود داری می نماید.که این هم یک سازش خا ینانه با استفا ده جویان است!!

           ما در این نوشته به نا مه اقایان زهما ومبلغ که عنوانی وزیر خارجه کشور شان نوشته اند و جو ابیه اقای فاضل رادیو دری به اقایان زهما و مبلغ هم تماس نمی گیریم بخاطر اینکه خوانندگان این دو نوشته در باره حقیقت و صداقت ان قضا وت خواهند کردند.
ما در این نوشته ی کو تاه در باره مشی ورویشهای سیاسی اقای فاضل رادیو دری کمی مکث نموده از سعود وزوالهای سیاسی شان گپ می زنیم تا در پرتو این یاد داشتها چهر ه اصلی اقای فاضل رادیودری حد اقل برای یکتعداد که تا هنوز بنا حق بخاطر نام پیامبر احترامش می کنند برملا شود که فاضل رادیو دری و امثال ایشان هیچ ربط و ارتباط با محمد پیامبر برابری و عدالت ندارد

               ان پیامبر که دست زحمت کشان و کارگران را قابل بوسیدن می داند ان پیامبر که بلال برده سیاه پوست را با ابولهب وابو سفیان سران سرکش قریش همتراز می داند پیامبر که ارزش انسانها را به تقوی انها می سنجد بدون شک با افکار گندیده و منفور که خلق را به بندگی و تعظیم و دست بوسی خود دعوت می کنند و قرنهای قیامتی فاصله دارند واین تفکرات با اندیشه های سیاه ابو جهل و ابو لهب و ابوسفیان نزدیکی دارند انهای که از پیام برابری پیامبر نا راحت بودند انهای که سیادت جاهلی شان را بر خون تباری شان استوار می دانستند با امثال فاضل رادیو دری خیل شباهت دارند.

         ان مجمو عه های که جز تبلیغ شرارت و نفاق وشیطنت در میان جا معه اسلام کاری ندارند مجمو عه که در هر محفل ومجلسی از نسبت موهوم شان به پیامر عدالت خواه حرف زده و خون شان را برخ مردم می کشانند از جمله کسانی حساب می شوند که بعد از قرنها طلوع افتاب برابری اسلام بوت پرستی را بگونه دیگر ان تبلیغ می نمایند واین تفکرات برتری خواه مانند تریاک تروریسم برای جوامع انسانی خطر ناک است مردم خصوص هزاره ها باید است که از رشد ونمو ی این جراسم فکری جلو گیری نمایند...

           مگر کشته شدن جوانان هزاره که با دختران به اصطلاح سادات ازدواج کرده بودند با فتوای چه کسی جز افراد امتیاز خواه و تبار گرای چون فاضل رادیو دری انجام یا فته باشد. ازدواج دختران انها با هندو یهود جایز است اما با هزاره نه !!
           این نوشته برای بررسی به سیادت و سید نبودن کسی کار ندارد چون در اسلام سید به نژاد و خون کسی ارتباط ندارد بلکه سید و اقا در نزد خداوند کسی است که عمل انسانی نیک وتقوی دینی وسیاسی دارد نه ان فواحش سیاسی...
           ما فاضل رادیو دری را برخلاف باور خودش فقط بعنوان یک انسان میشناسیم وبکرامت انسانی اش احترام داریم و بس در بررسی در باره اقای فاضل رادیودر نیز به شخصیت انسانی وقومی شان کار نداریم که برای ما کرامت انسانی قابل احترام است ما میکوشیم که نسبت به زندگی شخصی شان کدام تعرضی انجام نگیرد وایشان اگر در نقد که نسبت به اقدامات و کردار سیاسی شان اعتراض داشتند و یا کدام دروغ وتهمتی رادر نوشته ما می بیند می تواند با دلیل ومدرک جواب بدهند.
         ما در بغلان هستیم و می توانم در ارتباط با گفته های خود در یک محکمه رسمی حاضر شوم وایشان هم باید بیایند.اما باید بگویم که من مبلغ وزهما نیستم که از کر وفر وتبلیغ اقای رادیو دری بهراسم.از طرف دیگر اقای فاضل رادیو دری با یک شخص و دونفر طرف نیستند که انهارا از المان به محکومه بخواهند بلکه ایشان با وجدان عمومی ملت افغنستان خصوص شش میلیون هزاره روبرو می باشد. واین پرونده بسته نخواهد شد مگر انه متهمین بجزای خود برسند ولو اینکه یک قرن دیگر دوام بیا بد.
بهر حال اقای فاضل رادیو دری خو درا بعنوان یک فرد سیاسی وفر هنگی این کشور می داند و ما هم به کمالات شخصی شان اعتراف داریم اما اقدا مات و عمل کرد ها ی سیاسی و فرهنگی ایشان قابل نقد است 
         ما از خد ما ت اقای فاضل برای هزار ها نیز گپ می زنیم تا حق هیچ کسی ضایع نگردد.
اقای فاضل رادیودری کیست و چه کرده است؟
اقای فاضل رادیو دری اولین نوشته ادبی خود در سالهای 1357 که تحت عنوان -طلوع دیگر- در نشریه کانون مهاجر -* پیام مهاجر در قم ایران بنشر رسانید وارید مطبوعات مها جرین گردیده است واخرین نوشته ایشان جوا بیه است که برای زهما ومبلغ نوشته اند.
       اقای رادیو دری بعد از همان مقاله که یاد شد بعنوان یک جوان با ستعدا در میان مهاجرین مقیم ایران شنا خته می شد.بعداز دوره دبیرستان و یا لیسه که بیشتر درقم مشغول بودند ایشان درمشهد ضمن تحصیل علوم دینی تلاشهای فرهنگی خودراهمچنان ادا مه می داد.
        در اوایل 1365 به سازمان نصر افغانستان متمایل گردیده و بااعضای ان سازمان همنوای می نمود.در اواخر 1360 در رادیو دری مشهد استخدام و مشغول کلر گردید و در عین حال بعنوان یکی از اعضای فر هنگی ساز ما ن نصر افغانستان فعال بود.
درمشهد مدتی را بجیث نویسنده گا هنامه سلام که بصورت تایپ ساده منتشر می شد کار می کرد و گرچه من این مسله را خوب خبر ندارم ولی گفته می شود که بنام این نشریه عمر کوتاه مبلغ خوب دست اقای فاضل رسیده است .
در بهار 1372 بعنوان مسول فرهنگی دفتر جنبش اسلامی افغانستان در مشهد به کار اغاز نمود.
           در سال 1375 به مزار شریف امد ودر کنار اقای محقق رحل اقامت انداحت رادیو دری با استعداد خدا دادی که در چسپاندن و نزدیک شدن ارباب قدرت و پول در اوردن داشت بزودترین وقت مراحل و پله های سعود وترقی در حزب و حدت راپیمود و از مقربان و نزدیکان اقای محقق گردید ایشان با اقای محقق چنان نزدیک بود که در دفتر کار اقای محقق به چا پی دست وپای ایشا ن می پر دا ختند ودر وقت دیدار و روبرو شدن دستهای محقق را می بوسیدند !!
           اقای محقق هم در کمک وبخشش به فاضل رادیودری هیچ مانعی را نمی شناحت هر چه می خواست نوازشش می داد از موتر کورولا گرفته تا پی ژا روی مدرن جا پانی البته موتر کورولای ایشان یک قصه عجیب دارد چون نزدیک بود اقای رادیو دری را به مشهد بر گرداند. چون ایشان نمی خو است کورولا سوار شود و بعد ... اما با لب خند اقای محقق که می گفت من شو خی نمودم مسله حل گردید.
           ودر این زمان اقای فاضل رادیو دری زبان سرخ محقق یاد می شد و عمو ما اعلامیه های اقای محقق را خصوص علیه بگفته اقای فاضل خا ینین ملی چون سید مصطفی کاظمی و انوری وسید جاوید را ایشان می نوشتند وچقدر داغ وقهر امیز هم می نوشت همه را به وجد می اورد.
           او در ان زمان مسعود وربانی و سیاف را خاینین تاریخی وفاشیستهای تازه بدوران رسیده می دانست وبه همین دلیل بود که شعار مشهور مثلث شیطانی مسعود سیاف ربانی را با خود اورده و یا خود ساخته بود و هر جای ورد زبانش بود ودراین برهه از دوستم و ازبیکها نیز بشدت بدگوی می نمود تبلیغات مشکوک و سازمان یا فته او از همان اول شک وتردید های را نسبت به صداقت و سلامت روانی وسیاسی ایشان ایجاد کرده بود وبیانگر این بود که یک شبکه جهنمی باید پشت تبلیغات زهر اگین وتفرقه انگیز نامبرده سنگر گرفته باشد.
             او از رابطه خوب و صمیمی هزاره ها و ازبیکها سخت رنج می برد.وبشدت کار می کرد تا میانه خوب هزاره وازبیکها را خراب نماید و به همین خا طر اقای محقق بار ها فاضل رادیو دری را از حرف زدن در باره جنبش وازبیکها منع می کرد و می گفت اسا سگزار این روابط رهبر شهید است وهر کسی در اینباره حرف می زند با مزاری روبرو می باشد.
          درهمین ایام بود که بخت اقای فاضل بالا تر قدم می گزاشت و بااقای ظهره وند قونسل ایران در مزارشریف از نزدیک و توسط اقای بشیرتوحیدی رفیق گردید.ومورد اعتماد نامبرده قرار می گرفت.
        دیر نگزشت که اقای فاضل عضو دفتر سیاسی شمال و مسول مهمان خانه رسمی حزب وحدت گردید وتعدادزیاد از اقارب و برادران خودرا در مهمان خانه اورده زندگی مرفهه را برای بستگان خود ارمغان نمو دند اقای محقق به شوخی و گاهی جدی می گفت اینجا مهمانخانه سنچارک است نه حزب وحدت.
         اقای فاضل بعد از انکه پایه های خودرا با خشت طلای تملق و دست بوسی در شورای ولایتی حزب وحدت شمال محکم نمودبه کوبیدن رقبای خود در داخل ان حزب پرداخت خصوص باانعده از افراد که به وهم اقای فاضل هزاره گرا و قوم پرست یا ضد جمهوری اسلامی ایران بودند اغاز نمود و در کل مسایل دخالتهای بیجا می نمود اول از نشریه امروز ما اغاز نمود وکل هزاره های مشغول در حزب وحدت را مر بوط به ان نشریه تند رو می وابسته می خواند.
          بی چشمی اقای فاضل رادیو دری بحدی رسیده بود که بر ملا و در حضور بچه های حزب و حدت از رهبری حزب اقای خلیلی بشدت انتقاد نموده وبدو بی راهش می گفت و درهمان زمان از محقق بحیث یک چهره نمونه و جوهر سیاست و کیاست یاد می کرد. ایشان از زبان اقای علا رحمتی میگفت که خلیلی از محقق خو شش نمی اید.
             ما در هما ن روزگار هم اسناد زنده از تو طه های سید انور رحمتی مشهور به علا وسید مصعب و سید فاضل رادیو دری در اختیار داشتیم و می دانیستیم که انها بطور سیستماتیک در با میان و مزار خود شان را در پشت سنگر به اصطلاح دفاع از خلیلی و محقق پنهان نموده و برای خورکردن هردو ی انها می کوشیدند .
            ما با رها برای بزرگان می گفتیم که این چهر ها از عزت ما ویگا نگی هزاه ها رنج می برند و وحدت و یکپارچگی ما را تحمل نمی کنند و برای رسیدن به مقاصد شوم شان یکی طرفدار خلیلی و یکی هم دست بوس محقق گردیده و در حقیقت به ریشه ی همه ما تیشه می زنند از تملق انها بیپر هیزید.اما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 14:11  توسط دولت  | 

 
گریه گاه انسان

به   سوگواری   تو   اسمان   پریشان شد

زمین به ضجه در امد ،  زمانه گریان شد

ز  نور  مشعله  های   شهادت     سرخت

مزار  گم شده ء   عاشقان   چـراغان  شد

خدا  از  امدنت   پیش  خویش دلشاد است

جهان زکوچ تو بیچاره گشت  وویران شد

چو  رود  نور  به سوی ستاره گان رفتی

حضور     مقبره ات گریا گانه انسان شد ...

شمع ماتم

دلم به  سوگ   غریبانه ء  تو   میسوزد

به   جان زخـمی و زولانه ، تو میسوزد

چه   نا   تمام   بـه اطراف شمع ماتم تو

سرود  خوان  تو ، پروانه ء تو میسوزد

                         عبدالوهاب مجیر     

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 21:37  توسط دولت  | 

 زینب 

زینب  غم  همیشه  دنیا ست  در  دلش

زخم همیشه شعله ور ماست در دلش

 

زینب  غم  همیشه  دنیاست  در  دلش

صد کو ره آتش از غم دنیاست در دلش

 

رنج تمام مردم مارا کشیده است

یک کربلا مصیبت عظماست در دلش

 

چادر محرمی است که بر سر کشیده است

هر روز نو حه خوانی و غوغاست در دلش

 

غم هر چی بوده ریخته یکباره بر سرش

داغ عمیق زینب کبراست  بر دلش

 

غم روی غم مقیم دل کو چکش شده

یارب مگر چقدر دیگر جاست در دلش

 

امروزها دوباره دلش در گرفته است

یارب چقدر آتش ٬ بر پاست در دلش

 

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 19:55  توسط دولت  |